چگونه جنگ ایران تصور امنیت را در کشور‌های منطقه خلیج فارس در‌هم‌ شکست؟

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

در دهه‌های اخیر، زمانی که بمب‌ها بر لبنان فرود می‌آمدند و بمب‌گذاران انتحاری خود را در بازار‌های شلوغ عراق منفجر می‌کردند و داعش کارکنان خارجی را به شکلی هولناک در سوریه می‌ربود و گردن می‌‌زد، در دوبی انگار همیشه مهمانی برقرار بود.

ثروتمندان جهان عمارت‌هایی در سواحل جزایر ساختگی دوبی می‌خریدند و در موزه لوور ابو‌ظبی می‌چرخیدند یا به تور‌های تفریح و شکار در صحرای قطر می‌رفتند.

در کنار کشور‌های همسایه که مدام بر اثر جنگ، اعتراض و ناآرامی‌ها به لرزه در‌می‌آمدند کشور‌های منطقه خلیج فارس سال‌ها تصویری ایجاد کرده بودند که واحه و آبادی امنیت و شکوفایی هستند.

تلاش‌های این کشور‌ها و سیاست‌های مالیاتی سودآور آن‌ها، میلیارد‌ها دلار سرمایه خارجی را به کشور‌های منطقه خلیج فارس جذب کرده بود و شهر‌هایی مانند دوبی، ابو‌ظبی و دوحه تبدیل به مقاصد عالی برای میلیاردر‌های جهان و گردشگری اشرافی و همچنین برگزاری رویداد‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی شده بود.

روز ۲۸ فوریه این تصویر در‌هم‌ شکست.

در این روز آمریکا و اسرائیل جنگی را با ایران شروع کردند که به دنبال آن تهران در واکنش نه فقط شهر‌های اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا را در منطقه بمباران کرد، بلکه به هم‌پیمانان آمریکا در منطقه خلیج فارس هم حمله کرد.

این کشور‌ها ناگهان خود را میانه جنگی یافتند که در پی آن نبودند.

آنا جاکوبز خلف، کارشناس و تحلیلگر مسائل خلیج‌ فارس در موسسه صلح اروپا در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی می‌گوید: «آنها به هر قیمتی تمام تلاش خود را کردند تا رئیس‌جمهور آمریکا را از این اقدام منصرف کنند.»

موشک‌های ایرانی ناگهان در برابر چشمان وحشت‌زده قطری‌ها، اماراتی‌ها، کویتی‌ها، بحرینی‌ها، سعودی‌ها و عمانی‌ها و همچنین ده‌ها هزار گردشگر و افراد خارجی در نزدیکی مراکز بزرگ خرید، برج‌های مجلل و بندر‌هایی پر از قایق‌های تفریحی فرود آمد.

دامنه جنگ به یکی از لوکس‌ترین هتل‌ها هم رسید. بقایای یک پهپاد رهگیری‌شده ایرانی بر روی برج‌العرب دوبی افتاد و هتل فیرمونت پالم در نخل جمیره مورد حمله مستقیم قرار گرفت.

بعد از آن هم شرکت نفت دولتی قطر اعلام کرد که به دلیل حمله‌های موشکی مجموعه صنعتی راس لفان دچار «آسیب گسترده» شده است.

راس لفان یکی از مناطقی بود که ایران در هشدار خود مبنی بر «اقدام قاطع» پس از حمله اسرائیل به تجهیزات گاز پارس جنوبی نام برده بود.

عواقب جنگ هولناک است و کشور‌های منطقه خلیج فارس دچار خشم شدیدی هستند.

توفانی از لغو سفر‌ها و برنامه‌ها بر این کشور‌های پادشاهی ثروتمند فرود آمده است که شامل پرواز‌ها، هتل‌ها، کنفرانس‌ها و رویداد‌ها و مناسبت‌های جهانی مانند مسابقات اتومبیل‌رانی فرمول یک در بحرین و عربستان سعودی است.

علاوه بر همه اینها بسته شدن تنگه هرمز هم باعث کندی صادرات نفت در منطقه شده است.

