نیروهای پاکستانی در عربستان؛ موازنه‌سازی امنیتی یا ورود به معادله جنگ؟

پرچم پاکستان و عربستان سعودی

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, نسرین حاطوم
    • شغل, بی‌بی‌سی عربی
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

چند روز پیش، جنگنده‌ها و نیروهای نظامی پاکستان در چارچوب اجرای توافقی دفاعی که سال گذشته میان دو کشور امضا شده بود، وارد عربستان سعودی شدند.

این تحرک همزمان با میزبانی اسلام‌آباد از مذاکرات میان ایران و ایالات متحده با هدف پایان دادن به جنگ با ایران صورت گرفت؛ مذاکراتی که بدون دستیابی به پیشرفتی چشمگیر به پایان رسید، در حالی که گزارش‌ها از ادامه تلاش‌های میانجی‌گرانه برای برگزاری دور دوم گفت‌وگوها در روزهای آینده حکایت دارد.

وزارت دفاع عربستان اعلام کرد که این استقرار در راستای تقویت همکاری‌های دفاعی مشترک و حمایت از امنیت و ثبات در سطح منطقه‌ای و جهانی انجام شده است. در همین حال، یک مقام پاکستانی که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز تاکید کرد که این نیروها «برای حمله به هیچ‌ کس نیستند».

این اقدام پرسش‌های متعددی درباره زمان‌بندی، پیامدها و ارتباط آن با آینده تضمین‌های امنیتی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس مطرح می‌کند. همچنین چالش‌های مربوط به هماهنگی میان فناوری‌های نظامی پاکستان، که بخش عمده‌ای از آن به چین متکی است، و سامانه‌های دفاعی آمریکایی، و نیز تاثیر این وضعیت بر نقش پاکستان به‌عنوان میانجی‌ای که باید مورد پذیرش همه طرف‌ها باشد، جلب توجه کرده است.

«احتیاط راهبردی»

برخی ناظران معتقدند گرایش عربستان به سوی پاکستان، که حدود یک سال پیش با امضای توافقی دفاعی میان دو کشور نمود یافت، لایه‌ای تازه از بازدارندگی را ایجاد کرده است؛ لایه‌ای که هدف آن افزایش قدرت مانور و کاهش وابستگی یک‌ جانبه به واشنگتن است.

این در حالی است که در کشورهای خلیج فارس نوعی نارضایتی غیررسمی وجود دارد از اینکه تصمیم واشنگتن برای آغاز جنگ علیه ایران، منافع این کشورها و پیامدهای احتمالی آن را در نظر نگرفته است؛ به‌ویژه آنکه سپاه پاسداران بخش بزرگی از پهپادها و موشک‌های بالستیک خود را به سوی کشورهای خلیج، تاسیسات حیاتی، نفتی و گاه غیرنظامی آنها پرتاپ کرده است.

نخست‌وزیر پاکستان محمد شهباز شریف و ولیعهد عربستان محمد بن سلمان در ریاض، در کنار هم نشسته و در حال گفت‌وگو هستند، پرچم‌های دو کشور در پشت سر آنهاست

منبع تصویر، وكالة الأنباء السعودية

توضیح تصویر، نخست‌وزیر پاکستان محمد شهباز شریف و ولیعهد عربستان محمد بن سلمان در ریاض، سپتامبر ۲۰۱۵

در این زمینه، حسن شهری، کارشناس امنیتی و راهبردی سعودی، معتقد است استقرار نیروهای هوایی پاکستان در خاک عربستان نشان‌دهنده رویکردی تازه برای تنوع‌بخشی به تضمین‌های امنیتی در چارچوب همکاری دفاعی میان دو کشور است. او این اقدام را «احتیاطی هوشمندانه» توصیف می‌کند؛ چرا که از یک سو همکاری با واشنگتن حفظ می‌شود و از سوی دیگر، نوعی بازدارندگی موازی با پاکستان شکل می‌گیرد.

بر اساس توافق‌نامه دفاعی راهبردی مشترک که در سپتامبر ۲۰۲۵ میان ریاض و اسلام‌آباد امضا شد، هرگونه حمله به یکی از طرفین به‌منزله حمله به هر دو کشور تلقی می‌شود. این تحول را باید در چارچوبی گسترده‌تر دید؛ چارچوبی که با افزایش تردید کشورهای خلیج فارس نسبت به جدیت تضمین‌های امنیتی آمریکا و جست‌وجوی فزاینده برای یافتن گزینه‌ها یا مکمل‌هایی برای پر کردن هرگونه خلا احتمالی همراه است.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

این کارشناس سعودی در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی عربی پیش‌بینی کرد که این توافق دفاعی هزینه هرگونه حمله احتمالی از سوی ایران یا متحدانش، یا هر طرف دیگر، را افزایش خواهد داد و آنها را به بازنگری در محاسبات خود پیش از هدف قرار دادن عربستان یا دیگر کشورهای خلیج وادار می‌کند.

