تاریکی دیجیتالی در ایران؛ ۵۰ روز قطع اینترنت جهانی

منبع تصویر، Netblocks
- نویسنده, هادی نیلی، خبرنگار فناوری و مجری برنامه «کلیک»
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
دسترسی مردم به اینترنت جهانی و ارتباطات الکترونیکی دیگر در ایران از نخستین ساعات حملات آمریکا و اسرائیل بهطور گسترده قطع شد. در روزهای بعد قطعی پیامک و تماس تلفنی رفع شد ولی تاکنون، ۵۰ روز بعد، که آتشبس هرچند شکننده برقرار شده، دسترسی به اینترنت برای عموم مردم ایران همچنان بسته است.
مقامهای ایران در دورههای مختلف محدودیت اینترنت، برای این اقدامشان به ملاحظات امنیتی استناد کردهاند. آنها گفتهاند در شرایط جنگی، کنترل جریان اطلاعات برای مقابله با «جنگ سایبری» و جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست یا هماهنگی حملات احتمالی ضروری است. با این حال، از نگاه منتقدان، گستره و طول مدت این محدودیتها فراتر از ملاحظات امنیتی است و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای داشته است. این استدلال در دوره جنگ ۱۲ روزه در تابستان گذشته بییشتر شنیده میشد. اما این بار فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت گفت در طول این قطعی کسانی میتوانند همچنان به اینترنت وصل باشند «که میتوانند صدا را به دیگران برسانند». همینطور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در مصاحبه با سیبیاس گفت در شرایطی که عموم ایرانیان به اینترنت دسترسی ندارند، او میتواند دسترسی داشته باشد «چون من صدای مردم ایران هستم.»
مهسا علیمردانی، معاون واحد «تهدیدها و فرصتهای فناوری»، در موسسه غیرانتفاعی «ویتنس» که در کار ثبت مستندات نقض حقوق بشر و تبعات آن است، میگوید همین حرفهای وزیر خارجه و سخنگوی دولت ایران نشان میدهد که «دیگر حکومت ایران دست از تظاهر برداشته و علنی میگوید این زیرساخت قطع اینترنت وجود دارد تا به حکومت اجازه دهد جریان روایت را کنترل کند.»
دادههایی که به طور عمومی در دسترس است نشان میدهد در تقریبا تمام این مدت، حجم دادههای منتقلشده بین ایران و جهان، زیر یک درصد میانگین همین کشور بوده است.
به این ترتیب در این مدت اگر کسی از داخل ایران قصد داشته به وبسایتها و اپلیکیشنهای غیر ایرانی وصل شود، این امکان برایش فراهم نبوده است. مگر اینکه از گروهی بوده باشد که حکومت ایران صلاح دیده بهاصطلاح «خط سفید» داشته باشند، یا کسانی که با هزینه بالا توانستهاند فیلترشکن و کانفیگ بخرند. هرچند همان هم ارتباط نیمبند و ناپایدار و معمولا کوتاهمدت با اینترنت را ممکن کرده است.
البته کسانی که از پس هزینه هنگفت خرید ترمینالهای دریافت اینترنت ماهوارهای استارلینک برآمدهاند و البته دسترسی برای تهیه این دستگاه را داشتهاند که الان قاچاق است، در این مدت عموما از اینترنت پایدار و با کیفیت این سرویس استفاده کردهاند. هرچند با خطر پیگرد قضایی و تهدیدهای امنیتی روبهرو بودهاند. اما آن آمار زیر یک درصد شامل کسانی که با استارلینک در ایران وصل شدهاند، نمیشود.
اما این دور دوم از قطعی سرتاسری اینترنت در ۱۰۰ روز گذشته است. در ۱۸ دی ماه، همزمان با اعتراضات گسترده در ایران، حکومت ایران دسترسی به اینترنت و همینطور شبکه تلفن را برای شهروندان بست و برای حدود سه هفته این محدودیت درباره اینترنت باقی ماند. از اول فوریه بهتدریج دسترسی به بعضی سرویسهای اینترنتی را دوباره باز کرد و خیلی از کاربران در ایران توانستند دوباره به اینترنت دسترسی پیدا کنند.
نرگس کشاورزنیا، پژوهشگر حقوق دیجیتال در «فیلتربان» که وضعیت دسترسی به اینترنت در ایران را پایش میکند، در صد روز گذشته این وضعیت را زیر نظر داشته است.
او میگوید: «آنچه امروز در دسترس مردم ایران باقی مانده، یک شبکه اینترانت بسیار محدود است.»
پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، در این هفت هفته و در سایه جنگ، شرایط در ایران عادی نبوده است. هرچند اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس که درگیر این جنگ هستند، بهاشتراکگذاری اطلاعات درباره اثر جنگ بر کشورشان را محدود کردهاند ولی هیچ شواهدی از قطعی طولانی، عمدی و سرتاسری یا حتی کاهش مستمر و چشمگیر دسترسی به اینترنت در این کشورها دیده نشده است. به نظر میآید این یک پدیده مختص به ایران بوده است.
«اینترنت پرو»، همان «اینترنت طبقاتی»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در روزهای اخیر مقامات و نهادهای ایران طرح «اینترنت پرو» را فعال کردهاند که اهالی کسبوکار یا دانشگاهیان بتوانند با پرداخت مبلغ اضافهای، به اینترنت در همان سطحی که قبل از این ۵۰ روز در دسترس بوده، وصل شوند.
نرگس کشاورزنیا میگوید: «اینترنت پرو هم یکی از شکلهای اینترنت طبقاتی است که فقط هم محدود به این دو جنگ و این دو دوره قطعی اینترنت اخیر نبوده است. سالهاست شکلهای مختلف اینترنت طبقاتی را میبینیم که هربار با نامهای متفاوتی مطرح شده است؛ از اینترنت دانشجویی گرفته تا اینترنت اقشار، اینترنت کسبوکارها، و اینترنت گردشگری. در همه اینها یک الگوی مشترک دیده میشود؛ اینکه اینترنت به یک سرویس گرانقیمت، محدود و گزینشی تبدیل شده که فقط برای گروه خاصی در دسترس است.»
این پژوهشگر حقوق دیجیتال میگوید: «ترویج اینترنت طبقاتی، همزمان با فشاری که به مردم میآید برای اینکه از پلتفرمهای داخلی مثل بله و روبیکا و مانند آن استفاده کنند، نشان میدهد حکومت ایران نمیخواهد دسترسی به اینترنت را به حالت قبلیاش بازگرداند. و این یعنی شکاف دیجیتالی، عمیقتر میشود. یک اقلیت به واسطه پول یا ارتباطات میتواند به اینترنت دسترسی داشته باشد ولی اکثریت جامعه عملا از اینترنت حذف میشوند.»
اختلالها در شبکه ملی اطلاعات یا «اینترنت ملی»
با این حال، گزارشها حاکی است که همین شبکه داخلی ایران، که مقامها از آن با عنوان «اینترنت ملی» یاد میکنند، در هفتههای اخیر با اختلالهایی همراه بوده است.
نرگس کشاورزنیا میگوید: «اصلا نمیشود روی اپهای مسیریاب ایرانی حساب کرد. دائم دچار تاخیر در بارگذاری و مشکلاتی مثل قطع صدا و اختلال در مکانیابی هستند. یا درباره اپهای پیامرسان داخلی مثل بله و ایتا ناچار شدهاند محدودیتهایی در ارسال فایل اعمال کنند یا کاربر جدید نپذیرند. سرویس شاد هم در پردازش ترافیک دچار مشکل شد. همینطور در مواردی با اختلالهایی در چند دیتاسنتر اصلی کشور، دسترسی به بسیاری از سرویسهای آنلاین داخلی قطع شده است.»
این پژوهشگر حقوق دیجیتال میگوید این اختلالها نشان میدهد که «بر خلاف ادعای مقامات ایران درباره تابآوری، شبکه ملی اطلاعات ظرفیت مدیریت بار بالا را ندارد و در شرایط بحران، بهسرعت دچار اختلال و فروپاشی میشود و نمیتواند جایگزین اینترنت باشد.»