سراب خیالی؟

بدر السیف، استاد دانشگاه کویت و معاون سابق نخست‌وزیر کویت، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی می‌گوید: «کشور‌های منطقه خلیج فارس تلاش کرده‌اند تا تصویری از پناهگاه‌‌هایی امن و امان در منطقه خاور‌میانه از خود نشان دهند. اقدامات و اتفاقات هفته گذشته این تصویر را لکه‌دار کرده است.»

منطقه خلیج فارس سال‌ها در مسیر تجمل و امنیت سرمایه‌گذاری کرده بود.

دولت‌های عرب منطقه که حکومت‌هایی خودکامه‌اند، سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه نظارت و امنیت کرده‌اند تا کمابیش از تروریسم در‌امان بمانند. آنها همچنین مخالفان یا هر آنچه وجهه آنها را تخریب کند، مورد آزار و پیگرد قرار می‌دهند.

برای مثال در طول سه هفته جنگ ده‌ها نفر از جمله افراد خارجی به دلیل انتشار ویدیو‌هایی از حملات ایران دستگیر شده‌اند.

کشور‌های مسلمان محافظه‌کار منطقه خلیج فارس در تلاش برای جذب متخصصان، گردشگران و سرمایه‌گذاران خارجی حباب‌هایی از آزادی، هرچند محدود، ایجاد کرده‌اند. مصرف الکل در مکان‌های خاصی مجاز است اما نمایش آشکار همجنس‌گرایی مجاز نیست.

این تلاش‌ها همراه با مالیات‌های ناچیز باعث شده است این کشور‌ها در دهه‌های اخیر محبوبیت فراوانی پیدا کنند و تبدیل به مقاصد مهم گردشگری شوند.

جنگ اکنون همه این تلاش‌ها را به چالش کشیده است.

به گزارش فایننشال تایمز و بنابر داده‌های شورای سفر و گردشگری جهانی، صنعت توریسم در منطقه خلیج فارس روزانه حدود ۶۰۰ میلیون دلار ضرر می‌کند.

این نهاد قبلا پیش‌بینی کرده بود که در سال ۲۰۰۶ گردشگری حدود ۲۰۷ میلیارد دلار برای منطقه به ارمغان خواهد آورد.

بنابر اطلاعات گروه ایردی‌ان‌ای از رزرو‌ها در سامانه‌هایی مانند ایر‌بی‌اند‌بی و وربو، در هفته منتهی به ۶ مارس بیش از ۸۰ هزار مورد اقامت کوتاه‌ مدت در دوبی کنسل شده است.

لغو پرواز‌ها همچنین باعث سرگردانی میلیون‌ها مسافر در فرودگاه‌ها شده است.

در دهه‌های اخیر خلیج‌ فارس تبدیل به مرکزی برای پروازهای بین‌المللی شده و روزانه حدود ۵۰۰ هزار مسافر از این منطقه عبور می‌کنند.

از ۲۸ فوریه فرودگاه‌های دوبی، کویت و ابو‌ظبی مورد حمله موشکی یا پهپادی ایران قرار گرفته‌اند که باعث لغو هزاران پرواز شده است.

الهام فخرو، پژوهشگر مرکز بلفار در دانشکده کندی هاروارد برای بی‌بی‌سی توضیح می‌دهد: «تصویر امنیت موجود تا حدی ساختگی و تا حدودی واقعی است چون کشور‌های منطقه خلیج فارس توانسته‌اند خود را از خشونت‌های هولناک منطقه دور نگه دارند.»

او معتقد است بازسازی اعتماد سرمایه‌گذاران و گردشگران امکان‌پذیر است اما بستگی به این دارد که جنگ چقدر طول بکشد.

خشم و استیصال

جنگ با ایران که باعث شده کشور‌های منطقه خلیج فارس در کانون توجه قرار گیرند بسیار پر‌هزینه است و باعث ایجاد احساس خشم و استیصال در میان شهروندان و زمامداران این کشور‌ها شده است.

یکی از شخصیت‌هایی که به صراحت از تصمیم آقای ترامپ برای کشاندن آنها به میانه جنگ انتقاد کرده است خلف احمد حبتور، میلیاردر و تاجر اماراتی، است.