امضای این توافق دفاعی چند ماه پیش از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران صورت گرفت. از این رو، ورود نیروهای پاکستانی را می‌توان نخستین آزمون عملی برای سنجش میزان جدیت در اجرای این توافق دانست، حتی اگر هدف آن «حمله» به هیچ طرفی نباشد؛ همان‌گونه که مقام پاکستانی به رویترز گفته است.

در سال ۲۰۱۵، عربستان از ارتش پاکستان درخواست حمایت در جنگ یمن را مطرح کرده بود، اما پارلمان پاکستان این درخواست را رد کرد. به گفته آقای شهری، شرایط امروز متفاوت است و اکنون توافقی دفاعی میان دو کشور برقرار است.

در همین حال، سباستین روبلن، روزنامه‌نگار آمریکایی متخصص در امور دفاعی و نظامی، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی عربی می‌گوید: «باید یادآوری کرد که جنگ یمن با مداخله زمینی تهاجمی عربستان در داخل خاک یمن همراه بود، در حالی که نقش عربستان در این جنگ تاکنون جنبه‌ای دفاعی داشته است.»

به گفته دکتر مصطفی شلش، پژوهشگر مصری و مدیر واحد مطالعات جنوب آسیا در مرکز مطالعات عربی-اوراسیایی، حضور نیروهای پاکستانی در عربستان بیشتر جنبه‌ای نمادین از اجرای تعهد دفاعی پاکستان در قبال عربستان دارد و پیامی است مبنی بر پایبندی اسلام‌آباد به متحدانش، به‌ویژه در شرایطی که در داخل عربستان پرسش‌هایی درباره نقش پاکستان پس از گذشت بیش از یک ماه از جنگ مطرح شده است. از این رو، به باور او، این حضور در این مرحله بیشتر نمادین است تا مشارکتی گسترده و عملی در درگیری‌های نظامی.

شلش همچنین معتقد است که پاکستان گرچه یک قدرت بزرگ نظامی و هسته‌ای به شمار می‌رود، اما از نظر اقتصادی با ضعف‌هایی روبه‌روست و اقتصاد آن تا حد زیادی به کشورهای خلیج، به‌ویژه از نظر نیروی کار، وابسته است. او ورود نیروهای پاکستانی به عربستان را با گزارش‌هایی درباره تصویب بسته‌ای از کمک‌های مالی از سوی عربستان و قطر به ارزش پنج میلیارد دلار مرتبط می‌داند؛ گزارش‌هایی که هنوز به‌طور رسمی تائید نشده‌اند.

در مقابل، سباستین روبلن بر این باور است که عربستان در پی توسعه شراکت‌های دیگر برای مقابله با آنچه «بی‌ثباتی» در روابط با ایالات متحده می‌نامد، بوده است. به اعتقاد او، هدف از این رویکرد ایجاد نوعی «حسادت در ائتلاف» است تا واشنگتن را به حفظ روابط خود با ریاض ترغیب کند، از بیم آنکه کشورهای دیگر جای آن را بگیرند. از این منظر، حضور نظامی پاکستان به عربستان کمک می‌کند تا توانایی خود را در جذب متحدان دیگر نشان دهد و در کنار اتحاد با آمریکا، گزینه‌ای پشتیبان در اختیار داشته باشد.

با این حال، به گفته آقای روبلن، این حضور ممکن است حساسیت‌هایی سیاسی در تهران ایجاد کند. او توضیح می‌دهد: «برای نمونه، اگر یک حمله پهپادی ایران به کشته شدن یک سرباز پاکستانی منجر شود، همان‌گونه که ماه گذشته یک سرباز فرانسوی در اربیل عراق کشته شد، این امر می‌تواند خطر تشدید تنش میان ایران و پاکستان را افزایش دهد؛ کشوری که برخلاف فرانسه، با ایران مرز مشترک دارد.»

چالش‌های هماهنگی سامانه‌های نظامی

عربستان سعودی در برنامه دفاعی خود از سامانه‌هایی متنوع و متعلق به کشورهای مختلف بهره می‌برد، اما سامانه‌های آمریکایی تاد و پاتریوت از مهم‌ترین ارکان دفاعی آن به شمار می‌روند. گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد که عربستان از سامانه‌هایی از کره جنوبی، روسیه، چین، ترکیه و اوکراین نیز استفاده می‌کند؛ آن هم متناسب با سطح تهدیدها و نوع پهپادها.

