آیا جنگ ایران، بحران سوئز ترامپ است؟

منبع تصویر، BBC/Getty images
- نویسنده, نیک اریکسون
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
جنگی که آمریکا و اسرائیل یک ماه پیش علیه ایران آغاز کردند، گویی در غیر قابل پیشبینی بودن هم به امری قابل پیشبینی بدل شده است.
پیامهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در شبکههای اجتماعی به آشفتگیها دامن میزند و بازارهای جهانی را، هرچند برای مدتی کوتاه، دچار شوک میکند.
اما اظهارات آقای ترامپ تنها عامل تعیینکننده مسیر این جنگ نیست، بلکه تاریخ هم در شکل دادن به آن نقش دارد.
در هفتههای پس از آغاز این درگیری، کارشناسان بیش از پیش به گذشته رجوع کردهاند تا بتوانند این آشوب و بحران را بهتر درک کنند و مسیر آن را در آینده تشخیص دهند. در میان نمونههای متعدد تاریخی، سه مقطع کلیدی بیش از بقیه به چشم میآید.
سوئز

منبع تصویر، Hulton-Deutsch/Hulton-Deutsch Collection/Corbis via Getty Images
بعد از آن که حوثیهای مورد حمایت ایران در یمن، برای نخستین بار در جریان جنگ جاری، موجی از موشکها را به سوی اسرائیل شلیک کردند، جبهه تازهای در این درگیری گشوده شد.
ورود این نیروی نیابتی قدرتمند ایران، نگرانیها درباره تشدید اختلال در اقتصاد جهانی را افزایش داده است، چون این گروه مسلح توان حمله به خطوط کشتیرانی در دریای سرخ، به ویژه در محدوده کانال سوئز را دارد.
این گروه در عمل نمیتواند این آبراه حیاتی را که در حالت عادی ۳۰ درصد از حملونقل کانتینری جهان و حدود ۱۵ درصد از کل تجارت جهانی کالاها از آن عبور میکند، مسدود کند، اما میتواند دسترسی به کانال را به شدت مختل کند. کارشناسان میگویند اگر آشفتگی ناشی از اقدامات ایران در تنگه حیاتی هرمز را هم به این وضعیت اضافه کنیم، پیامد آن برای اقتصاد جهانی میتواند فاجعهبار باشد.
با توجه به همه این تحولات، تحلیلگران برای درک پیامدهای گستردهتر جنگ امروز در خاورمیانه به بحران سوئز در ۷۰ سال پیش اشاره میکنند.
جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت مصر، در سال ۱۹۵۶ با ملی کردن کانال سوئز، کنترل یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان را به دست گرفت. در پی این اقدام، فرانسه، بریتانیا و اسرائیل تلاش کردند آن را دوباره تصرف کنند، اما ناکام ماندند.

منبع تصویر، Hulton-Deutsch Collection/CORBIS/Corbis via Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
برای آقای ترامپ و متحد دیرینهاش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تاریخ در این باره هشدارهای تاملبرانگیزی در بر دارد.
جرمی بوئن، سردبیر بینالملل بیبیسی، میگوید: «آن رویداد بیش از هر چیز دیگری نشان داد که دوران بریتانیا به عنوان یک قدرت جهانی عملا به سر آمده بود. بریتانیا از زمان جنگ جهانی اول در خاورمیانه سلطه امپراتوری داشت و از همان جا روند افول آن امپراتوری نیز آغاز شد.»
تاکتیکهایی که اکنون ایران و حوثیها به کار گرفتهاند، یعنی محدود کردن دسترسی به شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی، یادآور واکنش عبدالناصر است.
آلفرد دبلیو مککوی، تاریخنگار آمریکایی، اشاره میکند که تا زمان رسیدن نیروهای بریتانیایی و فرانسوی به ساحل در بخش شمالی کانال سوئز، ناصر دهها کشتی را غرق و کانال را مسدود کرده بود و عملا شریان حیاتی اروپا برای دسترسی به میدانهای نفتی خلیج فارس را قطع کرده بود.
دوایت دیوید آیزنهاور، رئیسجمهور وقت آمریکا، که از گشوده شدن جبههای گسترده و خطرناک در جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی نگران بود، نیز وارد عمل شد و بریتانیا و فرانسه را به عقبنشینی واداشت.
آقای مککوی مینویسد: «تا آن زمان، بریتانیا در سازمان ملل تحریم شده بود، پول ملیاش تا آستانه فروپاشی پیش رفته بود، هیبت قدرت امپراتوریاش فرو ریخته بود و امپراتوری جهانیاش در مسیر نابودی قرار داشت.»

