شگفتی ترامپ از ماندگاری نظام اسلامی در ایران

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, داریوش کریمی
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، میگوید که رژیم اسلامی در ایران عوض شده و «نه تنها لایه اول بلکه لایه دوم این رژیم از میان برداشته شده» و رهبر کنونیاش معلوم نیست جانی در بدن داشته باشد. با این حال جمهوری اسلامی در پی چندین هفته جنگ و از دست دادن رهبر و چهرههای سکاندارش سقوط نکرده است و این چیزی است که ظاهرا مایه شگفتی آقای ترامپ شده است.
این شگفتی اینجا و آنجا در لابلای گفتههای آقای ترامپ پیداست. در روزهای ابتدایی جنگ وقتی مشخص شد حملات اولیه ضربه نهایی را به نظام اسلامی نزده است او گفت ایرانیها دارای ضریب هوشی بالایی هستند، نشانهای از آنکه این درجه از تابآوری دستگاه نظامی ایران مایه تعجب او شده است.
پیشتر هم او در مورد تیم مذاکرهکننده ایرانی چنین تعجبی را ابراز کرده بود. از استیو ویتکاف، یکی از نمایندگان او در مذاکرات هستهای، نقل شد که آقای ترامپ در مرحلهای از مذاکرات وقتی گزارش آقای ویتکاف را میشنید از او پرسید «چطور است که ایرانیها کنار نمیآیند و شروط ما را نمیپذیرند؟»
سانتسو، ژنرال و فیلسوفی که در چین باستان هنر جنگیدن را نوشت، میگوید: «چنانچه دشمن را میشناسی و خودت را میشناسی از صد جنگ که در پیش داری ترس به دل راه نده». نشناختن دشمن خصمی که در برابرش ایستادهای دیر یا زود مایه شگفتی خواهد شد و شمار زیادی از تحلیلگران و ناظران جنگ، شگفتی آقای ترامپ را به نشناختن نظام اسلامی در ایران و منابع تابآوری نسبت میدهند.
به نظر آنان نظام اسلامی به رغم عمر ۴۷ سالهاش کماکان از منابعی سود میبرد که آن را در بدترین شرایط سر پا نگه داشته است.

منبع تصویر، Getty Images
شاید به نظر برسد که جمهوری اسلامی در پی نزدیک به نیم قرن از عمر پرفراز و نشیب خود از انگیزه ایدئولوژیک تهی شده و آمران و عاملان آن، همچون اتحاد شوروی در دهه هفتاد و هشتاد میلادی در قرن گذشته، صرفا در پی حفظ نظامی هستند که به آن اعتقادی ندارند. آیا چنین است؟
پرسشی که پیش روی یک ناظر اوضاع ایران قرار دارد این است که اگر جمهوری اسلامی از توان ایدئولوژیک خالی شده آیا در پی یک بحران خیابانی که به کشتار هزاران نفر توسط نیروهای امنیتی انجامید نباید شاهد شکافی در ردههای سیاسی آن میبودیم؟
با فاصله کمی از آن بحران، جمهوری اسلامی درگیر جنگ شد و رهبرش را از دست داد ولی هیچیک از این بحرانها به شکافی قابل رویت در آن نینجامید و نظام اسلامی در ساختار سیاسی انسجام خود را حفظ کرد، انسجامی که به باور آنانی که تحولات این نظام را از نزدیک دنبال کردهاند علاوه بر منافع بر حدی از اعتقاد و همراهی ایدئولوژیک استوار است.
آیا در سطح جامعه نیز این پیروی ایدئولوژیک را میتوان دید؟
رای سعید جلیلی، نامزدی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بیشترین آرمانهای هسته ایدئولوژیک حکومت را بیان میکرد، بیش از سیزده میلیون بود. البته تدارک و برگزاری انتخابات در نظامی که امنیتی است همیشه با تردیدهای جدی همراه است. اما در عین تردید در این رقم و با احتساب ریزش احتمالی شماری از هواداران حکومت پس از کشتار دیماه، باز هم نمیتوان جمعیت چندین میلیونی طرفداران حکومت را نادیده گرفت.
