آیا جهان به سمت جنگ جهانی سوم میرود یا این نگرانی اغراقآمیز است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, امن خواجه
- شغل, تیم روزنامهنگاری جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران میگذرد و نگرانیها درباره این که آیا این درگیری در خاورمیانه میتواند به بحرانی بسیار گستردهتر تبدیل شود، افزایش یافته است.
این جنگ نه تنها ایران، بلکه بیش از ۱۲ کشور و منطقه دیگر را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ از جمله امارات متحده عربی، عراق، بحرین، کویت، عربستان سعودی، عمان، جمهوری آذربایجان، کرانه غربی اشغالی، قبرس، سوریه، قطر و لبنان.
بسیاری اکنون میپرسند که آیا این درگیری میتواند از سطح منطقهای به یک جنگ تمامعیار جهانی تبدیل شود.
چه زمانی یک درگیری به جنگ جهانی تبدیل میشود؟
مارگارت مکمیلان، استاد بازنشسته تاریخ بینالملل در دانشگاه آکسفورد بریتانیا که با پادکست «داستان جهانی» بیبیسی گفتوگو کرده، میگوید: «مردم معمولا فکر میکنند جنگها با دقت زیاد برنامهریزی میشوند و کسانی که وارد جنگ میشوند دقیقا میدانند چه میکنند.»
او توضیح میدهد: «در واقع اگر به جنگهای گذشته نگاه کنید، مثل جنگ جهانی اول، بسیاری از عواملی که در نهایت منجر به آغاز آن شدند، تصادفی بودند و ناشی از برآورد اشتباه از طرف مقابل.» او میگوید: «گاهی میتوان آن را شبیه دعوایی در حیاط مدرسه تصور کرد.»
به گفته خانم مکمیلان، ترور فرانتس فردیناند، ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان و برادرزاده امپراتور فرانتس یوزف، زنجیرهای از رویدادها را آغاز کرد که در سال ۱۹۱۴ به شروع جنگ جهانی اول انجامید.
در عرض چند هفته، مجموعهای از ائتلافها، اروپا را وارد جنگ کرد. اتریش - مجارستان علیه صربستان اقدام کرد، آلمان از اتریش حمایت کرد، روسیه برای حمایت از صربستان بسیج شد، فرانسه از روسیه پشتیبانی کرد و بریتانیا نیز به خاطر حیثیت و منافع راهبردی وارد جنگ شد.
او میگوید آنچه در ادامه رخ داد، به یک فاجعه جهانی تبدیل شد.

منبع تصویر، Stringer/Getty Images
جو مایولو، استاد تاریخ بینالملل در کینگز کالج لندن، جنگ جهانی را جنگی تمامعیار تعریف میکند که همه قدرتهای بزرگ در آن درگیر باشند.
او به بیبیسی گفت: «در جنگ جهانی اول، این قدرتها شامل امپراتوریهای اروپایی بودند. در جنگ جهانی دوم، ایالات متحده، ژاپن و چین نیز در آن حضور داشتند.»
بسیاری از مردم تنشهای امروز در خاورمیانه را عمدتا منطقهای میدانند. اما آیا شرایط برای گسترش گستردهتر فراهم است؟
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در مصاحبهای با بیبیسی در ماه فوریه گفت که معتقد است ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، عملا جنگ جهانی سوم را آغاز کرده و تنها راه مقابله با آن، اعمال فشار شدید نظامی و اقتصادی برای عقب راندن مسکو است.
او گفت: «من معتقدم پوتین آن را آغاز کرده است. پرسش این است که چه مقدار از خاک را میتواند تصرف کند و چگونه میتوان او را متوقف کرد … روسیه میخواهد شیوهای متفاوت از زندگی را به جهان تحمیل کند و زندگیای را که مردم برای خود انتخاب کردهاند تغییر دهد.»

منبع تصویر، AFP via Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
با این وصف خطر وقوع جنگ جهانی سوم تا چه اندازه است؟
خانم مکمیلان میگوید: «فکر میکنم کشوری که احتمال دارد این درگیری را تشدید کند، احتمالا ایران یا متحدان آن مانند حوثیها در یمن هستند.»
به گفته او، اقداماتی مانند هدف قرار دادن مسیرهای کشتیرانی یا بستن تنگه هرمز میتواند پیامدهای جهانی داشته باشد، عرضه انرژی را مختل کند و قدرتهای بزرگ را درگیر سازد.
او میافزاید دخالت آمریکا نیز سطح خطر را افزایش میدهد، زیرا حتی کشورهایی که مستقیما درگیر نیستند، از نظر اقتصادی یا راهبردی تحت تاثیر قرار میگیرند.
او همچنین به خطر دیگری اشاره میکند. اینکه درگیری در یک منطقه میتواند فرصتهایی در نقاط دیگر ایجاد کند.
برای مثال چین ممکن است تصور کند که مشغول بودن غرب، فرصتی برای اقدام علیه تایوان فراهم میکند، یا روسیه میتواند در زمانی که توجه جهانی به جای دیگری معطوف است، اقدامات خود را در اوکراین تشدید کند.
خانم مکمیلان میگوید: «همیشه این احتمال وجود دارد که درگیری از یک منطقه فراتر برود، تا حدی به این دلیل که دیگران در خارج از آن منطقه در این درگیری فرصتهایی میبینند.»
آقای مایولو معتقد است این درگیری در سطح منطقهای باقی خواهد ماند و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی را درگیر خواهد کرد، اما او پیشبینی نمیکند که چین و روسیه وارد جنگ شوند.
او میگوید: «این تصور که هر اتفاقی در جهان بیفتد و چین فورا به تایوان حمله کند، کاملا بیاساس است.»
او میافزاید: «اگر از جنگ جهانی سوم صحبت کنیم، هیچ تمایلی از سوی چین یا روسیه برای دخالت مستقیم وجود ندارد و حتی کمتر از آن در اروپا.»
او معتقد است چین برنامههای دیگری برای دیپلماسی خود با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دارد: «وقتی رقیبتان مرتکب یک اشتباه راهبردی بزرگ میشود، بگذارید به مسیرش ادامه دهد.»
آیا با وجود تاثیر نوسانات قیمت نفت، همچنان به نفع چین است که نقش دیپلماتیک ایفا نکند؟
آقای مایولو میگوید این هزینه ناچیزی است: «در چارچوب منافع راهبردی گستردهتر، مشغول بودن آمریکا در خاورمیانه بسیار مهمتر از منابع نفتی چین است.»
نقش رهبران

