چین موفق میشود نقش میانجی را در جنگ ایران ایفا کند؟
منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, لورا بیکر
- شغل, خبرنگار چین، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
با گذشت بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و در حالی که اختلال در عرضه انرژی باعث افزایش قیمت نفت شده، چین تلاش میکند به عنوان میانجی صلح وارد عمل شود.
این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفته است اقدام نظامی ایالات متحده در ایران ممکن است ظرف «دو تا سه هفته» به پایان برسد، اما هنوز تصویر روشنی از چگونگی این روند یا پیامدهای آن وجود ندارد.
چین به پاکستان پیوسته است که به شکلی دور از انتظار به عنوان میانجی در جنگ ایران ظاهر شده است. مقامها در پکن و اسلامآباد، با هدف برقراری آتشبس و بازگشایی تنگه حیاتی هرمز یک طرح پنج مادهای ارائه کردهاند.
به نظر میرسد پاکستان که در گذشته متحد آمریکا بوده، توانسته دونالد ترامپ را برای میانجیگری در این درگیری متقاعد کند.
با این حال پکن به عنوان رقیب واشنگتن وارد این عرصه میشود، آن هم پیش از مذاکرات مهم تجاری میان شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، و دونالد ترامپ که به زودی در پکن برگزار میشود.
ژو یونگبیاو، کارشناس خاورمیانه و مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه لانژو میگوید: «حمایت چین در این موضوع بسیار مهم است.»
او میگوید: «چین از نظر اخلاقی، سیاسی و دیپلماتیک حمایت همهجانبهای ارائه میدهد، با این امید که پاکستان بتواند نقش برجستهتری ایفا کند.»
این اقدام همچنین نوعی تغییر رویکرد برای پکن است، زیرا واکنش رسمی چین به این جنگ تا کنون نسبتا محتاطانه بوده است. با این وصف چرا چین اکنون وارد عمل شده است؟
منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
این طرح صلح پس از آن تدوین شد که وزیر خارجه پاکستان برای درخواست حمایت چین در تلاشهای این کشور برای مذاکره و پایان دادن به جنگ، به پکن سفر کرد.
به نظر میرسد تلاشهای پاکستان برای جلب حمایت پکن موفق بوده است. وزارت خارجه چین اعلام کرد که دو کشور در حال انجام «تلاشهای جدید برای ترویج صلح» هستند. در بیانیه مشترک آمده است که گفتوگو و دیپلماسی «تنها گزینههای قابل اجرا برای حل مناقشات» هستند و همچنین بر حفاظت از مسیرهای آبی، از جمله تنگه مسدودشده هرمز نیز تاکید شده است.
هر چند که نفت مهم است، اما در حال حاضر موضوع فقط این ماده خام نیست. چین، بزرگترین واردکننده نفت خام در جهان، ذخایر کافی برای گذر از چند ماه آینده را دارد.
پکن احتمالا تصمیم گرفته نقش میانجی را ایفا کند، زیرا جنگ در ایران چیزی را که شی جینپینگ به آن اهمیت میدهد به خطر میاندازد: ثبات. چین برای احیای اقتصاد داخلی آسیبدیده خود به یک اقتصاد جهانی باثبات نیاز دارد، زیرا به شدت به فروش کالا در سراسر جهان وابسته است.
مت پاتینجر، رئیس برنامه چین در بنیاد دفاع از دموکراسیها میگوید: «اگر بقیه جهان به دلیل شوک انرژی دچار کندی اقتصادی شود، این موضوع برای کارخانهها و صادرکنندگان چین دشوار خواهد بود.»
او میافزاید: «به همین دلیل وقتی میبینم وزیر خارجه چین به ایران توصیه کرده که باید راهی برای پایان دادن به این جنگ پیدا کنیم، فکر میکنم این موضع تا حدی صادقانه است. پکن کمی نگران است که اگر این وضعیت به یک شوک واقعی و طولانی مدت انرژی تبدیل شود، پیامدهایی نامطلوبی داشته باشد.»
در حال حاضر نیز نگرانیهایی وجود دارد که اگر این بحران ادامه یابد، قلب صنعتی چین که به عنوان کارخانه جهان شناخته میشود، در بلند مدت آسیب ببیند.
افزایش قیمت نفت بر کل زنجیره تامین تاثیر میگذارد؛ از پلاستیکهای مورد نیاز برای تولید اسباببازی و بازیها گرفته تا مواد اولیه پارچههای مصنوعی مدرن و صدها قطعهای که در تلفنها، خودروهای برقی و نیمهرساناها به کار میروند.
منبع تصویر، Reuters
جنگ تجاری آمریکا با چین در دوره نخست ریاستجمهوری آقای ترامپ باعث شد بسیاری از صاحبان کسبوکار در سراسر این کشور به دنبال بازارهای جدید در جهان باشند.
در نتیجه صادرات چین به خاورمیانه در سال گذشته تقریبا با سرعتی دو برابر صادرات این کشور به سایر نقاط جهان رشد کرد. این منطقه به سریعترین بازار در حال رشد برای خودروهای برقی تبدیل شده و چین همچنین بزرگترین سرمایهگذار در پروژههای نمکزدایی آب در خاورمیانه است؛ جایی که آب آشامیدنی کمیاب است.
