جنگ ایران چگونه آینده کشورهای خلیج فارس را تغییر میدهد؟
منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, لویس باروچو
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
کشورهای حاشیه خلیج فارس - عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین - مدتها است که به عنوان مراکز ثبات و بلندپروازی دیده میشوند و توجه سرمایهگذاران، شرکتهای بزرگ و کارگران ماهر را به خود جلب کردهاند.
میدانهای هوایی این کشورها به نقاط اتصال جهانی و شهرهایشان به مراکز اقتصادی و گردشگری تبدیل شدهاند.
اما جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، این تصویر را متزلزل کرده است، زیرا موشکها و پهپادهای ایرانی که پایگاههای نظامی امریکا را در منطقه هدف قرار میدهند، به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی نیز آسیب زدهاند.
این کشورها تلاش میکنند هرچه سریعتر روند عادی زندگی را از سربگیرند: به عنوان مثال، دولت قطر به دورکاری پایان داده و صنفهای درسی دانشگاهها را دوباره حضوری کرده است. برخی کارشناسان معتقدند که کشورهای خلیج فارس ممکن است توانایی مقابله با شوکهای ناشی از جنگ کنونی را داشته باشند، اما این درگیری باعث ایجاد تغییرات استراتژیک شده است.
الکس واتانکا، از اندیشکده مؤسسه خاورمیانه مستقر در واشنگتن، میگوید: «شما نمیتوانید حملات ایران را بهدلیل وضعیت جغرافیایی و فاصله کم متوقف کنید. این کشورها اکنون به دام افتادهاند و به کشورهای خط مقدم در جنگی تبدیل شدهاند که جنگ آنها نیست، اما هزینه اقتصادی بسیار سنگینی میپردازند.»
او میافزاید: «حتی اگر آنها تمام پول خود را صرف دفاع کنند، آنچه ما دیدهایم این است که این کشورها اهداف بسیار آسانی برای ایران هستند - سرمایهگذاریهای میلیارد دالری آنها توسط پهپادهای چند هزار دالری ایرانی به خطر افتاده است.»
واتانکا میگوید که این عدم تعادل، هزینههای بیمه را افزایش میدهد، لجستیک را پیچیده میکند و ممکن است باعث شود شرکتها در مورد حضور خود در خلیج فارس تجدید نظر کنند.
حفظ خودمختاری
دکتر ابتسام الکتبی، رئیس اندیشکده مرکز سیاست امارات مستقر در امارات متحده عربی، معتقد است در حالی که کشورهای خلیج فارس در وضعیت دشواری بین ایالات متحده و ایران قرار دارند، یکی از پیامدهای فوری آن، تجدید اتحاد امنیتی با واشنگتن است.
او میگوید که این کشورها به دلیل نیازهای امنیتی فوری «به ایالات متحده - و به طور پنهانی و عملا به اسرائیل - نزدیکتر میشوند». اما او تأکید میکند که این همکاری عملگرایانه است، نه ایدئولوژیک.
آقای الکتبی میافزاید: «آنها همچنان نگرانند که هرچه بیشتر پایشان به جنگ کشیده شود، به اهداف اصلی تبدیل شوند و استقلال استراتژیک خود را از دست بدهند.»
واتانکا هشدار میدهد که روابط امنیتی نزدیکتر با محدودیتهایی همراه است - به ویژه در مورد تمایل ایالات متحده برای دفاع از خلیج فارس. او میگوید که دولتهای خلیج فارس مدتها قبل از درگیری به واشنگتن در مورد خطرات تشدید درگیری هشدار داده بودند و احساس ناامیدی میکردند.
او میافزاید: «ترامپ بیشتر بخاطر نتانیاهو وارد جنگ شد و کشورهای خلیج فارس را نادیده گرفت. آنان میدانند که هرگز با آنها مانند اسرائیل رفتار نخواهد شد.»
الکس واتانکا، استدلال میکند که سیاست داخلی ایالات متحده نیز اقدام واشنگتن برای دفاع از متحدان خلیج فارس در درازمدت را محدود میکند: «آیا مردم امریکا میخواهند پایگاههای خود در منطقه خلیج فارس را دو برابر کنند... این موضوع را چگونه توجیه میکنید؟»
او میگوید: «این با استدلال اصلی جنبش ماگا (عظمت را به امریکا برگردانیم) مبنی بر اینکه مداخلات در جهان، ایالات متحده را از درون تهی میکند، مغایرت دارد.»