«چه کسی به شما این اجازه را داده است که منطقه ما را به کام جنگ با ایران بکشانید؟ و بر چه اساسی چنین تصمیم خطرناکی گرفته‌اید؟» این‌ها پرسش‌هایی بود که الحبتور در نامه سرگشاده و تند اخیرش خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا مطرح کرد. او در این نامه با صراحت پرسیده بود که آیا «پیش از کشیدن ماشه، خسارات جانبی این کار را محاسبه کرده‌اید؟»

الهام فخرو به بی‌بی‌سی گفت: «احساس خیانت در پایتخت‌های کشور‌های منطقه خلیج فارس محسوس است، هر چند ممکن است تا مدتی به طور عمومی و علنی خود را نشان ندهد.»

کشور‌های منطقه خلیج‌ فارس سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در زمینه روابط خود با واشنگتن انجام داده‌اند از جمله میزبانی پایگاه‌های آمریکا و تسهیلات لجستیکی، متعهد شدن به سرمایه‌گذاری‌های عظیم و همسویی و تغییر سیاست‌های داخلی به قیمت هماهنگی عمیق با سیاست‌های ناخوشایند منطقه‌ای آمریکا.

الهام فخرو اشاره می‌کند: «در مقابل آنها انتظار داشتند که حداقل پیش از آنکه هدف حمله ناگزیر جنگ قرار بگیرند، با آنها مشورت می‌شد. چنین اتفاقی نیفتاد. موشک‌های ایران به پایتخت‌ها، فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌های نفت و مناطق تجاری اصابت کرد نه به دلیل اقدامات خود آنها بلکه به دلیل تصمیماتی که در واشنگتن و تل‌آویو گرفته شده بود.»

نیل کویلیام، پژوهشگر اندیشکده چتم هاوس در بریتانیا معتقد است که در حال حاضر خشم شدیدی در کشور‌های منطقه خلیج فارس موج می‌زند، هرچند در این موقعیت کار چندانی نمی‌توانند بکنند و بعید است که این خشم را به صورت عمومی ابراز کنند.

بار اول نیست که آمریکا آنها را کنار گذاشته است.

وقتی در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای با ایران امضا شد، کشور‌های منطقه خلیج فارس که همیشه می‌خواستند در جریان توافق با تهران حضور داشته باشند کنار گذاشته شدند.

استراتژی امنیتی

کشور‌های عرب خلیج فارس از زمان انقلاب اسلامی و اعلام جمهوری اسلامی در ایران رابطه پرتنشی با همسایه خود داشته‌اند.

ایران اکثریت شیعه دارد در حالی‌ که بیشتر کشور‌های منطقه خلیج فارس سنی هستند. ایران از زمان انقلاب اسلامی، بزرگ‌ترین دشمن آمریکا در منطقه شناخته می‌شود، در حالی که کشورهای عربی منطقه متحدان ایالات متحده محسوب می‌شوند.

در نتیجه کشور‌های منطقه امنیت خود را در رابطه خود با واشنگتن تعریف کرده‌اند، به ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر.

نیل کویلیام می‌گوید: «آنها در جست‌وجوی پیوندی شبیه یا معادل بند پنج ناتو هستند که می‌گوید اگر به یکی از اعضای ناتو حمله شود بقیه اعضا به دفاع از آن کشور اقدام خواهند کرد که در نتیجه آمریکا متعهد خواهد بود که از آنها دفاع کند.»

برای نمونه می‌توان کویت در سال ۱۹۹۰ را مثال زد که مورد حمله عراق به رهبری صدام حسین قرار گرفت و به کمک اتحادی تحت رهبری آمریکا آزاد شد.

اما وقتی تهران زیر‌ساخت‌های نفتی عربستان سعودی را در سال ۲۰۱۹ بمباران کرد یا اسرائیل رهبران حماس را در بمباران سال ۲۰۲۵ در دوحه پایتخت قطر هدف قرار داد، آمریکا عملا اقدامی انجام نداد.

در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، این احساس که واشنگتن به کمک آنها نخواهد آمد رو به افزایش است و برخی از کشور‌ها شروع به ایجاد صنایع دفاعی و تنوع بخشیدن به پیوند‌های نظامی خود کرده‌اند.

