مریم اکبری منفرد با پانزده سال حبس بدون مرخصی، به مصادره اموال خانواده تهدید شد

منبع تصویر، UGC

توضیح تصویر، مریم اکبری‌منفرد ۱۵ سال در حبس بدون مرخصی بوده است
    • نویسنده, شهاب میرزایی
    • شغل, بی‌بی‌سی

«در آستانه ورود به چهاردهمین سال حبس؛ این قصه نیست که می‌خوانید، رنجی خونین از دریچه‌ٔ کوچ تنها یک نفر از ۸۵ میلیون است.» این سرآغاز نامه مریم اکبری‌منفرد، زندانی سیاسی است که در سال ۱۴۰۱ منتشر شد. خانم اکبری‌منفرد دو روز بعد از عاشورای ۸۸ در منزل مسکونی‌اش بازداشت شد. قاضی صلواتی به اتهام «محاربه» او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. مریم اکبری‌منفرد ۱۵ سال در حبس بدون مرخصی بوده است.

دو روز پیش حسین تاج، وکیل دادگستری در گفت‌وگو با «شبکه شرق» از باز شدن پرونده جدیدی علیه این زندانی سیاسی خبر داد.

آقای تاج گفت: «مهر ماه سال جاری، ۱۵ سال حبس خانم اکبری منفرد در پرونده اول به پایان می‌رسد. او در این مدت حتی یک روز هم به مرخصی اعزام نشده است. خانم اکبری منفرد همچنین به ۲ سال حبس بابت پرونده دیگری محکوم شده است. اخیراً هم پرونده جدیدی علیه او تشکیل شده که مبنای آن، درخواست ستاد پیگیری و نظارت پرونده‌های موضوع اصل ۴۹ قانون اساسی است.»

او در ادامه دلیل باز شدن پرونده جدید برای مریم اکبری‌منفرد را چنین توصیف کرد: «در ادعای مطروحه از سوی این ستاد، مطالبی به خانواده خانم اکبری منفرد و بستگان او نسبت داده شده است و این ستاد درخواست توقیف و تملک اموال خانواده اکبری منفرد و بستگان او به سود 'ستاد اجرای فرمان امام' را داده است.»

آقای تاج در ادامه این گفت‌و‌گو بیان کرد: «اصل شخصی بودن جرائم و مجازات‌ها که هم در فقه و شرع به رسمیت شناخته شده و هم در حقوق بین‌الملل و قانون مجازات ایران، تاکید دارد که مجازات صرفا باید به فرد وارد شود و نزدیکان او را شامل نشود.»

مریم اکبری منفرد در نامه خود از زندان سمنان نوشته بود: «مگر می‌شود آن نیمه‌شب تاریک و بختک ظلم بر خودم و خانواده‌ام را فراموش کنم؟ اگر چه جغد شوم جور و ستم‌شان از دهه ۶۰ بر فراز خانه ما سکنی گزیده بود. ۱۰ دی ۱۴۰۱، ۱۳ سال تمام است که مرا از سارای ۴ ساله و دو دختر ۱۲ ساله‌ام در آن نیمه‌شب زمستانی جدا کردند و بدون خداحافظی از عزیزانم، برای پاره‌ای از توضیحات راهی اوین کردند با وعده مضحک این‌که 'صبح پیش بچه‌هایت برمی‌گردی' که از آن روز تاکنون ۱۳ سال گذشته است. از۱۰ دی ۱۳۸۸ تا ۱۰ دی ۱۴۰۱.»

مریم اکبری‌منفرد در ادامه نامه‌اش با اشاره به دوری از فرزندانش نوشته بود: «در این ۱۳ سال ده‌ها کودک و صدها نوجوان و جوان هم‌سن دخترانم را دیدم و دست بر سر و رویشان کشیدم و هم صحبت شدم و از بی‌صدایی و تنهایی‌شان از خشم دندان بر دندان فشردم.»

براساس آئین‌نامه سازمان زندان‌ها، محکومانی که یک سوم دوره حبس‌شان را گذرانده باشند می‌توانند از مرخصی استفاده کنند.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

به گفته عبدالکریم لاهیجی حقوقدان ایرانی، ممانعت از اعزام به مرخصی زندانیان سیاسی و عقیدتی نشاندهنده عدم استقلال قوه قضاییه ایران است.

