جزیره استراتژیک نفتی و خانه آهوان ایرانی؛ از خارگ چه میدانیم؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, هستی پودفروش
- شغل, روزنامهنگار
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
خارگ را ایرانیان کمی دیدهاند: بومیها، کسانی که روی سکوهای نفتی کار میکنند و مهمانان از پیش تاییدشده.
البته تبعیدیان چپگرا در دوران پهلوی هم مهمانان ناخواندهاش بودند: کریم کشاورز یکی از آنها بود که در کتاب «چهارده ماه در خارگ»، خاطرات تبعیدش را نگاشته و این جزیره را «هیولا» نامیده است. اما هستند کسانی مثل جلال آلاحمد که این جزیره را دوست داشتند؛ آقای آلاحمد خارگ را «دُرّ یتیم خلیج فارس» ناميد. دونالد ترامپ هم این جزیره را «گوهر تاج» ایران نامید.
حالا این «هیولای خلیج فارس» محل شاخ و شانه کشیدنهای جنگ شده است و چه بسیار ایرانیانی که حسرت ندیدنش را میخورند.
جزیره خارگ شاهرگ اقتصادی ایران و نقطه پایانی خطوط انتقال نفت است. از همین رو، تحت حفاظت شدید امنیتی است و رفتوآمد به آن با سختگیریهای شدیدی همراه است و برای رفتن به این جزیره باید از نهادهای نظامی و اداری مجوز ورود رسمی گرفت.
ورود برای خانوادههای شاغل در جزیره محدودیت کمتری دارد. افرادی که دوست یا آشنایی در میان ساکنان خارگ داشتند، میتوانستند با دریافت دعوتنامه، مسیر اخذ مجوز را برای خود هموارتر کنند. البته همه این شروط مربوط به پیش از شروع جنگ بود.
از دو مسیر بندر بوشهر و گناوه با لنج، کشتی یا شناور میتوان به جزیره خارگ رفت. از بندر گناوه تا خارگ حدود ۲۷ تا ۳۵ کیلومتر است و حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم طول میکشد. مسیر دیگر از طریق بندر بوشهر، اسکله والفجر است که فاصله دریایی آن حدود ۷۰ کیلومتر تا خارگ است.
شرکت ملی نفت و ماهان نیز پروازهایی از تهران، اصفهان و اهواز به خارگ دارند.

منبع تصویر، Getty Images
بسیاری سفر هوایی را ترجیح میدهند. خیلی از آنها که تجربه بازدید از خارگ را دارند، فرودگاه آن را یکی از «هیجانانگیزترین» فرودگاههای ایران میدانند، چون هواپیماها هنگام فرود و برخاستن از فاصله بسیار نزدیک از روی ساحل عبور میکنند. این ویژگی باعث شده برخی آن را با فرودگاه معروف سنمارتن در دریای کارائیب مقایسه کنند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
به محض ورود به خارگ، نخلستانهای کوچک و درختان کُنار را در گوشه و کنار میبینید که یادگار دوران پیش از نفت است. آنجا صدای پمپهای نفت و بوی گاز غالبتر از بوی خاک و خرماست و صدای غرش ماشینآلات و پمپها مدام به گوش میرسد. اگر شب وارد شوید، چراغهای تاسیسات نفتی همه جا را مانند روز روشن کرده است.
بومیان جزیره که بیشتر جمعیت آن را تشکیل میدهند، عمدتا از تبار مهاجرانی از گناوه و بوشهر و درصدی هم از لرهای حیاتداوودیاند. جمعیت قابل توجهی نیز شاغلان در صنعت نفتند که از نقاط مختلف ایران به این جزیره آمدهاند.
بهترین زمان برای سفر به خارگ، آبان و آذر است که آب و هوای جزیره معتدلترین، کمشرجیترین و دلپذیرترین حالت ممکن را دارد. دما در این دو ماه معمولا بین ۲۰ تا ۲۸ درجه سانتیگراد است و بارشهای گاهبهگاه پاییزی نیز به هوا لطافت میبخشد.
به محض ورود به خارگ، به احتمال فراوان، آهوان به پیشواز میآیند. این جزیره یکی از زیستگاههای اصلی آهوی ایرانی است که ۶۰ سال پیش برای جلوگیری از شکار بیرویه به این جزیره آورده شدند.
این آهوان به خوبی خودشان را با آلودگی ناشی از صنعت نفت تطبیق دادهاند و جمعیتشان بالا رفته است، تا آنجا که در سال ۱۴۰۰ اجازه مهاجرت معکوس داده شد و تعدادی از این آهوها به مناطقی از بوشهر فرستاده شدند.
یکی از نکاتی که هنگام ورود به جزیره باید در خاطر داشت این است که امکان فیلمبرداری و عکسبرداری از این آهوان و البته اماکن توریستی را دارید اما تصويربرداری از نقاط دیگر جزیره که تاسیسات نفتی در آن قرار دارند، ممنوع است.

