'چلچله‌های کابل' روایت عشق در سایه وحشت طالبان

توضیح تصویر، چلچله‌های کابل
    • نویسنده, حسین دانش
    • شغل, منتقد فیلم

انیمیشن سینمایی "چلچله های کابل" ساخته زابو بریتمن و الیا گوبه‌مولک دو فیلمساز فرانسوی، داستان محکوم شدن زن جوان نقاش به نام زِنّیره است که باید در استادیوم ورزشی کابل توسط طالبان تیرباران شود.

فیلم براساس رمان پرفروشی به همین نام ساخته شده است. این رمان نوشته محمد مولی السهول مشهور به "یاسمینا خضرا" نویسنده الجزایری-فرانسوی است. این رمان با تیراژ مجموعی بیش از ۷۰۰هزار نسخه منتشر شده و نویسنده آن جایزه ادبی "دوبلین" را دریافت کرد.

"چلچله های کابل" فیلمی نه برای کودکان که برای بزرگسالان است. نمونه قدرتمندی از زیبایی شناسی تصویری که ساختار ملودرام و شاعرانه دارد و به سبک نقاشی آبرنگ و انیمیشن دو بعدی کار شده است. به گفته خانم الیا گوبه مولک انیماتور این فیلم، ساخت این اثر بیش از شش سال طول کشیده است. "چلچله های کابل" اخیرا در چهل و سومین جشنواره فیلم گوتنبرگ سویدن/سوئد به نمایش در آمد و قبلا هم در جشنواره کن حضور داشت.

زندگی تحت سلطه طالبان

منبع تصویر، the swallows of kabul

زِنّیره و محسن زوج جوان و عاشقی هستند که در کابلِ تحت سلطه طالبان زندگی می‌کنند. زِنّیره نقاش است و محسن مورخ جوانی که در دانشگاه کابل تدریس می‌کرده است. زِنّیره برای اینکه برقع نپوشد از خانه بیرون نمی‌رود. او بر دیوار‌های خانه نقاشی می‌کند، به موسیقی گوش می‌دهد و هنوز پر از شور و شوق زندگی است.

فیلم با سنگسار یک زن در میدانی از شهر کابل آغاز می‌شود. همه به فرمان ملای طالب سنگ پرتاب می‌کنند. آنکه سنگ پرتاب نکند مواخذه می‌شود. محسن آنجاست و با بی‌میلی سنگی را پرتاب می‌کند. لحظه بعد جسد بی‌جان زن در خلوت میدان شهر و محسن که در شرم و پشیمانی خود فرو رفته است. صحنه بعد او به خانه آمده است، زِنّیره او را در آغوش می‌گیرد، پاهایش را در تشت آب می‌شوید. محسن تشت آب را پر از خون زنی می بیند که لحظات قبل در شهر سنگسار شد. میان او و زِنّیره گفتگویی سر می‌شود که با عشق ورزی و هم‌آغوشی زِنّیره با او به آرامش می‌رسد.

توضیح تصویر، خانم الیا گوبه مولک انیماتور این فیلم می‌گوید ساخت این اثر بیش از شش سال طول کشیده است

شخصیت موازی با این زوج، عتیق و مسرت حضور دارند که میانسال هستند. عتیق، قبلا با روس‌ها جنگیده و یک آدم محافظه‌کار است. او اکنون از روی ناچاری دفتردار و زندانبان زندان زنان در دارالامان کابل برای طالبان است. همسر او مسرت معلم بوده، یک زن مهربان اما افسرده و بیمار که گرفتار سرطان شده است.

در کناراین دو زوج از دو نسل، آرش آموزگار تاریخ دردانشگاه کابل در بخش‌هایی ازفیلم حضوردارد که آدم نسبتا مسن‌تری است. او که با محسن و زِنّیره آشنا است، دوراز چشم طالبان، مکتب زیر زمینی را برای تدریس تاریخ، ادبیات و هنر ایجاد کرده است.

کاراکتردیگر فیلم "قسیم" فرمانده مهم طالبان است که احکام و حدود شرعی را در شهر اجرا می‌کند. اوشبها را در میکده و روسپی‌خانه زنان عریان که در کابل دراختیار شان است سپری می‌کند و همین فرمانده است که حکم تیرباران زن محکوم شده را دراستادیوم ورزشی اجرا می‌کند.

توضیح تصویر، زابو بریتمن، کارگردان "چلچله‌های کابل"

محسن و زِنّیره تصمیم می‌گیرند با وجود وضعیت حاکم در شهر، بیرون بروند و خاطره گذشته‌ها را مرور کنند. زِنیره آرایش می‌کند و به ناچار برقع می‌پوشد. سینما بریکوت کابل را می‌بیند که فروریخته است. محسن به یاد می‌آورد که در زمان دانشجویی با زِنّیره به همین سینما می‌رفته است.