منبع تصویر، Getty Images
خانم مکمیلان میگوید تاریخ نشان داده که جنگها اغلب به دلیل غرور، احساس از دست رفتن حیثیت یا ترس از دشمنان آغاز شدهاند.
او همچنین تاکید میکند که رهبران میتوانند مسیر رویدادها را شکل دهند.
او میگوید: «ژرژ کلمانسو، نخستوزیر فرانسه در جنگ جهانی اول، گفته بود برقراری صلح از آغاز جنگ دشوارتر است.»
به گفته خانم مکمیلان، اغلب این استدلال مطرح میشود که وقتی مردم تلفات و فداکاریهای بزرگی متحمل میشوند، رهبران تصمیم میگیرند که باید «برای پیروزی به جنگ ادامه دهند».
او میگوید غرور میتواند در تصمیمگیری رهبران نقش داشته باشد و به آقای پوتین اشاره میکند: «او به وضوح در تلاش برای حمله به اوکراین اشتباه بزرگی مرتکب شده است.»
اندکی پس از آغاز تهاجم تمامعیار چهار سال پیش، آقای پوتین گفت هدفش «غیرنظامیسازی و نازیزدایی» اوکراین است، اما به گفته خانم مکمیلان، روسیه هنوز به اهداف نظامی خود در اوکراین دست نیافته است.
وزارت دفاع بریتانیا برآورد میکند که روسیه در مجموع یک میلیون و ۲۵۰ هزار کشته و زخمی داشته است؛ رقمی که احتمالا کمتر از میزان واقعی است و در عین حال از مجموع تلفات آمریکا در جنگ جهانی دوم بیشتر است.
خانم مکمیلان میافزاید رهبرانی که از پذیرش شکست یا عقبنشینی خودداری میکنند، میتوانند درگیریها را طولانیتر و عمیقتر کنند.
او همچنین اشاره میکند که در گذشته، افرادی مانند آدولف هیتلر حتی زمانی که شکست اجتنابناپذیر بود، به جنگ ادامه دادند، که ناشی از ایدئولوژی، غرور یا توهم بود.
چنین تصمیمهایی میتواند درگیریهای محدود را به جنگهای ویرانگر گسترده تبدیل کند.
مسیرهای کاهش تنش

منبع تصویر، AFP via Getty Images
خانم مکمیلان میگوید برای کاهش تنش، دیپلماسی بسیار مهم است: «باید طرف مقابل را بشناسید … و باید با او در ارتباط باشید.»
او توضیح میدهد که در مراحل پایانی جنگ سرد، ارتباطات میان طرفها بهبود یافت و ناتو نیز در این روند نقش داشت.
او میگوید: «نمونههای زیادی وجود دارد که افراد گفتهاند صبر کنید، این وضعیت دارد دیوانهکننده میشود. آنها متوجه شدند که شرایط بیش از حد بیثبات شده و باید تنش را کاهش دهند.»
وجود سلاحهای هستهای نیز همواره در سیاستهای کاهش تنش، زمانی که قدرتهای بزرگ درگیر هستند، یک عامل مهم است.
آقای مایولو نیز با این نظر موافق است: «باید این واقعیت پذیرفته شود، در تلآویو، واشنگتن و تهران، که به سقف آنچه قابل دستیابی است رسیدهاند.»
او توضیح میدهد که ادامه جنگ برای هیچ یک از طرفها «نتیجه مطلوبی» به همراه نخواهد داشت.
او میگوید: «باید نوعی توافق برای رفع تحریمها، ترتیباتی امنیتی و درکی از جایگاه ایران در سیاست جهانی شکل بگیرد.»
آقای مایولو میگوید تنها از طریق میانجیگری است که قدرتهای درگیر میتوانند جنگ را به آتشبس برسانند و سپس آن را به یک توافق پایدارتر تبدیل کنند.






