آتنا دائمی از زنان زندانی که ۶ سال با او در اوین هم بند بوده در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی با بیان اینکه او پیش از حبس، سرپرستی دو خواهرزاده‌اش که مادرشان اعدام شده یا به کمپ اشرف رفته بودند را برعهده داشت، می‌گوید: «تخت مریم همیشه روبروی پنجره بود و این برمی‌گشت به موقعی که معاون رئیس زندان به بند آمده و گفته بود ما در دهه ۶۰ زندانیان را به بالای این تپه می‌بردیم و اعدام می‌کردیم. مریم می‌گفت هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم احساس می‌کنم که خواهر و برادرم را اینجا اعدام کردند.»

خانم دائمی با اشاره به اینکه مقامات زندان شرط دیدار مرخصی یا آزادی مشروط او را «نوشتن توبه یا تعهد» اعلام کرده بودند، می‌گوید:« اوهیچ وقت به این خواسته آن‌ها تن نداد و پس از شکایتش از قوه قضائیه، با فشار وزارت اطلاعات به زندان سمنان تبعید شد.»

خانم دائمی همچنین به دیدار مریم اکبری‌منفرد با دخترانش در یک ملاقات خصوصی اشاره می‌کند و می‌گوید:«او که همیشه دخترانش را با پوشش و حجاب در ملاقات‌های زندانیان دیده بود. وقتی برای اولین بار موی آن‌ها را دید بسیار خوشحال شد. دختران مریم همیشه مادرشان را با حجاب دیده بودند و در این ملاقات‌ها که برای مادران زندانی بود، همه کودکان وقتی مادرشان را بدون پوشش اجباری می‌دیدند هیجان زده می‌شدند و دختران مریم چون مادرشان را سال‌ها با حجاب دیده بودند خیلی هیجان زده‌تر بودند.»

به گفته این فعال حقوق زنان، با این حال خانم اکبری‌منفرد هیچ گاه علاقه‌ای نداشت که به عنوان یک ‌«مادر زندانی» معرفی شود و همیشه خود را «دادخواه خون برادران و خواهرش و ادامه دهنده آرمان و هدف آن‌ها» معرفی می‌کرد.

منبع تصویر، UGC

توضیح تصویر، دختران مریم اکبری‌منفرد به همراه همسر او

شکایت از قوه قضائیه: یک خانواده و چهار اعدامی و دو زندانی

«سایه شوم دهه شصت» در نامه مریم اکبری‌منفرد اشاره‌ به «اعدام و قتل» چهار نفر از اعضای خانواده‌ او در دهه ۶۰ است که از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند: علیرضا (اعدام در سال۶۰) ، غلامرضا (مرگ در زیر شکنجه در سال ۶۴ )، عبدالرضا (اعدام در تابستان ۶۷ در گوهردشت) و رقیه (اعدام در تابستان ۶۷ در زندان اوین)

به گفته این زندانی سیاسی: «عبدالرضا اکبری‌منفرد در سن ۱۷ سالگی در سال ۱۳۵۹ به دلیل اینکه نشریه مجاهد پخش می‌کرد دستگیر و به سه سال حبس محکوم شده بود اما با وجود اینکه سال‌ها بود محکومیت خود را گذرانده بود مقامات قضایی از آزادی او خودداری کردند و در سال ۶۷ اعدام شد. رقیه اکبری‌منفرد که در مراسم ختم برادرم در سال ۱۳۶۰ دستگیر شده و به ۸ سال زندان محکوم شده بود، در سال ۶۷ درحالی که فقط یک سال تا پایان اتمام مدت محکومیتش باقی مانده بود، اعدام شد.»

رضا اکبری‌منفرد، برادر دیگر اوست که در زندان رجایی‌شهر محکومیت ۱۷ ساله خود را طی می‌کند.

شکایت مریم اکبری‌منفرد در ۱۳۹۵، برای رسیدگی به اعدام و قتل چهار خواهر و برادرش، منجر به ممنوع‌الملاقاتی و تهدید او به «سخت‌تر شدن وضعیتش در زندان» شد.

این زندانی سیاسی با استناد به محتوای فایل صوتی که از گفت‌وگوی حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبری با «هیئت مرگ» در آن سال منتشر شده بود، «خواهان پیگیری و محاکمه عوامل اعدام‌های دهه ۶۰ و کشتار جمعی زندانیان در سال ۶۷، اعلام اسامی دفن شدگان در گورهای دست جمعی و گورستان خاوران و ارائه و انتشار کیفرخواست محکومان و اعدام شدگان دهه ۶۰ شده بود».