وقتی محسن برقع زِنّیره را کمی بالا می زند تا نوشیدنی را که از کنار مسجد خریده‌اند با هم نصف کنند، شلاق طالب او را نقش زمین می‌کند و زِنّیره هم به خاطر پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند قنداق تفنگ می‌خورد. طالبان محسن را برای نماز جماعت به داخل مسجد "پل خشتی" هدایت می‌کنند. زِنّیره با ترس کفش هایش را در دست گرفته و بیرون مسجد منتظر محسن می‌ماند.

کشتن غیرعمدِ معشوق

محسن و زِنیره خانه آمده‌اند. زِنّیره برقعش را به زمین می‌زند و به شدت آشفته است. این بار محسن می‌خواهد با عشق ورزی او را آرام کند اما نمی‌‍شود. زِنّیره می گوید: "به بدن من دیگر دست نزن." جدال لفظی بین آنها ادامه پیدا می‌کند. محسن نزدیک می‌شود تا او را ببوسد و در آغوش بگیرد. زِنّیره که هنوز ازحادثه خیابان و شلاق شوکه است محسن را با فشار عقب می‌زند. سر محسن به سنگ کنار ارسی می‌خورد و در جا می‌میرد.

زِنّیره نقاش به جرم کشتن محسن به زندان می‌افتد. زندانی که زندانبان آن عتیق است. زِنّیره در ورود به داخل سلول زندان، چادری را دور می اندازد و عتیق با حیرت تماشایش می‌کند. مسرت به عتیق و زِنّیره می‌قبولاند تا او که سرطان پیش رفته دارد بجای زِنّیره اعدام شود. در روز اعدام چادری‌ها عوض می شوند. همه به سمت استادیوم کابل برده می‌شوند.

زِنّیره مضطرب درمیان تماشاچیان نشسته است وعتیق در کنار فرمانده "قسیم" ایستاده است. زن توسط فرمانده طالبان تیرباران می‌شود. فرمانده "قسیم" لحظه بعد صورت زن تیرباران شده را بالا می‌زند اما می‌بیند او زِنّیره نیست. او عتیق را هم تیرباران می‌کند. عتیق و مسرت در کنار هم به خون غلتیده‌اند. فرمانده به میان تماشاچیان زن یورش می‌برد. چادری را از صورت آنها پس می‌زند تا زِنّیره را پیدا کند اما او فرار کرده است.

صدای تیرباران را می شنویم و زنان چادری پوشی که تبدیل به چلچله می‌شوند و پرواز می‌کنند. زِنّیره به خانه استاد تاریخ که مکتب مخفی او آنجا است پناه می‌برد و فیلم تمام می‌شود.

تفاوت رمان با فیلم و تاثیر ازعتیق رحیمی

زابو بریتمن، یکی از دو کارگردان انیمیشن "چلچله های کابل" می‌گوید: "ما در فیلمنامه عناصری را اضافه کردیم و از کتاب تا حدودی فاصله گرفتیم اما به اصل رمان وفادارماندیم."

این عناصراضافه شده غیر از دیدگاه‌های ظریف خود فیلمنام‌ نویس و انیماتور، عناصری تاثیر پذیر از دیدگاه‌ها و برخی آثار عتیق رحیمی نویسنده و فیلمسازافغان هم است. لحن روایی بخش‌هایی از فیلم تاثیرپذیر از رمان " لعنت بر داستایوفسکی" اثر عتیق رحیمی است.

منبع تصویر، the swallows of kabul

فیلم ضمن نشان دادن قصه سرنوشت وسختی زندگی زیرحاکمیت یک رژیم اقتدارگرای دینی و ضد زن، به یک نکته دیگرهم اشاره دارد. زن جوانی که دو عاشق خودش را به قربانگاه مرگ می فرستد و خودش زنده می ماند. او فرهاد خودش "محسن" راغیرعمد می کشد و "عتیق" را که دلباخته او شده به قربانگاه دیگر روان می کند.

در رمان نوشته شده توسط " یاسمینا خضرا" عتیق اعدام نمی شود بلکه در جنون عشق زنیره سرگردان می ماند. زِنّیره دررمان اصلی شغل قاضی جوان را دارد اما درفیلم یک نقاش پرشور وسرشاراز نگاه اروتیک است. محسن، همسر او دررمان اصلی یک فرد کاسب ازخانواده ثروتمند است اما درفیلم به عنوان یک مورخ جوان حضور دارد که با استاد تاریخ بحث می‌کند.

فیلم "چلچله های کابل" با وجود سایه سهمگین فاجعه، یک نوع امید مبهم به آینده هم دارد. زنده ماندن زِنّیره و آمدن او به مکتب زیرزمینی استاد دانشگاه، نه گفتن او به چادری و قدرت‌ستیز او با شرایط حاکم، به نوعی پیام آزادی و مبارزه را دارد.

نکته آخر اینکه "الیا گوبه مولک" انیماتور این فیلم درخلق ظرافت‌های تصویری کابل در زمان طالبان دقت زیادی داشته است. انتخاب سبک انیمیشن آبرنگ برای بازنمایی این قصه و خلق یک فیلم تاثیر گذار، ازنکات قوت تصویری و زیباشناسانه این فیلم است.