الهام فخرو می‌گوید کشور‌های منطقه خلیج فارس امنیت خود را بر مبنای سه فرضیه مرتبط با هم ایجاد کرده‌اند. اول این‌که آمریکا به عنوان اصلی‌ترین حامی در برابر تهدیدات خارجی از آنها دفاع خواهد کرد، دوم این‌که تنش‌زادیی با ایران خطر حملات مستقیم را کاهش خواهد داد و سوم در مورد برخی کشور‌ها برقراری رابطه با اسرائیل فواید استراتژیک خواهد داشت.

خانم فخرو می‌گوید این استراتژی‌ها «با این هدف طراحی شده بود که به دولت‌های خلیج فارس اجازه دهد بدون نیاز به انتخاب بین واشنگتن، تهران و تل‌آویو، تعادلی بین آنها برقرار کنند.»

جنگ با ایران محدودیت‌های این پیوند را آشکار کرده است.

برخی از کشور‌های منطقه خلیج فارس ممکن است تصمیم به برقراری روابط نظامی با کشور‌های دیگری مانند ترکیه یا پاکستان بگیرند یا این کار را انجام داده باشند، اما به نظر نیل کویلیام آن‌ها «زمانی طولانی برای دور شدن از آمریکا نیاز دارند چون بسیاری از آموزش‌ها، سیستم‌های تسلیحاتی یا قرار‌داد‌های هوایی دست‌کم ۲۰ سال اعتبار دارند».

«شمشیر داموکلس»

اما کشورهای حوزه خلیج فارس امروز چه راه خروجی از جنگی دارند که خود انتخاب نکرده‌اند؟

کارشناسان معتقدند پاسخ این پرسش آسان نیست. هرچه حملات زودتر به پایان برسد خسارت و آسیب کمتر خواهد بود.

الهام فخرو اشاره می‌کند که آتش‌بس موقت امکان شروع گفت‌وگو برای بازسازی را فراهم می‌کند.

اما یک جنگ طولانی‌مدت، ماه به ماه بر شدت خسارات می‌افزاید و به خروج نیروهای کار متخصص خارجی و فرار سرمایه‌هایی که اقتصادهایی نظیر دبی به آن‌ها وابسته‌اند، سرعت می‌بخشد.

نیل کویلیام چنین استدلال می‌کند که موضوع فقط این نیست. ضرر اقتصادی کشور‌های منطقه خلیج فارس به دلیل بسته شدن تنگه هرمز تنها از طریق آتش‌بس می‌تواند به صورت پایدار مهار شود، نه چنان که آقای ترامپ قصد دارد به زور آن را انجام دهد.

هزینه‌ها و خسارات در هر شرایطی سهمگین خواهد بود و از آنجا که برخی کشور‌ها تولیدات خود را متوقف کرده‌اند، شروع دوباره و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ برای بسیاری حداقل پنج تا شش ماه زمان خواهد برد.

حتی اگر جنگ همین امروز به پایان برسد تهدید حکومت ایران، که به نظر نمی‌رسد به زودی سقوط کند، هنوز مانند شمشیر داموکلس بر فراز سر خلیج فارس معلق خواهد ماند.

پژوهشگر موسسه چتم هاوس می‌گوید: «دو ماه دیگر اسرائیل ممکن است دوباره تحرکاتی در فعالیت‌های هسته‌ای یا برنامه موشک‌های بالستیک ایران مشاهده کند و دوباره اقدام به حمله کند و در نتیجه دوباره ایرانی‌ها اقدامات تلافی‌جویانه را از سر خواهند گرفت.»

همان طور که آنا جاکوبز خلف، از موسسه صلح اروپا اشاره می‌کند کشور‌های منطقه خلیج فارس نمی‌توانند جغرافیا را تغییر دهند. آنها همسایه کشور پهناوری با ۹۰ میلیون جمعیت هستند و «باید راهی برای هم‌زیستی با رهبران جدید ایران پیدا کنند که جلوی ادامه تهدید کشور‌های منطقه و بازار‌های انرژی جهان را بگیرد».

بازگشت به مذاکرات، همچنان که در سال‌های اخیر عربستان سعودی و ایران روابط دیپلماتیک خود را با میانجیگری چین از سر گرفتند، می‌تواند راهی برای خروج از بحران باشد.

پژوهشگر هاروارد می‌گوید: «تنها راه حل پایدار برای کشور‌های منطقه خلیج فارس این است که روابط خود را با ایران بر اساس شرایط خودشان تنظیم کنند».