خسارت «چند میلیارد دلاری» به اقتصاد ایران
در روزهای گذشته با آغاز آتشبس، انتقادها در داخل ایران به این قطعی دسترسی به اینترنت دوباره بالا گرفته است. از جمله افشین کلاهی، رئیس کمیسیون «کسبوکارهای نوین و دانشبنیان» در «اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران» که یک نهاد غیردولتی است، گفته که «خسارت مستقیم قطعی اینترنت برای ایران، روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است» و اگر خسارت غیرمستقیم آن را هم در نظر بگیریم «این رقم تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز» بالا میرود.
پیشتر ستار هاشمی، وزیر ارتباطات ایران، پس از دوره قبلی قطع اینترنت در دی و بهمن ۱۴۰۴، گفته بود بر اساس برآورد اولیه این وزارتخانه، خسارت قطع اینترنت به «هسته اقتصاد دیجیتال»، روزانه ۵۰۰ میلیارد تومان و خسارت کلان اقتصاد دیجیتال با احتساب آثار جانبی، روزانه ۵ هزار میلیارد تومان است. این مقام ارشد ایران تاکید کرده بود که وزارتخانههای اقتصادی ایران معتقدند که میزان خسارت قطع اینترنت از این هم بیشتر است.
با توجه به نرخ بانک مرکزی ایران در بهمن گذشته، زمانی که وزیر ارتباطات این عدد را داده، میزان خسارت قطع اینترنت حدود ۳۸ میلیون دلار برآورد میشود.
به این ترتیب طبق دو برآورد جداگانه بخش دولتی و غیردولتی در ایران، این ۵۰ روز قطعی اینترنت در ایران، احتمالا بین ۲ تا ۴ میلیارد دلار به اقتصاد ایران صدمه زده است.
منتقدان میگویند توسعه زیرساختهای شبکه داخلی ایران با بودجه عمومی انجام شده و همزمان، شهروندان برای دسترسی به خدمات آنلاین ناچار به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ با هزینههای قابلتوجه شدهاند. و این هزینهها در جریان قطعی اینترنت خیلی بیشتر هم شده است.
در چند هفته اخیر کاربران متعددی از بستهشدن شرکتها، موج بیکاری و ورشکستگی کسبوکارهای کوچک و بزرگ میگویند.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، گفته بود که «اشتغال حدود ۱۰ میلیون نفر به فضای دیجیتال وابسته است.» اما برخی برآوردها میگوید این رقم بیشتر است.
وزیر ارتباطات همچنین گفته بود که «تابآوری کسبوکارهای آنلاین در شرایط قطعی اینترنت، به طور میانگین، ۲۰ روز است و پس از آن، موج برخی ورشکستگیها غیرقابل بازگشت خواهد بود.»
به این ترتیب در پنجاهمین روز این دوره از قطعی اینترنت پرسش این است چند نفر از این ۱۰ میلیون نفر توانستهاند از این دوره قطعی جان به در ببرند.
خلاء اطلاعاتی و رواج جعلیات در قطعی اینترنت
اما ضررهای قطعی اینترنت فقط اقتصادی نبوده است.
در شرایط جنگی دسترسینداشتن به اطلاعات بهروز و قابلاطمینان، امنیت و سلامت خیلی از شهروندان را در خطر قرار داد. همینطور حذف آنان از فضای آنلاین و شبکههای اجتماعی، خلائی ایجاد کرد که بازیگران دیگری سعی کردهاند آن را پر کنند.
مهسا علیمردانی، معاون واحد «تهدیدها و فرصتهای فناوری»، در موسسه غیرانتفاعی «ویتنس» معتقد است قطعی اینترنت در ایران عملا به ضرر گزارشدادن آسیب به غیرنظامیان و کشتهشدن آنان در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران منجر شده است.
او میگوید: «دوستان و آشنایانم همهاش از من میپرسند ما چه را باور کنیم؟ آیا واقعا غیرنظامیها هم در این جنگ آسیب دیدهاند؟! این جنگ چندوقت بعد از یکی از بیسابقهترین لحظات تاریخ ایران اتفاق افتاده که هزاران نفر به دست جمهوری اسلامی کشته شدهاند. در فضای اطلاعات در آنزمان، دسترسی به اسناد آن جنایتها خیلی سخت بود به خاطر کارهایی که جمهوری اسلامی کرد. از قطعی اینترنت، تا تهدید خانوادههای کشتهشدگان و دستگیری افرادی که فیلم میگرفتند. ولی الان شاهد یک چرخش در موقعیت هستیم؛ آدمهای غیرنظامی در جنگ کشته شدهاند و قطعی اینترنت، باورکردن جنایتها بر علیه افراد غیرنظامی در ایران را تحت تاثیر قرار داده است.»
مهسا علیمردانی میگوید این قطعی اینترنت باعث شده هر محتوایی که از ایران درباره جنگ منتشر میشود، بیشتر با تردید و پرسش مواجه شود.
«در چنین فضایی اسرائیل عامل بزرگی است. محتوایی دیدهایم از ساختمانی در اکباتان تهران که با نور، پرچم اسرائیل را روی آن انداخته بودند. خیلی راحت متوجه شدیم که این ویدیو با هوش مصنوعی، جعل شده است. ولی در فضایی که جمهوری اسلامی دارد صدای مردم ایران را در اینترنت میبندد، چنین محتوایی خریدار پیدا میکند. اینطوری هوش مصنوعی جای واقعیت را گرفته است.»
تشدید نابرابری در روایت شهروندان
ناظران میگویند قطعی اینترنت همچنین به نابرابری اجتماعی و همینطور نابرابری در فرصتهای شهروندان برای نظردادن و روایتکردن دامن زده است.
نسیم مهران، جامعهشناس شهری ساکن برلین که بر نابرابریهای اجتماعی تمرکز دارد، میگوید: «جمهوری اسلامی در همه این پنج دهه سعی کرده بر روایتگری کنترل داشته باشد. ولی حتی محدودیت پلتفرمهای دیجیتال هم به صورت ناهمگون در ایران اتفاق میافتد. دسترسی به اینترنت زیرساختی لازم دارد که همه جای ایران با یک کیفیت، موجود نیست. بحث استطاعت شهروندان هم هست که در صورت وجود این کیفیت، اصلا بتوانند آن را بخرند. در این شرایط قطعی، گزینه اینترنت استارلینک مطرح شده است. با وجودی که امکانی که اینترنت استارلینک فراهم کرده، نویدبخش است اما با خودش نوعی از نابرابری را میآورد. چون گرانقیمت است. و افراد باید ارتباطاتی داشته باشند که بتوانند به استارلینک دسترسی پیدا کنند.»
این جامعهشناس میگوید: «در وضعیت جنگی، از بالا روی سر مردم بمب و موشک میآید. خیابان هم صحنه سرکوب حکومتی است. و در این شرایط که اینترنت قطع است، دسترسی مردم به همان فضاهای کوچک اجتماعی روی پلتفرمهای دیجیتالی از آنان گرفته شده است. این یک جنگ روانی ایجاد میکند که در نتیجهاش شهروند نمیتواند مختصات را درست تشخیص بدهد، احساس تنهایی خیلی شدید میکند، نمیداند دارد چه اتفاقی میافتد، چه چیزی در جریان است، خبرهای جدید را نمیداند. همین که همه نمیتوانند روایتگری کنند، باعث میشود خشونت و تقابل در فضای سیاسی و اجتماعی تشدید شود. چون دیگر جزئیات را نمیدانیم. ظرافتهای انسانی را نمیدانیم.»
نسیم مهران میگوید همین وضعیت میتواند در ارائه راهحلهای نامتناسب برای ایران هم موثر باشد. «من شهروند خارج از ایران هم تصویر شفافی از آنچه در داخل ایران میگذرد ندارم. خشونت و تقابل در فضای روایتگری ممکن است با واقعیتی که در ایران در جریان است، یکی نباشد. کسانی که میخواهند از خارج ایران مشارکت داشته باشند، ممکن است دچار سادهسازی وضعیت بشوند و دنبال راهحلهای مکانیکی بروند. راهحلهایی که از بیرون ایران به داخل کشور میاندازند و لزوما نسبتی با وضعیت داخل ایران ندارد.»


































