«تنگه هرمز»، سلاحی بازدارندهتر از بمب هستهای
منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, ژیار گل
- شغل, خبرنگار بی بی سی در امور بینالملل
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
در پی جنگ حدود ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با ایران، نتیجهای غیر منتظره پدیدار شده است: به نظر میرسد مهمترین اهرم قدرت ایران نه در توان هستهای و موشکی بلکه در توانایی آن برای ایجاد اختلال در تنگه راهبردی هرمز باشد.
از همان ابتدا، این جنگ بهطور گسترده بهعنوان تلاشی برای تحمیل تغییر رژیم در ایران تلقی میشد. با این حال، با تشدید درگیریها، سپاه پاسداران تمرکز خود را به سمت اختلال در تردد دریایی در این گذرگاه باریک که خلیج فارس را به بازارهای جهانی متصل میکند، معطوف کرد. این اقدام بهسرعت فشار زیادی بر آمریکا و متحدانش وارد کرد، چرا که این کشورها به صادرات نفت از طریق این تنگه وابستهاند.
با تهدید عرضه جهانی انرژی، واشنگتن وادار شد امنیت این مسیر آبی را بهعنوان شرطی برای مذاکرات آتشبس در اولویت قرار دهد.
در ایران رسانههای دولتی تصویری از پیروزی ارائه می دهند. ویدیویی از رهبر پیشین ایران با عنوان «هنگامی که یاری خدا و فتح فرا رسد» توسط سفارت ایران در کویت منتشر شد. این ویدیو بازتابدهنده روایت گستردهتری است که در داخل ایران در رسانه های حکومتی ترویج میشود؛ اینکه کشور در برابر فشارهای خارجی مقاومت کرده است.
خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه پاسداران است نیز مدعی شد: «طرح آتشبس ایران شامل لغو تحریمها، پرداخت غرامت جنگی و خروج نیروهای آمریکایی است.»
آمریکا این ادعا را دروغ می خواند.
مقامهای ارشد ایرانی نیز این دیدگاه را تکرار کردند. محمدرضا عارف، معاون رئیسجمهور ایران، آتشبس را «ثمره مکتب خامنهای» توصیف کرد. همزمان، محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه و مشاور رهبر جدید ایران، هشدار داد که نیروهای ایرانی همچنان در حالت آمادهباش کامل هستند و «انگشتها روی ماشه» قرار دارد.
با این حال، در پس این تبلیغات پیروزی، واقعیتی بسیار شکننده نهفته است.
منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
نیروهای نظامی ایران متحمل خسارات قابلتوجهی شدهاند، بسیاری از فرماندهان بلند پایه کشته شدهاند. اقتصاد ایران که پیشتر نیز تحت فشار سالها تحریمهای تحت رهبری آمریکا بود، بهشدت آسیب دیده است.
در حالیکه جنگ ادامه داشت، سیزده نفر اعدام شدند که بسیاری از آنها متهم به جاسوسی شده بودند و تعدادی نیز در جریان اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شده بودند. این اقدامات نشاندهنده نگرانی عمیق درون حاکمیت از نارضایتی داخلی است.
برای شهروندان عادی ایران، این جنگ زخمهای ماندگاری بر جای گذاشته است. در میان بخشی از جامعه، بهویژه مخالفان حکومت، امیدی وجود داشت که این جنگ بتواند تغییرات سیاسی معناداری را رقم بزند. اکنون آنها با حکومتی تضعیفشده اما با نیروهای سرکوب زخمی ولی هنوز تا حدودی دست نخورده روبهرو هستند؛ حکومتی که ممکن است در پاسخ به فشارهای داخلی، سرکوب بیشتری اعمال کند.
این جنگ همچنین شکافهای اجتماعی در ایران را عمیقتر کرده است. خانوادهها و دوستان بر سر این جنگ دچار اختلاف شدهاند؛ برخی در ابتدا از مداخله خارجی به امید تغییر رژیم حمایت کردند، در حالی که دیگران ویرانی اماکن غیر نظامی و زیربنایی و تلفات غیرنظامیان را محکوم کردند. با طولانی شدن جنگ، مخالفت با ادامه آن افزایش یافت و پیچیدگی و تناقض احساسات در میان مردم را آشکار کرد.
مسیر رسیدن به ثبات همچنان نامشخص است. قرار است مذاکرات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده از سر گرفته شود، اما سطح بیاعتمادی میان طرفین بسیار زیاد است.
در مرکز این مذاکرات، چند مسئله حیاتی قرار دارد: کنترل تنگه هرمز، برنامههای هستهای و موشکی ایران و همچنین نیروهای نیابتی ایران در منطقه. ایالات متحده تاکید کرده است که انتظار دارد تردد آزاد دریایی از این تنگه تضمین شود، در حالی که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود بر حفظ اختیار در این گذرگاه سخن می گوید.
مذاکراتی دشوار پیشرو است. ایران ممکن است در صحنه جهانی تصویری از اعتمادبهنفس ارائه دهد، اما چالشهای داخلی آن، از فروپاشی اقتصادی و ناآرامی سیاسی گرفته تا تضعیف توان نظامی، تصویری بسیار شکنندهتر را نشان میدهد.
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست