شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پاکستان چگونه توانست نظر ترامپ را جلب کند و به میانجی غیرمنتظره در جنگ ایران تبدیل شود؟
- نویسنده, کارولین دیویس
- شغل, خبرنگار پاکستان، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
نقش پاکستان به عنوان میانجی در جنگ ایران برای بسیاری دور از انتظار بود. اما شاید این موضوع چندان هم دور از ذهن نبود.
فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، مورد توجه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قرار دارد. رئیسجمهور آمریکا بارها از او به عنوان «فیلد مارشال مورد علاقهاش» یاد کرده و پیشتر گفته بود که آقای منیر ایران را «بهتر از بسیاری» میشناسد.
ایران نهتنها همسایه پاکستان است و حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با آن دارد، بلکه به گفته اسلامآباد رابطهای «برادرانه» همراه با پیوندهای عمیق فرهنگی و مذهبی میان دو کشور برقرار است.
علاوه بر این پاکستان میزبان پایگاههای هوایی آمریکا نیست و برخلاف بسیاری از میانجیهای منطقه خلیج فارس، هنوز به طور مستقیم درگیر این جنگ نشده است.
از همه مهمتر، پاکستان آمادگی ورود به این نقش را دارد، چرا که برقراری صلح میان آمریکا و ایران، به باور بسیاری، در راستای منافع این کشور است.
با این حال، این پرسش مطرح شده که چگونه کشوری که خود با دو همسایهاش، افغانستان و هند، درگیر تنش و منازعه است، توانسته در جایگاه میانجی صلح ظاهر شود.
پاکستان در حال حاضر در حال بمباران افغانستان است و تنشهای اسلامآباد با دهلی سال گذشته تا آستانه نگرانی از تشدید هستهای پیش رفت.
با وجود این، پاکستان تا اینجا تلاش کرده میان ایران و آمریکا تعادل برقرار کند، پیامها را میان دو طرف منتقل کرده، میزبان وزرای خارجه کشورهای مسلمان نگران بوده و از مسیرهای دیپلماتیک فعالانه استفاده کرده است.
اما حفظ این توازن، بدون ریسک نیست.
خطرات جنگ برای پاکستان
پاکستان به شدت وابسته به واردات نفت است و بخش زیادی از آن از طریق تنگه هرمز تامین میشود.
مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد جنوب آسیا در اندیشکده شورای آتلانتیک، به بیبیسی گفت: «بهنظر من پاکستان، بیش از تقریبا هر کشور دیگری خارج از خاورمیانه، در این بحران منافع جدی دارد.»
او افزود: «این کشور انگیزهای بسیار قوی دارد تا هر کاری که میتواند برای کاهش تنشها انجام دهد.»
دولت پاکستان در اوایل ماه مارس قیمت بنزین و گازوئیل را حدود ۲۰ درصد افزایش داد و برای صرفهجویی در مصرف سوخت، اقداماتی از جمله اجرای هفته کاری چهار روزه برای کارکنان دولت را در پیش گرفت.
فرحان صدیقی، استاد علوم سیاسی در موسسه مدیریت بازرگانی کراچی، میگوید: «اگر جنگ ادامه پیدا کند، فشارهای اقتصادی در پاکستان به شدت افزایش خواهد یافت.»
در عین حال، نگرانیهایی درباره پیامدهای تشدید درگیری نیز وجود دارد.
در سپتامبر سال گذشته، پاکستان یک پیمان دفاعی با عربستان سعودی امضا کرد که بر اساس آن «هرگونه تجاوز علیه هر یک از دو کشور، به مثابه تجاوز علیه هر دو» تلقی میشود.
این موضوع این پرسش را ایجاد کرده که اگر عربستان وارد جنگ شود و این پیمان را فعال کند، پاکستان چه خواهد کرد.
آقای صدیقی میگوید: «مشکل برای ما این است که اگر از ما خواسته شود در کنار عربستان وارد جنگ شویم، کل مرز غربی ما عملا ناامن خواهد شد.»
پاکستان هماکنون درگیر «جنگی تمامعیار» با افغانستان است و طالبان را متهم میکند که گروههای تروریستی را در داخل مرزهای پاکستان پناه دادهاند؛ ادعایی که دولت طالبان آن را رد میکند.
در پاسخ به انتقادها درباره تناقض میان نقش دیپلماتیک پاکستان و عملکردش در قبال درگیریهای خود، مقامهای این کشور گفتهاند که سالها تلاش برای گفتوگو نتوانسته امنیت مورد نیاز خود را تامین کند.
با این حال، صدیقی خاطرنشان میکند که در صورت کشیده شدن پای پاکستان به جنگ، باز شدن جبههای جدید تنها نگرانی موجود نیست و باید «هزینه تخریب وجهه داخلی» را نیز به آن افزود.
در روزهای پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل، تظاهراتی در حمایت از ایران در پاکستان برگزار شد که در جریان آن چند نفر کشته شدند؛ از جمله افرادی که تلاش کردند به کنسولگری آمریکا در کراچی حمله کنند.
ملیحه لودهی، سفیر پیشین پاکستان در آمریکا، بریتانیا و سازمان ملل، میگوید: «افکار عمومی در پاکستان به شدت حامی ایران است.»
او گفت: «مطمئنم تصمیمگیرندگان در پاکستان نسبت به این موضوع بسیار حساس بودهاند.»
منافع میانجیگری برای پاکستان
در کنار این مسائل، جایگاه جهانی پاکستان نیز مطرح است.
مایکل کوگلمن میگوید: «پاکستان نسبت به انتقادها درباره نداشتن نفوذ در عرصه جهانی بسیار حساس است. فکر نمیکنم این انگیزه اصلی آنها باشد، اما قطعا در این تصمیم بیتاثیر نیست.»
خانم لودهی نیز میگوید: «این بیتردید مسیر دیپلماتیک پرریسکی است. هم پرخطر است و هم پاداش بالقوه بالایی دارد. اگر موفق شود، پاکستان را به صدر بازی دیپلماتیک جهانی میبرد.»
و اگر موفق نشود؟
خانم لودهی معتقد است که آسیب آن چندان جدی نخواهد بود.
او میگوید: «پاکستان همچنان به عنوان کشوری دیده خواهد شد که با حسن نیت تلاش خود را کرده است. اگر این تلاش به نتیجه نرسد، نه به دلیل ضعف مهارت پاکستان، بلکه به خاطر طرفی است که به شدت غیرقابل پیشبینی و کاملا غیرقابل اعتماد است.»
با این حال، آقای کوگلمن احتمال واکنش منفی را در نظر میگیرد؛ به ویژه اگر پس از این گمانهزنیها درباره مذاکرات، دو طرف دوباره با شدت بیشتری به درگیری بازگردند.
او میگوید: «در چنین سناریویی، ممکن است پاکستان با این اتهام مواجه شود که سادهلوح بوده است؛ اینکه وارد میانجیگری برای مذاکره شده در حالی که دو طرف در حال ایجاد فرصت تنفس برای برنامهریزی گامهای بعدی خود در مسیر تشدید تنش بودهاند.»
«بازیهای دیپلماتیک غیرمتعارف»
مشخص نیست تحولات به چه سمتی خواهد رفت، اما آنچه روشن است این است که پاکستان به سرعت از رابطه خود با دونالد ترامپ بهرهبرداری کرده است.
خانم لودهی به اقدام پاکستان در نامزد کردن آقای ترامپ برای جایزه صلح نوبل «به پاس مداخله دیپلماتیک قاطعانه او» در جریان بحران ۲۰۲۵ میان پاکستان و هند، و همچنین اقدام کابل در تحویل دادن متهم اصلی طراحی بمبگذاری فرودگاه کابل در جریان خروج از افغانستان به آمریکا، اشاره میکند.
او میگوید: «پاکستان دو پیروزی زودهنگام به ترامپ هدیه داد که برای او اهمیت زیادی داشت. همین موضوع باعث شد روابط دوباره شکل بگیرد و صمیمیت تازهای ایجاد شود.»
آقای کوگلمن نیز میگوید: «پاکستان برخلاف هند، حاضر است وارد بازیهای دیپلماتیک غیرمتعارف شود.»
«اینکه رهبران ارشد پاکستان تا این حد تلاش کردهاند رئیسجمهور آمریکا را تحسین کنند، به پیشبرد اهدافشان در واشنگتن کمک کرده و پاکستان را در نگاه دولت آمریکا به میانجی جذابتری تبدیل کرده است.»
اما رابطه با آمریکا تنها برگ برنده پاکستان نیست.
آقای صدیقی میگوید: «پاکستان به این نتیجه رسیده که در دیپلماسی منطقهای، بهترین راهبرد، ایجاد توازن است. جهان امروز به گونهای است که کشورها، به ویژه قدرتهای میانی، به سیاست اتحاد چندگانه روی میآورند.»
او اضافه میکند: «دلیل اینکه پاکستان در موقعیت مناسبی برای گفتوگو با ایران قرار دارد این است که به عنوان کشوری طرفدار اسرائیل یا حتی به شدت طرفدار آمریکا تلقی نمیشود.»
در همین حال، دیدارهای دیپلماتیک هم ادامه دارد.
اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، روز سهشنبه ۳۱ مارس به دعوت همتای چینی خود، وانگ یی، راهی چین شد.
با این حال، پرسشهای بزرگی همچنان پیش روی پاکستان قرار دارد و دستیابی به توافق صلح، هدفی دور از دسترس به نظر میرسد.
آقای کوگلمن میگوید: «باید واقعبین باشیم. با توجه به سطح بیاعتمادی میان آمریکا و ایران و همچنین حداکثری بودن مطالبات هر دو طرف، احتمال دستیابی به توافق چندان بالا نیست.»
او میافزاید: «این همان معادله دشواری است که پاکستان باید درباره آن بیندیشد، به ویژه اگر برنامههای فعلیاش به نتیجه نرسد.»