این جمعیت در طول جنگ جاری تجمعات خیابانی شبانه برگزار کرده است. تدارک این تجمعات اغلب با هماهنگی نیروهای امنیتی بوده است اما نتیجه در هر حال عبارت بوده است از مصادره خیابانها توسط طرفداران حکومت.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در ماههای بحرانی اخیر انسجام نیروهای امنیتی نیز حفظ شده است و نشانهای از تمرد در نیروهای سرکوب دیده نشده است. در پی کشتار دیماه گذشته کم نبودند کسانی که تلخترین بخش ماجرا را در این دیدند که نیروهای سرکوب مخالفتی با کشتار هموطنان خود نکردند.
از جانب شماری از رهبران اپوزیسیون گفته شد که بخشی از این نیروها از این کشتار ناراضی بودند و حتی از شلیک به سوی معترضان سر باز زدند اما تا زمانی که مخالفت با کشتار به گونهای واضح بیان نشود باور به آن دشوار است.
یک نیروی امنیتی منسجم بدان دلیل از منابع قدرت رژیمهای اقتدارگرا بهشمار میرود که به گفته توماس اپولته، عالم مطالعات سیاسی و نویسنده مقاله پرارجاعی در این زمینه، تظاهرات گسترده تنها در صورتی میتواند به فروریزی حکومت بینجامد که باعث شکاف در نیروهای امنیتی و پیوستن بخشی از آنان به معترضان شود.
او در مقاله خود میگوید ریزش نیروهای امنیتی در حکومتهای اقتدارگرا بر روحیه معترضان اثر مثبت میگذارد و طنین آن در ساختار سیاسی به سرعت هویدا میشود.
آیا منابع و دلایل ماندگاری نظام اسلامی را میتوان به اعتقادات و منافع آمران و عاملان آن خلاصه کرد؟
جمهوری اسلامی نظامی است لایهلایه و غیرمتمرکز. از یک سو نهادهای کشوری همچون هلال احمر دارد که در شرایط بحرانی وارد صحنه میشوند و از سویی نهادهای امنیتی آماده برای سرکوب. از یک سو رهبری اقتدارگرا دارد، از سوی دیگر نهادهایی که در نبود او استمرار در نظام اسلامی را تضمین میکنند. شماری از نهادهای آن کاملا وابسته به رهبر هستند و شماری دیگر نهادهای ترکیبی به شمار میآیند و افزون بر نمایندگان رهبر شامل اعضایی از دستگاه بوروکراتیک و تکنوکراتیک هستند.
تحلیلگران مسائل ایران از روزهای آغاز جنگ کم در این باب نگفتهاند که نظام ترکیبی جمهوری اسلامی، الهام گرفته از قانون اساسی آن، باعث میشود نه تنها جنگی نامتقارن را پیش ببرد بلکه به شیوهای نامتقارن و غیرمتمرکز امور کشوری را در شرایط بحرانی اداره کند.

منبع تصویر، Getty Images
به این منابع برای ماندگاری باید درآمد ناشی از فروش نفت را اضافه کرد. ایران در بحرانیترین روزها توانسته است نفت صادر کند. از جمله پیامدهای جنگ کنونی این است که آمریکا محدودیت فروش نفت ایران را کاهش داده تا بازار جهانی نفت کنترل شود. این درآمد برای راضی نگه داشتن نیروهای مسلح و امنیتی به کار حکومت میآید.
افزون بر آن، به دولت اجازه میدهد حقوقها را سر وقت پرداخت کند و افزایش حقوق کارکنانش که به طور سنتی پیش از سال نو اعمال شده است را عملی کند. این اقدام در بحبوبه جنگ نیز انجام شد.
این افزایش البته نمیتواند مردمی را راضی نگه دارد که بار سنگین گرانی را حسمیکنند و به ویژه در شرایط جنگی تورم کمرشان را خم کرده اما این پیام را میدهد که حکومت در شرایط جنگی میتواند امور کشوری را رفع و رجوع کند.
و آنجا که عرصه بر آن تنگ میشود خشونت عریان حکومت به عامل اصلی ماندگاری آن تبدیل میشود.