منبع تصویر، Getty Images
خارگ را یکی از غنیترین مکانهای تاریخی ایران میدانند. از فرودگاه که خارج میشوید، نزدیکترین محل برای بازدید، گوردخمهها یا گورمعبدهای پالمیران است. پالمیرها بازرگانانی از سوریه کنونی بودند، جایی که شهر باستانی تدمر یا پالمیرا نامش را از آنان گرفته است. گفته میشود که این بازرگانان در زمان اشکانیان و ساسانیان به خارگ آمد و رفت داشتند.
چند صد متر آن سوتر از مجموعه پالمیران، گورستان باستانی با ۸۳ گور صخرهای در بخش شرقی و کوهستانی جزیره در دامنه کوه خضر و اطراف آن پراکنده است. این گورستان شامل گورهای ساده، گورهایی با صلیب نسطوری (متعلق به مسیحیان نسطوری) و گوردخمههای زرتشتی است.
جالب است که رومن گیرشمن، باستانشناس نامدار فرانسوی، در کنار کاوشهای مهم در چغازنبیل و سیلک، در این جزیره هم کاوش کرده و معتقد است پیشینه زندگی در خارگ به دوره عیلامیان (ایلامیان) پیش از هخامنشیان باز میگردد.
پس از تماشای این گورستان، نزدیکترین محل برای بازدید، قلعه هلندیها در حدود دو کیلومتری گورستان است. این قلعه یادگار حضور هلندیهاست که حدود سال ۱۷۵۳ میلادی پس از تعطیلی تجارتشان در بندرعباس، به این جزیره آمدند.
در دوره کوتاه ۱۳ ساله حضور هلندیها، خارگ رونق گرفت و جمعیتش به چند هزار نفر رسید اما سود تجارت کم بود و حضور هلندیها با مقاومت محلی روبرو شد.
در نهایت، در سال ۱۷۶۶ میلادی میرمهنا، حاکم بندر ریگ و متحد کریم خان زند، در جریان جنگ ایران و هلند، قلعه را محاصره و تصرف کرد. هلندیها شکست خوردند، بسیاری از آنها اسیر شدند و سرانجام همگی از خلیج فارس رانده شدند.
محل دیگری که بسیاری از علاقهمندان به آثار تاریخی برای بازدید از آن به خارگ میروند، کلیسای جزیره است: مجموعهای همراه با صومعه که تنها کلیسای بازمانده از دوران ساسانی در منطقه خلیج فارس است.
این کلیسا متعلق به مسیحیان نسطوری بوده که بیشتر مسیحیان در ایران در آن زمان پیرو این شاخه از مسیحیت بودند که در حقیقت پیروان نسطوریوس یا مسیحیت شرقی است.
این کلیسا را رومن گیرشمن در سال ۱۳۳۷ خورشیدی شناسایی کرد. ساختمان اصلی کلیسا، شبستان، محراب، جایگاه خوانندگان و نمازخانه شهدا و کتابخانهای با دو اتاق بزرگ و طاقچههای دو ردیفه برای نگهداری دستنوشتهها دارد.
مجموعه کلیسا همچنین تالار اجتماعاتی دارد که محل برگزاری شورای کشیشان بوده و اتاقهایی کوچک که برای سکونت راهبان استفاده میشد. صلیب باستانی که در این کلیسا کشف شده، اکنون در موزه ملی در تهران نگهداری میشود.
در جنوب غرب جزیره، آرامگاه امامزاده میر محمد حنفیه قرار دارد که اهالی او را برادر ناتنی امام سوم شیعیان میدانند و گفته میشود که او به دنبال اذیت و آزار بنیامیه در راه سفر به مدینه به جزیره خارگ میرسد و در آنجا میمیرد. بنای این مقبره مربوط به قرن هشتم هجری و جنس مصالح آن از خشت و کاهگل همراه با کاشیکاری زیباست.
خانه های کارکنان شرکت نفت و فلات قاره در نزدیکی فرودگاه است بنابراین هنگام ترک جزیره رفت و آمد آنها با یونیفرم های شرکتی دیده میشود.
وقتی با پرواز قصد ترک جزیره را می کنید این جزیره کوچک و کوچک تر می شود. این زمین به طول هشت و عرض چهار تا پنج کیلومتر همچون لکهای سفید و خاکستری روی آبهای فیروزهای خلیج فارس میدرخشد و محو می شود آنقدر محو که اسکلههای بلندش که همچون بازوهای فلزی از کنارش بیرون زدهاند به درخت باریک خشک شدهای میماند. حالا که جزیره آماج حمله شده، احتمالا مناظر دیگری هم به آن اضافه شده است: شاید چند نقطه سیاه و لکههای پاشیده شده.


































