ایران چه برنامه‌ای برای تنگه هرمز دارد؟

    • نویسنده, بری سدید
    • شغل, بخش مانیتورینگ بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

جغرافیا بزرگ‌ترین سلاح ایران در جنگ با اسرائیل و آمریکا بوده است.

پس از سال‌ها تهدید و برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، ایران اکنون عملا بخش عمده تردد دریایی از تنگه هرمز را در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل متوقف کرده است.

این تنگه باریک یکی از گلوگاه‌های حیاتی در تامین سوخت است و ایران با حمله گزینشی به کشتی‌هایی که از آن عبور می‌کنند، قیمت نفت و گاز را افزایش داده و به اقتصاد جهانی فشار وارد کرده است.

سازمان ملل هشدار داده است که در پی این درگیری، ۴۵ میلیون نفر دیگر ممکن است به دلیل اختلال در زنجیره‌های حیاتی تامین جهانی دچار گرسنگی حاد شوند.

در همین حال صادرات نفت ایران افزایش یافته است، زیرا آمریکا برای کنترل قیمت انرژی، بخشی از تحریم‌ها را کاهش داده است.

آمریکا و متحدانش تاکنون نتوانسته‌اند تنگه هرمز را بازگشایی کنند و تمایلی هم به تشدید تنش به شکلی که هزینه نفت و گاز را بیشتر افزایش دهد، ندارند. این وضعیت ایران را در موقعیت برتر قرار داده است.

از نگاه جمهوری اسلامی، انسداد موفق این آبراه حیاتی، به یک اهرم واقعی تبدیل شده و گفت‌وگوها و مذاکرات در این زمینه ناکام مانده است. ایران مصمم است نه ‌تنها این انسداد را ادامه دهد، بلکه کنترل خود بر تنگه هرمز را برای دستیابی به یک آتش‌بس پایدار و بلندمدت تثبیت کند.

نظم جدیدی که ایران تلاش می‌کند بر این گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی تحمیل کند چیست؟ این انسداد تا چه اندازه کامل است و برای آینده تنگه هرمز چه معنایی دارد؟

چرا این تنگه مهم است؟

خلیج فارس یک مسیر دریایی یک‌طرفه برای کشورهای ساحلی غنی از سوخت‌های فسیلی، یعنی عراق، عربستان سعودی، کویت، قطر، امارات متحده عربی و عمان محسوب می‌شود و به این کشورها فرصت می‌دهد که نفت خود را به سراسر جهان صادر کنند.

عرض این آبراه، که ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، در باریک‌ترین نقطه خود بین سواحل ایران و عمان،‌ یعنی تنگه هرمز، تنها حدود ۴۰ کیلومتر است.

این گلوگاه نه ‌تنها میزبان جریان عظیم نفت و گاز است، بلکه محل عبور محصولات صنعتی دیگری مانند هلیوم و گوگرد نیز هست که برای بخش‌هایی از اقتصاد، از ابررساناها تا کشاورزی، حیاتی‌اند.

در حالی که تنگه هرمز هرگز به این شکل مسدود نشده بود، اقدامی مشابه در یک آبراه تجاری همسایه از نوامبر ۲۰۲۳ آغاز شد؛ زمانی که حوثی‌های یمن در همبستگی با نوار غزه، محاصره‌ای علیه کشتیرانی در دریای سرخ اعلام کرد.

حوثی‌ها این کار را با حملات موشکی و پهپادی به کشتی‌هایی که به گفته آنها با اسرائیل مرتبط بودند انجام دادند. یک ائتلاف دریایی به رهبری آمریکا تا حد زیادی در متوقف کردن این حملات ناکام ماند و این حملات تنها با آغاز آتش‌بس در غزه در روز ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ متوقف شد.

اگرچه حوثی‌ها حملات خود را در آن محدوده متوقف کرده‌اند، اما تردد کشتی‌ها در آن منطقه همچنان ۶۰ درصد کمتر از زمانی است که این کارزار آغاز شد.

ایران همواره از ارزش راهبردی تنگه هرمز آگاه بوده است. اما در حالی که جمهوری اسلامی پیش‌تر تهدید به بستن آن کرده بود، هرگز واقعا این تهدید را عملی نکرده بود؛ نه در پاسخ به تحریم‌های آمریکا علیه نفت ایران و نه حتی پس از حملات قبلی آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه.

شاید به همین دلیل بود که گزارش شد آمریکا عزم ایران برای بستن تنگه هرمز در پاسخ به یک حمله نظامی را دست‌کم گرفته بود.

ایران چرا و چگونه تنگه را مسدود می‌کند؟

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدید موجودیتی علیه جمهوری اسلامی و در پی کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، بلافاصله شروع به هدف قرار دادن کشتی‌هایی کرد که آنها را مرتبط با آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس توصیف می‌کرد.

در حالی که مقام‌های ایرانی در ابتدا قصد بستن تنگه هرمز را رد می‌کردند، راهبرد تهران به تدریج روشن شد.

ایران با هدف قرار دادن نفتکش‌ها با موشک و پهپاد و ایجاد فضای پرخطر از طریق تهدیدها که به افزایش شدید هزینه‌های بیمه انجامید، عملا تنگه هرمز را «مسدود» کرده است.