شرکت «ساختوساز برق چین» پروژههایی در عربستان سعودی، امارات، عمان و عراق برعهده دارد.
در نتیجه این پیوندهای اقتصادی، چین توانسته در سراسر منطقه با هم متحدان آمریکا، مانند عربستان سعودی، و هم رقبای آن، مانند ایران، رابطه برقرار کند.
روابط تهران و پکن به دههها پیش بازمیگردد. چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و حدود ۸۰ درصد نفت ایران را خریداری میکند.
دولت چین پیش از این نیز در خاورمیانه نقش میانجی صلح را ایفا کرده، اما موفقیت آن محدود بوده است.
در سال ۲۰۲۳، چین میانجیگری توافق میان عربستان سعودی و ایران، دو رقیب سرسخت منطقهای را بر عهده داشت؛ کشورهایی که مدتها در جنگهای نیابتی در خاورمیانه در دو سوی مقابل هم قرار داشتند.
ریاض در سال ۲۰۱۶ پس از اعدام یک روحانی برجسته شیعه در عربستان و حمله به اماکن دیپلماتیک سعودی در ایران روابط خود را با تهران قطع کرد.
پس از ورود چین به عنوان میانجی، دو طرف توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را از سر بگیرند. این موضوع در راستای منافع چین بود، زیرا پکن امیدوار بود بهبود روابط میان عربستان و ایران احتمال تنشهای منطقهای را کاهش دهد.
یک سال بعد، پکن میزبان رهبران ۱۴ گروه فلسطینی، از جمله فتح و حماس بود. این گفتوگوها به انتشار «اعلامیه پکن» با هدف تشکیل یک دولت وحدت ملی در کرانه غربی و غزه انجامید. این بیانیه، که در عمل اجرا نشد، بیشتر بیانگر نیت بود تا یک توافق جامع، اما بار دیگر نقش چین در منطقه و علاقه آن به ثبات در خاورمیانه را نشان داد.
منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images
روابط چین با کشورهای جهان بدون ارائه تضمینهای امنیتی یا حمایت نظامی شکل گرفته است.
برای پکن، اقتصاد در اولویت قرار دارد و همین وابستگی اقتصادی متقابل با کشورهای منطقه به این کشور اهرم نفوذ میدهد و به چین کمک میکند تا میزان مشخصی از تاثیرگذاری داشته باشد.
ژو یونگبیاو میگوید: «چین در ورود به درگیریهای گستردهتر محتاط است. اولویت این کشور چه در داخل و چه در سیاست خارجی، توسعه اقتصادی است. اجماع گستردهای وجود دارد که چین نباید بیپروا وارد جنگ شود.»
اما این رویکرد محدودیتهایی نیز دارد. چین در منطقه توانایی نظامی لازم برای مداخله را ندارد، حتی اگر بخواهد چنین کاری انجام دهد.
آمریکا در هر یک از کشورهای حوزه خلیج فارس پایگاه نظامی دارد. نزدیکترین پایگاه چین در جیبوتی در شرق آفریقا قرار دارد که در سال ۲۰۱۷ تاسیس شده و بیشتر یک مرکز لجستیکی برای عملیات مقابله با دزدی دریایی است، نه پایگاهی برای نمایش قدرت نظامی.
در جریان جنگ اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵، چین در حاشیه باقی ماند و حمایت اندکی به تهران ارائه داد؛ موضوعی که محدودیتهای نقش آن به عنوان یک شریک را آشکار کرد.
در مورد طرح صلح جدید نیز، هنوز نه آمریکا و نه ایران پاسخی ندادهاند، اما پیشبرد این ابتکار به شی جینپینگ امکان میدهد نقش یک میانجی بیطرف و صلحجو را ایفا کند و بار دیگر در تضاد با رهبر دیگر ابرقدرت جهان، یعنی ایالات متحده، قرار گیرد.
با این حال اعتبار پکن برای معرفی خود به عنوان یک بازیگر عملگرا در عرصه بینالمللی با ملاحظات زیادی همراه است. نزدیکی این کشور به روسیه همواره پرسشهایی درباره بیطرفیاش ایجاد کرده است. همچنین کنترل فزاینده چین بر هنگکنگ و تهدیدهای مکرر این کشور برای تصرف تایوان با توسل به زور، همچنان نگرانیهای بزرگی به شمار میروند.
رهبران اقتدارگرای چین نیز از هرگونه بحث درباره حقوق بشر پرهیز میکنند و هرگز حکومتها را به دلیل نقض حقوق یا سوءاستفاده از قدرت محکوم نمیکنند. همه این عوامل باعث میشود شی جینپینگ گزینهای بعید برای سخنگویی نظم جهانی مبتنی بر قواعد باشد.
با این حال چین یک بازیگر قدرتمند جهانی است که بر اساس منافع راهبردی عمل میکند. این کشور نشان داده که در خاورمیانه تا حدی نفوذ دارد و بدون تردید جاهطلبیهایی برای افزایش این نفوذ در آینده دارد.
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست