«بهار تهران همیشه زیباست اما حالا همه چیز غمگین به نظر می‌رسد»؛ زندگی زیر سایه جنگ

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

زن ۲۰ ساله‌ای اهل تهران گفت: «گاهی روزها که می‌توانم، بیرون می‌روم. تهران در بهار این روزها دوست‌داشتنی است. کم‌کم دارم به جنگ عادت می‌کنم.»

افرادی که از داخل ایران با بی‌بی‌سی فارسی تماس گرفته‌اند یا تجربیاتشان را در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند، علاوه بر اتفاقات روز، دیدگاه‌های خود را نیز بیان می‌کنند.

بی‌بی‌سی فارسی تلاش می‌کند بر اساس روایت‌های افرادی که با روش‌های مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شده‌اند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند. این روایت‌ها طبیعتا بازتاب‌دهنده طیف گسترده جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس می‌کند. با این حال، تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل ‌می‌کند.

مردی دیگر می‌گوید که در آغاز سال جدید احساس متفاوتی دارد: «بهار در تهران همیشه زیبا بوده؛ همیشه عاشقش بوده‌ام. هوا پاک است، درختان تازه و سبز هستند و شهر خلوت است. همیشه دلم می‌خواهد بیرون بروم و در شهر قدم بزنم، اما حالا همه‌چیز غم‌انگیز به نظر می‌رسد و با تمام خاطراتم فاصله زیادی دارد.»

زن دیگری از پایتخت ایران، نیز مثل او در روزهای آغازین سال چندان امیدوار نیست: «خسته و نگرانم. چند روز گذشته در تهران وحشتناک بوده است. موضوع فقط تعداد حملات نیست، حالا صداها برایم هولناک‌تر شده است.»

او می‌گوید که «مدام نگران» هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های ایران است و سعی می‌کند گوشی‌اش را «کامل شارژ» نگه دارد، چون در روزهای اخیر برق در برخی مناطق شهر قطع شده است.

یک مرد ۲۰ ساله‌ای اهل کرج گفت: «دارم امیدم را از دست می‌دهم، اما وضعیت همین است که هست. دیر یا زود این جنگ رخ می‌داد. سال‌ها پیش فرصت داشتم از ایران بروم، اما تصمیم گرفتم بمانم و این روزها را تجربه کنم.»

شخص دیگری هم می‌گوید که از خودش فاصله گرفته و زندگی دیگر برایش معنایی ندارد. می‌دانم قرار است اوضاع بهتر شود؛ می‌دانم روزی بهتر خواهد شد، اما هنوز آن حس معناگرایی درون من وجود ندارد. نمی‌دانم چه کار باید بکنم، واقعا حس می‌کنم طوری تغییر کرده‌ام که نمی‌توانم توضیحش دهم.»

زنی که می‌گفت در شبکه‌های اجتماعی از رشت پست می‌گذارد، می‌گوید که احساسات مردم بین امید و ناامیدی در نوسان است.

او گفت که نیروهای امنیتی که به نظر می‌رسید برخی از آن‌ها کودک باشند، در تمام خیابان‌های شهر حضور داشتند.

او می‌گوید که دوستانش هم از ادامه حملات هوایی می‌ترسند و هم از این احتمال که جنگ بدون سقوط دولت ایران به پایان برسد.