این اقدام همراه با حملات گاه‌به‌گاه و بدون پذیرش مسئولیت به زیرساخت‌های نفت و گاز منطقه، یک هدف واحد را دنبال کرده است: افزایش قیمت انرژی از طریق ضربه زدن به عرضه سوخت‌های فسیلی و در نتیجه تضعیف اقتصاد جهانی.

این وضعیت همچنین به ایران اجازه داده است که خود با قیمت‌های جدید و بالاتر صادرات داشته باشد؛ صادراتی که آمریکا نمی‌تواند به آن حمله کند، زیرا بیم افزایش بیشتر قیمت انرژی وجود دارد. در واقع، واشنگتن اکنون بخشی از تحریم‌های مربوط به صادرات دریایی نفت ایران را به صورت موقت لغو کرده است.

همانند حوثی‌ها، به نظر می‌رسد آمریکا پاسخ نظامی موثری به انسداد ارزان و کارآمد تنگه هرمز از سوی ایران ندارد. تفاوت این بار آن است که جمهوری اسلامی نیرویی نظامی بسیار قدرتمندتری است که تنگه‌ای بسیار حیاتی‌تر را مسدود کرده است.

ایران با واکنش به جنگ آمریکا و اسرائیل، عملا این جنگ را با پیامدهایی که می‌تواند برای اقتصاد جهانی فاجعه‌بار باشد، بین‌المللی کرده است.

با این حال تهران تاکید دارد که تنگه «بسته» نیست بلکه «تحت کنترل» است؛ تمایزی معنادار، زیرا به نظر می‌رسد ایران اجازه عبور محدود به کشتی‌هایی از کشورهای «غیرمتخاصم» می‌دهد.

«عوارضی» هرمز

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که «کشورهای دوست» از جمله پاکستان، هند، چین، روسیه و عراق اجازه عبور یافته‌اند.

نشریه کشتیرانی لویدز لیست گزارش داد که این کشتی‌ها «منحصرا از یک مسیر تحت کنترل سپاه پاسداران حرکت می‌کنند که نیازمند کدهای مجوز خاص و خدمات اسکورت ایرانی است».

این نشریه گزارش داد که ایران این آبراه را به یک «ایستگاه عوارضی» تبدیل کرده است، به ‌طوری که سپاه از برخی کشتی‌ها برای عبور امن هزینه‌ای به یوان چین دریافت می‌کند.

مقام‌های ایرانی تاکنون اظهارات متناقضی درباره اینکه آیا ایران واقعا برای عبور از تنگه هرمز هزینه دریافت می‌کند یا نه ارائه کرده‌اند.

با این حال نمایندگان مجلس ایران در حال تدوین طرحی هستند که وضعیتی را رسمیت می‌بخشد که در آن، تنگه هرمز در بلند مدت تحت کنترل ایران قرار گیرد و به منبع درآمدی دائمی برای کشور تبدیل شود.

در میان شکل‌گیری این نظم جدید، مقام‌ها و نهادهای ارشد ایرانی همگی تاکید کرده‌اند که وضعیت در تنگه به حالت قبل باز نخواهد گشت.

آینده تنگه

دو دور مذاکره تهران و واشنگتن، با حملات آمریکا در میانه گفت‌وگوها پایان یافت. ایران که از دو دور مذاکره آسیب دیده، این جنگ را ابزاری برای دستیابی به اهدافی می‌بیند که مذاکرات نتوانستند فراهم کنند.

این اهداف به ‌طور کلی شامل صلحی پایدار، رفع تحریم‌ها و دریافت غرامت هستند، در حالی که ایران توانایی‌های نظامی و نفوذ منطقه‌ای خود را حفظ کند.

با این حال در نبود یک تضمین معتبر، ایران کنترل خود بر این گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی را بهترین امید برای تحقق اهدافش می‌داند.

موفقیت‌های راهبردی ایران تاکنون، از جمله لغو تحریم‌ها بر برخی صادرات نفتی، برای رهبران آن اثبات کرده است که این مسیر می‌تواند نتیجه داشته باشد. به گفته علیرضا زاکانی، شهردار تهران «رفع تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا به میز مذاکره نیاز ندارد، موشک‌های ما قبلا نتیجه داده‌اند».

از این رو تهران در هرگونه مذاکره به دنبال به رسمیت شناختن «حاکمیت» خود بر تنگه است.

نظم موجود می‌تواند به وضعیتی منجر شود که در آن ایران تنگه هرمز را به یک «ایستگاه عوارضی» دائمی تبدیل کند، از عبور امن کشتی‌ها درآمد کسب کند و در عین حال از تهدید بستن آن برای بازداشتن هرگونه حمله آینده آمریکا و اسرائیل استفاده کند.

اما کنترل بلندمدت ایران در حال حاضر برای بسیاری، از جمله آمریکا غیرقابل‌قبول است.

یک توافق صلح تنها گزینه واقع‌بینانه برای بازگشایی تنگه است، اما در میان خواسته‌های حداکثری واشنگتن و تهرانی که قدرت اهرم‌سازی در زمان جنگ را کشف کرده، این احتمال همچنان اندک به نظر می‌رسد.