چگونه از کودکان در برابر آسیبهای روانی جنگ محافظت کنیم؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, عاطف عبدالحمید
- شغل, بیبیسی عربی
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
جنگ یکی از بیرحمانهترین تجربهها برای کودکان است چون احساس امنیت آنها را مختل میکند و بر رشد روانی آنها تاثیر منفی میگذارد و اثرات ماندگاری به جا میگذارد که تا سالها باقی میماند.
در جریان جنگ و درگیریهای مسلحانه کودکان صدای آژیر حمله هوایی، تیراندازی و انفجارها و جتهای جنگی و موشکهایی که در آسمان به پرواز درمیآیند را میشنوند و صحنههای ویرانی و خرابی و بمبها را بر صفحه تلویزیون یا ویدئوهای اینترنتی میبینند.
کودکان در جنگها در معرض تجربههای خشونتبارتر و بیرحمانهتری هم قرار میگیرند از جمله تجربه آوارگی که باعث میشود کودکان مجبور شوند خانه خود را ترک کنند، جایی که برای آنها همیشه منبع امنیت و آرامش و خاطرههای شیرین و گرما و مهر خانواده بوده است.
این مطلب مهمترین آسیبهای روانی را که کودکان بر اثر جنگ و درگیریهای نظامی با آن روبهرو میشوند بررسی کرده است، عوارض روانی منفی که دچار آن میشوند و ممکن است تا سالیان سال پس از این تجربههای تلخ در وجود آنها باقی بماند.
محمد جمال، متخصص روانپزشک کودکان و نوجوانان به بیبیسی میگوید: «مهم است که از کودکان درباره احساساتشان بپرسیم و به آنها کمک کنیم آن را بیان کنند حتی اگر با فریاد زدن یا گریستن باشد بدون آنکه از حد متعارف خارج شود» چون به رسمیت شناختن احساسات کودکان برای سلامت روانی آنها ضروری است.
بنابر اسپرینگر نیچر لینک، وبسایت تخصصی انتشار پژوهشهای علمی، پژوهش نشان میدهد کودکانی که در معرض صدای آژیر حمله هوایی قرار میگیرند و شاهد انفجارها هستند یا آوارگی را تجربه میکنند اگر حمایت روانی مناسب دریافت نکنند بیشتر در معرض اضطراب، اختلال خواب، حملههای عصبی و حتی اختلال استرس پس از سانحه میشوند.
آژیرها
آقای جمال میگوید: «من همیشه به بزرگسالان توصیه میکنم هنگام حمله هوایی تا میتوانند آرامش خود را حفظ کنند چون استرس بچهها وقتی آرامش شما را ببینند کاهش پیدا میکند و باعث میشود احساس کنند فردی از آنها محافظت میکند».
او در ادامه میگوید: «همچنین لازم است پیش از صدای آژیر برای کودکان توضیح بدهیم چه باید بکنیم. میتوانیم با توضیح موقعیت به طور روشن و ساده برای بچهها شروع کنیم برای مثال به آنها بگوییم الان موشکها در آسمان هستند، تو حق داری که نگران باشی و احساس هراس کنی».
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
او اشاره میکند که باید بر این نکته تاکید کنیم که روشهای ایمن و بسیاری نکات اطمینانبخش وجود دارد برای مثال رفتن به پناهگاه، هنگامی که به پناهگاه میرویم همه دستهای همدیگر را میگیریم.
پژوهشهای اخیر تائید کرده است که ترس و هراس مداوم باعث تغییر کارکرد مغز در کودکان میشود و باعث میشود نسبت به صداهای ناگهانی بسیار حساس شوند و در معرض اضطراب مزمن قرار گیرند.
پژوهشی که انجمن روانپزشکان آمریکا منتشر کرد هم نشان میدهد که آسیب روانی مکرر بر رشد عاطفی و اجتماعی کودکان اثر میگذارد و این تاثیر اگر درمان نشود ممکن است تا سالها باقی بماند.
توفیق ناروز، روانپزشک و عضو انجمن روانپزشکان آمریکا و از اعضای کالج سلطنتی روانپزشکان به بیبیسی میگوید: «کودکان از سیاست و دلیل بروز جنگها سردرنمیآورند اما مغز آنها ترس را دریافت میکند. اگر از کودکان محافظت نکنیم آنچه امروز به عنوان اثر روانی ممکن است نادیده بگیریم در آینده تبدیل به اضطراب مزمن و اختلالات روانی خواهد شد».