خانم اکبری‌منفرد همچنین با انتشار نامه‌ای به اظهارات حسین موسوی تبریزی، دادستان کل وقت در دهه ۶۰ که گفته بود «خانواده اعدام‌شدگان می‌توانستند شکایت کنند.» واکنش نشان داد و نوشت: «شاید شما یادتان رفته، بگذارید من یادآوری کنم که خانواده‌ها حتی حق برگزاری مراسم را هم نداشتند؛ در همان مراسم‌های خانوادگی برای عزا آنها را با همه میهمانان بازداشت و راهی زندان می‌کردید؛ به خانواده‌ها نه پیکرعزیزانشان را دادید، نه گفتید کجا دفن شدند و نه حتی یک نشانی».

پس از طرح این شکایت از سوی خانم اکبری منفرد، یک مقام دادستانی تهران به خانواده او گفته بود که چنین شکواییه‌هایی فقط می‌تواند وضعیت او را در زندان سخت‌تر کند و مانع مرخصی یا آزادی‌اش شود.

شادی صدر، وکیل دادگستری در گفت‌و‌گویی با بی‌بی‌سی‌ فارسی پس از طرح شکوائیه خانم اکبری‌منفرد گفته بود:« قرار گرفتنن خانواده‌های اعدام شدگان سال ۶۷ و دهه ۶۰ در جایگاه شاکی یک گام مهم در جهت احقاق حق دادخواهی و نشان دادن حقانیت آنها برای دانستن حقیقت و احقاق عدالت است.»

خانم صدر اذعان مقامات دادستانی تهران به اینکه «خواهر و برادر او در خاوران دفن شده‌اند» را نکته مهمی می‌داند: «چون تا به حال، هیچ مقام رسمی مساله وجود گورهای جمعی در خاوران تهران و دفن اعدام شدگان ۶۷ در آن را به رسمیت نشناخته بود و برعکس، همیشه به خانواده‌ها می گفتند برای چه در این مکان جمع می شوید، جنازه بچه‌های شما اینجا نیست.»

گورستان خاوران در شرق تهران محل خاکسپاری برخی از اعضای اعدام شده سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ در دهه شصت است.

مریم اکبری‌منفرد در سال ۱۳۹۷ همراه با آتنا دائمی و گلرخ ایرایی از دیگر زندانیان سیاسی، نامه‌ای به جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل نوشت و خواهان بازدید او از زندان‌های ایران و ثبت موارد نقض حقوق بشر شد.

این زندانی سیاسی در مدت حبس بارها ممنوع‌الملاقات شده است و مسئولان زندان دخترانش را مجبور به پوشیدن چادر برای دیدار با مادرشان کرده‌اند.

با اینکه قوه قضائیه حکم به بازگشت او به محل زندگی‌اش داده است، اما همچنان از اسفند ۱۳۹۹ در زندان سمنان است.

در این سال‌ها بارها فعالان سیاسی و زندانیان ایرانی خواهان آزادی و یا مرخصی او شده اند.

در اسفند سال گذشته ۶۶ فعال و زندانی زن در نامه‌ای خواهان آزادی خانم اکبری‌منفرد شدند و نوشتند: «۵۱۰۷ روز است که مریم اکبری منفرد بدون برخورداری از حق مرخصی در بند است.»

آن‌ها در ادامه این نامه نوشته بودند: «تعدادی از ما امضا کنندگان این نامه سال‌ها و یا ماه‌هایی را با او هم بند بوده‌ایم و تنها بخش کوچکی از رنج و ستمی که دهه‌ها به مریم و خانواده‌اش تحمیل شده را شاهد بودیم ... با این حال او‌‌ با لبخند و نشاط کم نظیرش با شجاعت و اراده تزلزل ناپذیرش در مبارزه و همچنین شور و هیجان و عطشی غیر قابل وصف برای زندگی، خواندن و آموختن تبدیل به نمادی از سربلندی و ایستادگی شده است.»

از جمله دیگر زندانیانی که بدون یک روز مرخصی، مدت طولانی حبس را طی کرده‌اند، می‌توان به زینب جلالیان و علی ماسوری اشاره کرد. خانم جلالیان به اتهام همکاری با گروه پژاک از ۱۷ سال پیش تا حالا در زندان است و علی ماسوری به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق، از ۲۴ سال قبل، زندانی است.

منبع تصویر، UGC

توضیح تصویر، زینب جلالیان بیش از ۱۷ سال است که در حبس بدون مرخصی است