«از این حرف‌های متناقض واقعا خسته‌ام»؛ زندگی زیر سایه جنگ در ایران

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

افرادی که از داخل ایران برای بخش بی‌بی‌سی فارسی پیام فرستاده‌اند، درباره‌ احساسشان نسبت به احتمال رسیدن به یک توافق صلح صحبت کرده‌اند.

زنی در دهه‌ بیست زندگی‌اش از تهران می‌گوید: «راستش دیشب کمی امیدوار شدم که شاید جنگ تمام شود و اوضاع آرام بگیرد. بعد دیدم که ترامپ شاید بخواهد زیرساخت‌ها را هدف قرار بدهد.»

او همچنین گفت: «صادقانه بگویم، از این حرف‌های متناقض واقعا خسته‌ام.»

بی‌بی‌سی فارسی تلاش می‌کند بر اساس روایت‌های افرادی که با روش‌های مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شده‌اند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند. این روایت‌ها طبیعتا بازتاب‌دهنده طیف گسترده جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس می‌کند. با این حال، تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل ‌می‌کند.

مرد دیگری که او هم در پایتخت زندگی می‌کند گفت: «احساس می‌کنم یک ماه است در برزخ مانده‌ام. نمی‌توانم هیچ کاری بکنم و همه‌چیز معلق است. از این جنگ واقعا خسته‌ام».

اما زنی در دهه‌ چهل زندگی‌اش خواهان ادامه‌ حملات هوایی بود. او گفت: «می‌خواهم به حمله‌ها ادامه بدهند. از این وضعیت خسته‌ام، می‌خواهم این‌ها (جمهوری اسلامی) بروند».

برخی دیگر درباره‌ تغییرات زندگی روزمره صحبت کرده‌اند.

مردی در دهه‌ سی زندگی‌اش گفت: «این روزها وقت زیادی را در باشگاه می‌گذرانم. کمی شلوغ‌تر شده، حالا دو نفر دیگر هم غیر از من آنجا هستند.»

مرد دیگری از کرج احساس خودش را اینطور بیان کرد: «اتفاق خاصی نمی‌افتد، فقط منتظرم ببینم ترامپ دفعه‌ بعد چه می‌گوید.»

در پیامی که برای بی‌بی‌سی فارسی فرستاده شده، فردی درباره‌ ایست‌های بازرسی در تهران نوشته بود: «این رژیم سرکوبگر دیگر حتی جرات ایستادن در چهارراه‌ها را هم ندارد. نیروها مدام جای خود را عوض می‌کنند، از یک تقاطع به تقاطع دیگر». او افزود: «رژیم فکر می‌کرد با ارعاب و زندانی کردن می‌تواند برای همیشه در قدرت بماند، اما حالا حتی نمی‌تواند آسمان خودش را کنترل کند؛ نه دفاعی دارد و نه چیزی برای از دست دادن. زمانشان تمام شده است».

در شبکه‌های اجتماعی، زنی که گفته بود از تهران می‌نویسد، درباره‌ وضعیت شهر نوشته بود. او گفته بود که نمی‌تواند به مناطق آسیب‌دیده‌ شهر برود. همچنین گفته بود این اولین سال نویى است که سفره‌ هفت‌سین نچیده است.

زن دیگری درباره‌ ادامه‌ گسترده‌ حملات هوایی نوشته بود. او یکی از انفجارها را «کرکننده» توصیف کرده و گفته بود هرگز صدایی به آن شدت نشنیده است. او شیشه‌های شکسته، دود و مردم وحشت‌زده را توصیف کرده بود و گفته بود احساس می‌کند وضعیتشان دارد شبیه لبنان می‌شود.