او تاکید میکند که در مورد اثرات روانی جنگ و عوارضی که جنگ بر کودکان باقی میگذارد با هر گروه سنی از کودکان باید به روش مناسب خودشان برخورد شود.
او در مورد کودکان سه تا شش سال میگوید: «این گروه سنی نمیتوانند تفاوت میان صدای آژیر و تهدید عینی را تشخیص دهند. ترس به عنوان احساسی واقعی در وجود آنها ذخیره میشود و بعدها ممکن است به صورت کابوسهای شبانه یا گریههای ناگهانی یا وابستگی بیش از حد به والدین خود را نشان دهد».
دکتر ناروز توضیحات خود را درباره گروههای سنی کودکان و نوجوانان ادامه میدهد تا آنچه برای درک ماهیت اثرات و عوارض جنگ بر هر گروه سنی مجزا لازم است بدانیم روشن شود و تاکید میکند برای رویارویی موثر با این مشکل لازم است آن را در هر گروه سنی به طور مستقل بررسی کرد.
او اشاره میکند: «کودکان در سنین مدرسه (۷ تا ۱۲ سال) صداها و تصاویر را به مفهوم خطر دریافت میکنند و دچار شوک انتظار میشوند. تکرار آژیرهای هشدار و انفجارها باعث ایجاد احساس مداوم ناامنی حتی وقتی بمباران نیست میشود».
کنترل و حق فشار روانی

منبع تصویر، Getty Images
پژوهش اخیر در سایت اسپیرینگر نیچر لینک نشان میدهد توضیحات ساده و مستقیم باعث کاهش میزان اضطراب میشود و به کودک احساس کنترل داشتن بر اوضاع را میدهد و باعث میشود در میانه جنگ کمتر دچار استرس شوند.
دکتر محمد جمال میگوید: «همچنین مهم است تا وظایف سادهای برعهده کودکان بگذارید برای مثال برای هر یک از آنها وظیفه نگهداری از چیزی مانند یک عروسک یا یک بطری آب تعیین کنید چون باعث میشود احساس کنند بر وضعیت کنترل دارند و همین باعث کاهش استرس میشود».
او بر اهمیت کمک کردن به کودکان برای بیان احساساتشان در جریان حملات و بمبارانها تاکید میکند و میگوید از آنها بپرسید هنگام بمباران، مشاهده موشکها و شنیدن صدای انفجار چه احساسی داشتهاند و «به آنها اطمینان بدهید که حق دارند دچار استرس و ترس باشند چون این احساسات هشداری برای فرار از خطر است».
شنیدن و مشاهده اخبار
دکتر جمال توصیه میکند «کودکان باید بتوانند با نوشتن و نقاشی احساسات خود را بیان کنند و کودکان را تشویق کنید آنچه نوشتهاند را بخوانند و نقاشیهای خود را ببینند در حالی که احساسات ترس و اضطراب خود را بیان میکنند».
او اشاره میکند که افراد بهتر است کمتر خبرها را ببینند یا اگر امکان دارد همراه با کودکان این کار را نکنند.
او تاکید میکند که لازم است به کودکان بگوییم نقاط امن مانند پناهگاهها به طور دقیق برای محافظت ما در برابر خطر طراحی شدهاند و خانوادهها به مکانهای امن میروند تا در امان بمانند.
لازم است در نظر بگیریم که «روش توضیح باید متناسب با سن کودک باشد و از اغراق و احساساتیگری و جملاتی مانند همه ما میمیریم و این بمبارانها ما را نابود خواهد کرد خودداری کنید در عینحال از بیاهمیت جلوه دادن جنگ در برابر کودکان خودداری کنید و جنگ را در چشم کودک چنان ساده جلوه ندهید که انگار هیچ خطری وجود ندارد».
او تاکید میکند که برای کودکان تا ۱۰ سال «وضعیت باید به طور ملایم برای آنها توضیح داده شود و تا جایی که امکان دارد باید توضیحات ساده باشد و روشهایی که استفاده میشود باید مناسب این گروه سنی باشد برای مثال نقل داستان دو کشور که با هم وارد جنگ میشوند و هر کدام هیولاهایی را برای حمله به سرزمین دیگر رها میکنند».

منبع تصویر، Getty Images
آوارگی

منبع تصویر، Getty Images
آوارگی از خانه یکی از دردناکترین تجربهها برای کودکان است چون به معنای از دست دادن مکانی است که به آنها احساس امنیت میبخشید و از آن خاطرههای شیرین داشتند. کودک احساس گمشدگی، خشم و اندوه میکند.
اسپیرینگر نیچر لینک مینویسد: «تا میتوانید عادتهای روزانه ایجاد کنید، حتی در دوران آوارگی، بچهها را تشویق به بازی کنید و به آنها از طریق نقاشی، گفتگو یا نوشتن فرصتی برای بیان احساساتشان بدهید چون این کار به آنها کمک میکند از ضربه روانی آوارگی بهبود پیدا کنند».
صدها هزار انسان از جمله کودک، نوجوان و زن در چند سال گذشته در منطقه کشورهای عربی در غزه، سوریه، سودان، لبنان و یمن دچار آوارگی اجباری از خانه و کاشانه خود شدهاند.
دکتر ناروز میگوید: «آوارگی اجباری فقط به معنی از دست رفتن خانه فرد نیست بلکه به معنای نابودی احساس امنیت و ثبات است. در کودکان آوارگی باعث ایجاد اضطراب جدایی و اختلال هویتی میشود بهویژه وقتی تداوم و امور روزانه زندگی از هم پاشیده باشد».
او اضافه میکند: «جنگ با تعداد تلفات و قربانیان سنجیده میشود اما اثر واقعی آن با تعداد کودکانی سنجیده میشود که در جهانی بزرگ میشوند که در آن احساس ناامنی میکنند».
در چند سال گذشته خاورمیانه درگیر چندین درگیری نظامی و جنگ بوده است که مهمترین آن جنگ غزه بوده است که به گفته مقامات بهداشتی آن منطقه جان بیش از ۶۷۰۰۰ نفر از فلسطینیان غزه را گرفته است و یک سوم این افراد زیر ۱۸ سال و افرادی در دوران کودکی و نوجوانی بودهاند.
این منطقه بهتازگی شاهد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که پس از حملههای اسرائیل علیه ایران در تابستان روی داده است.

منبع تصویر، Getty Images
دکتر جمال تاکید میکند: «جلوگیری از اثرات منفی روانی آوارگی برای کودکان بسیار دشوار است، آنها نیاز به انتقال به مکانی امنتر و آرامتر دارند تا بتوانند از خود و زندگیشان محافظت کنند».
او اشاره میکند که میتوانیم به کودکان بگوییم «ما میتوانیم دوباره خانهای بسازیم و تا جایی که بتوانیم آن را شبیه خانهای که ترک کردیم خواهیم کرد».
به گفته دکتر جمال، روانپزشک کودکان و نوجوانان «بهتر است کودک عروسک یا هرچه میتواند با خود بردارد را از خانهای که با خانوادهاش زندگی میکرده است همراه بیاورد، مانند کلیدی که فلسطینیها در طول آوارگی دست به دست میکردند».
او تاکید میکند که عروسک یا مانند آن «پیوندی است که به طور مداوم میان کودک و خانه باقی میماند چون تبدیل به نمادی برای خانه میشود که همیشه همراه کودک است».
دکتر ناروز تاکید میکند: «نوجوانان از آنچه روی میدهد آگاه هستند اما توانایی تغییر آن را ندارند و همین باعث میشود دچار خشم، افسردگی شوند یا دست به رفتارهای پرخطر بزنند. آسیب و ضربه روانی در آنها شاید در لحظه آشکار نشود اما بهتدریج و در سکوت در وجودشان انباشته میشود».
جنگ زخمهای عمیقی بر کودکان بر جای میگذارد اما واکنش صحیح بزرگسالان میتواند این عوارض را کاهش دهد.
توضیحات ساده، اطمینانبخشی مداوم، انجام کارهای منظم روزانه و ایجاد مکانی امن برای بیان احساسات از مهمترین روشها برای کمک به کودکان برای غلبه بر ترس و آسیب و ضربه روانی است.


