یک سامانه دفاعی در زمین بایر

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، سامانه‌های تاد و پاتریوت از مهم‌ترین سیستم‌های دفاعی عربستان هستند

در مقابل، پاکستان حدود ۸۰ درصد از توان نظامی خود را بر تسلیحات چینی، به‌ویژه در حوزه هواپیما، تانک و موشک، استوار کرده است. ۲۰ درصد باقی‌مانده میان ایالات متحده و فرانسه تقسیم می‌شود و شامل تجهیزاتی مانند جنگنده‌های اف-۱۵، نفربرهای زرهی ام-۱۱۳ آمریکایی و جنگنده‌های «میراژ» فرانسوی است.

به باور حسن شهری، استفاده پاکستان از فناوری‌هایی که عمدتا منشا چینی دارند ممکن است با فناوری‌های آمریکایی موجود در عربستان در تضاد باشد، اما در عین حال می‌توان این تفاوت را به فرصتی برای ایجاد لایه‌های دفاعی چند گانه و هماهنگ تبدیل کرد.

در همین راستا، دکتر مصطفی شلش بر این باور است که این مسئله مانعی جدی ایجاد نمی‌کند، چون پاکستان با فناوری‌های آمریکایی نیز آشناست و تجربه کار با سامانه‌های گوناگون را دارد.

در مقابل، سباستین روبلن دیدگاهی متفاوت دارد. او اشاره می‌کند که عربستان پیش‌تر نیز از برخی تسلیحات چینی، از جمله پهپادهای «وینگ لونگ» و موشک‌های بالستیک، استفاده کرده است و پاکستان نیز به کار با تجهیزات چینی در کنار آمریکایی عادت دارد. با این حال، او پیش‌بینی می‌کند که جنگنده‌های «جی‌اف-۱۷» پاکستانی در هماهنگی با سامانه‌های دفاع هوایی عربستان، از جمله جنگنده‌های غربی و سامانه‌های پاتریوت، با دشواری بیشتری روبه‌رو شوند.

او می‌افزاید که خطر آتش خودی و نیاز به هماهنگی حتی در سامانه‌های کاملا آمریکایی نیز وجود دارد؛ از این رو، عربستان باید در هماهنگی میان سامانه‌های تسلیحاتی خود، هواپیماهای جنگی پاکستان و هواپیماهای راداری نهایت دقت را به خرج دهد.

محدودیت‌های بی‌طرفی دیپلماتیک پاکستان

در همین حال، برخی این پرسش را مطرح می‌کنند که اسلام‌آباد چگونه می‌تواند میان مشارکت نظامی خود در عربستان و نقش خود به‌عنوان میانجی بی‌طرف در مذاکرات آتش‌بس میان ایالات متحده و ایران تعادل برقرار کند.

در این باره، دکتر شلش می‌گوید که پاکستان کشور با سابقه‌ای در عرصه میانجی‌گری نیست، اما هدف قرار گرفتن میانجی‌های اصلی منطقه، یعنی قطر و عمان، از سوی ایران در این جنگ، ادامه ایفای این نقش از سوی آنها را دشوار کرده است.

او همچنین چند عامل را در تقویت موقعیت اسلام‌آباد برای میانجی‌گری موثر می‌داند:

نخست، پاکستان و ایران هر دو نسبت به گسترش نفوذ اسرائیل در منطقه نگران هستند.

دوم، پاکستان هیچ رابطه‌ای با اسرائیل ندارد و این امر به گفته او باعث شده بتواند از هرگونه تلاش برای جاسوسی علیه هیئت ایرانی جلوگیری کرده و امنیت آن را در جریان مذاکرات با طرف آمریکایی تامین کند.

سوم، هر دو کشور روابط نزدیکی با چین دارند و این موضوع می‌تواند به‌عنوان تضمینی مضاعف برای ایران عمل کند، به‌گونه‌ای که پکن بتواند به‌عنوان کانالی پشتیبان وارد عمل شود.

چهارم، به گفته شلش، در پاکستان جمعیت قابل‌توجهی از شیعیان وجود دارد که وفاداری خود را به آنچه «ولی فقیه» خوانده می‌شود اعلام می‌کنند و از این رو پاکستان تمایلی به بروز تنش‌های فرقه‌ای که ممکن است امنیت داخلی‌اش را تهدید کند، ندارد.

در ادامه، آقای شلش نقش پاکستان را در عرصه دیپلماتیک نوعی «بی‌طرفی فعال» توصیف می‌کند، به‌ویژه از آن‌رو که ریاض تاکنون تصمیمی برای حمله به ایران یا پاسخ نظامی به آن نگرفته است. از نظر او، این وضعیت در نهایت به این معناست که حضور نیروهای پاکستانی در عربستان سعودی ماهیتی دفاعی دارد و نه تهاجمی.