این خشونت را همه میبینند اما مکانیسم اعمال خشونت و تاثیرگذاری آن اغلب مغفول میماند. کم نبودند کسانی که در حوادث دیماه شگفتزده شدند از اینکه رسانههای حکومتی تصاویر کیسههای حاوی جنازههای پرشمار معترضان را نشان دادند. اما این تصاویر بیدلیل در تلویزیون ایران منتشر نشدند.
پس از دیماه گزارشهایی از ایران رسید که پدران و مادران حداکثر توان خود را به کار گرفتند تا مانع گردند فرزندانشان قربانی خشونت شوند. هر چه نظام اسلامی بیشتر خود را در معرض تهدید ببیند به خشونت آن اضافه خواهد شد و این خشونت را عیانتر به نمایش خواهد گذاشت. این نظام نشان داده که آنگاه که موجودیت خود را در خطر ببیند نه تنها ابایی از کشتار ندارد بلکه از نمایش آن سود میبرد.

منبع تصویر، Getty Images
آیا این منابع قدرت جمهوری اسلامی نادیدنی هستند؟ آیا شگفتی از تابآوری نظام اسلامی ناشی از آن است که دلایل ماندگاری آن فقط برای جمع معدودی از تحلیلگران عیان است؟ آیا خشونت تنها عامل جانسختی نظام اسلامی است و کافی است یک دخالت خارجی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را ساقط یا ناکارآمد کند تا این رژیم فرو بریزد؟
اپوزیسیون جمهوری اسلامی مبلغ گفتمانی است که بر اساس آن منابع قدرت حکومت به پایان رسیده و سقوط جمهوری اسلامی قریبالوقوع است.
بخشی از این اپوزیسیون که سامانه پادشاهی نامیده میشود به ویژه در سالهای اخیر فعالیت رسانهای بیشتری از خود نشان داده و با نهادهای بینالمللی در تماس بوده و چه در مجامع و چه در دیدار با مقامات کشورهای تاثیرگذار سعی کرده خود را قدرت جایگزین برای ایران نشان دهد.
گرچه تمامی اپوزیسیون ایران به دخالت خارجی امید نبسته اما گرایشهای مختلف آن در این نظر که جمهوری اسلامی به کلی از نفس افتاده است شریکند و به این تصور که سقوط یا فروپاشی جمهوری اسلامی قریبالوقوع است و کافی است تحرکی از جانب دولتهای خارجی صورت بگیرد، دامن میزنند.
آیا دولتهای غربی تحت تاثیر این گفتمان نیستند؟ آیا این نظریه باعث نمیشود که گاه حتی تحلیل نهادهای اطلاعاتی در اروپا و آمریکا هم نادیده گرفته شود؟
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در چند مرحله گزارشهایی به آقای ترامپ داد که تصورات رایج در مورد ایران را به چالش میکشید اما دونالد ترامپ آن گزارشها را نادیده گرفت.
تولسی گابارد که نهاد مدیریت اطلاعات ملی در آمریکا را هدایت میکند در آخرین گزارش در میانه جنگ با ایران و در شرایطی که رهبر آن کشته شده بود گفت هرچند حملات آمریکا و اسراییل توان نظامی ایران را کاهش داده اما «رژیم اسلامی دستنخورده باقی مانده است.»
اما آقای ترامپ به کرات نشان داده که هر جا لازم بداند گزارشهای اطلاعاتی را نادیده میگیرد. او بارها گفته سناریوی ونزوئلا را برای ایران دنبال میکند.
بیان چنین سناریویی از جانب آقای ترامپ به هیچوجه خوشایند اپوزیسیون ایران در خارج از کشور نیست اما از نگاه ناظرانی که جنگ کنونی و تحولات در میان مخالفان جمهوری اسلامی را از نزدیک دنبال میکنند بخش اعظم اپوزیسیون ایران در یک چیز با آقای ترامپ شریک است، سادهانگاری در مورد عوامل ماندگاری جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن ظرفیتهایی که آن را سر پا نگاه میدارد.

