منبع تصویر، Smith Collection/Gado/Getty Images
اما جرمی بوئن معتقد است که این شباهتها را نباید عینا با درگیری امروز منطبق دانست. او میگوید: «من لزوما قدرت آمریکا را، با همه اقتداری که هنوز دارد، با وضعیت بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم مقایسه نمیکنم. حرفم این است که همه قدرتهای بزرگ روزی اوج میگیرند و روزی افول میکنند. و در شرایطی که آمریکا با قدرتگیری چین روبهرو است، اگر در آینده کسانی بخواهند سیر افول آمریکا را بررسی کنند، ممکن است تاریخنگاران این جنگ را یکی از مقاطع آن مسیر بدانند؛ جنگی که بیآنکه تامل چندانی درباره پیامدهایش صورت گیرد، به آن وارد شدند.»
برای درک پیامدهای احتمالی، رجوع به درسهای دیگری که تاریخ در ۷۰ سال گذشته پیش روی ما گذاشته نیز سودمند است.
شوکهای نفتی ۱۹۷۳
به گفته ناظران، در دهههای بعد نیز بستن شریانهای اصلی اقتصادی برای وارد کردن حداکثر آسیب بارها تکرار شده است و از همین رو، رخ دادن چنین وضعیتی در امروز کاملا قابل پیشبینی بود.
یکی از روشنترین نمونهها کمتر از ۲۰ سال پس از عملیات فاجعهبار سوئز رخ داد.
جرمی بوئن میگوید: «در سال ۱۹۷۳ جنگی میان اسرائیل، مصر و سوریه درگرفت. این حملهای غافلگیرکننده [به اسرائیل] از سوی مصر و سوریه بود که به جنگ یوم کیپور معروف شد. آمریکا هم حجم زیادی سلاح به اسرائیل سرازیر کرد. در پی آن، جهان عرب با اعمال یک تحریم متقابل واکنش نشان داد. این اقدام قیمت نفت را به شدت افزایش داد و خسارت زیادی به اروپای غربی وارد کرد.»
این تحریم پنج ماه ادامه داشت، اما کارشناسان میگویند اثر آن تا یک دهه ادامه یافت. برای نمونه، تورم در آمریکا و نیز در کشورهایی که بخش تولیدشان به شدت به نفت وابسته بود، جهش کرد و به دنبال آن نرخهای بهره نیز بالا رفت، زیرا بانکهای مرکزی برای مهار افزایش هزینههای زندگی با دشواری روبهرو بودند.

منبع تصویر، Hulton Archive/Getty Images
نفت دیگر مانند بیش از ۵۰ سال پیش کالایی با همان میزان سلطه در جهان نیست. سهم آن در تقاضای جهانی نسبت به آن زمان کاهش یافته و سرمایهگذاری در منابع متنوعتر انرژی، به ویژه در غرب، اکنون رو به افزایش است. با این همه، نفت همچنان منبعی حیاتی به شمار میرود. رویدادهای ۱۹۷۳ و سالهای پس از آن نیز درسهای مهمی برای آقای ترامپ در بر دارد.
ایالات متحده اکنون، برخلاف نیم قرن پیش، انرژی بیشتری از میزان مصرف خود تولید میکند. اما همچنان مقدار قابل توجهی نفت خام وارد میکند و در برابر قیمت نفت در بازار جهانی آسیبپذیر است. در نهایت، پیامد این وضعیت دامن مصرفکنندگان آمریکایی را نیز خواهد گرفت.
همچنین آمریکا ممکن است به طور غیرمستقیم از فشار وارد بر شرکای اصلی تجاریاش در آسیا آسیب ببیند؛ کشورهایی که از تنوع کافی در تامین انرژی برخوردار نیستند و بیش از دیگران از کمبود کنونی نفت آسیب دیدهاند.
جرمی بوئن میگوید: «آنچه در حال رخ دادن است این نیست که عربستان، امارات و دیگران بگویند نفت خود را به مشتریانشان در اروپا نمیفروشند. اما ایران و احتمالا حوثیها رساندن این نفت به بازار را برای آنها بسیار دشوار کردهاند. نفت اهمیت زیادی دارد و اگر این عرضه قطع شود، اختلال گستردهای در جهان ایجاد خواهد شد.»
جنگ ایران و عراق
تاریخنگاران میگویند جنگ ایران و عراق، که بخش بزرگی از دهه ۱۹۸۰ را دربر گرفت، نمونههای تاریخی تازهتر و قانعکنندهتری پیش روی آقای ترامپ میگذارد تا ببیند دشمنان واشنگتن چگونه میتوانند شریانهای حیاتی اقتصادی را مسدود کنند.
به گفته تحلیلگران، در مراحل پایانی آن جنگ، تهران و بغداد هر دو کشتیها را در تنگه هرمز هدف قرار میدادند تا قدرتهای جهانی را به درون این درگیری بکشانند.
تا میانه و اواخر دهه ۱۹۸۰، شدت این حملات چنان بالا گرفت که کویت برای عبور کشتیهایش از این آبراه، درخواست کمک بینالمللی کرد. واشنگتن هم موافقت کرد، چون نمیخواست از مسکو، رقیبش در جنگ سرد، عقب بماند.

منبع تصویر، Barry Iverson/Getty Images
اسکورت نفتکشها در عملیات «اراده جدی» از ژوئیه ۱۹۸۷ شروع شد اما خیلی زود به مایه ناکامی بزرگی برای آمریکا بدل شد، زیرا کشتی «بریجتون» که قرار بود تحت حفاظت آمریکا باشد، در مسیر کویت با مینهای ایرانی برخورد کرد.
به گفته کارشناسان، این حادثه نشان داد توانایی واشنگتن در مینروبی در این تنگه تا چه اندازه ناکافی بود؛ ضعفی که در ادامه نیز گریبان این عملیات را رها نکرد.
اگر درخواست اخیر آقای ترامپ از دیگر کشورها برای پشتیبانی عملیاتی و تامین اسکورت دریایی به منظور باز نگه داشتن تنگه هرمز را در متن درگیری امروز قرار دهیم، شباهتها کاملا آشکار میشود.
اما به گفته تحلیلگران، چالش امروز برای واشنگتن حتی بزرگتر است، زیرا دامنه ابزارهای جنگی گستردهتر شده و برای نمونه پهپادها را نیز شامل میشود، و ایران هم دیگر درگیر جنگی فرسایشی با عراق نیست.
تاریخ برای طرفهای درگیر در جنگ کنونی خاورمیانه، و بیش از همه برای بازیگران اصلی آن، درسهای بسیاری دارد. این که آنها تا چه حد به این درسها توجه کنند، احتمالا بر مسیر و مدت این آشوب و بحران جهانی اثر خواهد گذاشت.


