بازدارندگی و دیپلماسی
منبع تصویر، Getty Images
الکس واتانکا، از اندیشکده مؤسسه خاورمیانه مستقر در واشنگتن، میگوید که ایران به نوبه خود کشورهای خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا بیطرفی خود را حفظ کنند.
او میگوید که وزیر امور خارجه ایران شکایت کرده که هیچ یک از کشورهای خلیج فارس حمله امریکا و اسرائیل به این کشور را محکوم نکردند... ایران به آنها میگوید: «خودتان را از این جنگ دور نگهدارید.»
به عقیده آقای واتانکا، دولتهای خلیج فارس همزمان که «از ایران خشمگین» هستند، میخواهند از تبدیل شدن به اهداف اصلی جلوگیری کنند. او میافزاید که استراتژی آنها ایجاد بازدارندگی و در عین حال اجتناب از مشارکت آشکار در عملیاتهای ایالات متحده یا اسرائیل است.
این پژوهشگر اندیشکده مؤسسه خاورمیانه با اشاره به خطرات حمله به نیروگاههای برق و تأسیسات آب شیرینکن میافزاید: «ایران میتواند به معنای واقعی کلمه زندگی مردم این کشورها را دشوار کند. زندگی چندین نسل از آنها میتواند به خطر بیاندازد.»
به گفته داکتر بدر موسی السیف، مقام سابق دولت کویت که اکنون استادیار دانشگاه کویت و همکار اندیشکده چاتام هاوس مستقر در بریتانیا است، راه حل بلندمدت درپیش گرفتن دیپلماسی است.
او میگوید: «ما باید با همسایگان خود کنار بیاییم. ما باید مستقیماً با ایران صحبت کنیم. باید یک برنامه مشخص در مورد نحوه همسایهداری ارائه دهیم.»
آزمون تابآوری اقتصادی
منبع تصویر، Getty Images
تبدیل شدن کشورهای خلیج فارس از اقتصادهای متکی به نفت به قطبهای ارائه خدمات جهانی یکی از بزرگترین داستانهای اقتصادی در یک دهه گذشته بوده است.
کارشناسان هشدار میدهند درحالیکه جنگ ممکن است این روند را متوقف نکند، اما آسیبپذیریهای آن را آشکار کرده است.
الکتبی انتظار دارد که این کشورها همچنان «قطبهای مهم باقی بمانند، اما با شرایط بیشتر» بهشمول افزایش هزینهها، بیمه و پیشبینی خطر.
او استدلال میکند که این گذار بیشتر به دولتها وابسته خواهد بود تا شرکتهای خصوصی، و کسبوکارها در حال طرح استراتژیهای حمایتی، مانند فعالیت از چندین مرکز هستند.
الکتبی معتقد است که با گذشت زمان، این کشورها تعداد شرکای تجاری خود را افزایش خواهند داد و احتمالاً برای جلوگیری از وابستگی بیش از حد به ایالات متحده، به همکاری با چین و شرکای منطقهای روی خواهند آورد.
داکتر بدر موسی السیف، میپذیرد که قدرت مالی منطقه، شدت ضربه ناشی از جنگ را کاهش خواهد داد، اما این کار بدون هزینه نخواهد بود: «این امر به پیشرفت ما در تحقق طرح تحول ملیمان آسیب خواهد زد.»
او توضیح میدهد که خسارات ناشی از حملات موشکی به نیروگاه گازی رأس لفان در قطر «چند سال طول میکشد تا تعمیر شود» وسالانه تا ۲۰ میلیارد دالر در جریان تعمیرات از دست خواهد رفت.
آقای السیف میافزاید: «این یک مثال کوچک است... اما من فکر میکنم ما تابآوری مالی برای تحمل آن را داریم. ممکن است نیاز باشد برخی پروژهها را کاهش داده و در زمینه اولویتبندی سرمایهگذاریهایمان تجدید نظر کنیم.»
او با اشاره به حملهی عراق به کویت و جنگ خلیج فارس در اوایل دههی ۱۹۹۰ میگوید: «گرفتار شدن در میان طرفهای متخاصم بیسابقه نیست. ما در اوایل دههی ۲۰۰۰ نیز قربانی تروریسم بودیم... و توانستیم آن چالش را نیز مدیریت کنیم.»
این مقام پیشین دولت کویت میافزاید: « اگر اعتراضات عربی را در اوایل ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به خاطر داشته باشید، آن اعتراضات در منطقه، در خلیج فارس نیز اتفاق افتادند و ما توانستیم به خوبی آن را پشت سر بگذاریم.»
در مسیر دفاع یکپارچه
کارشناسان میگویند که یکی از نتایج پایدار جنگ کنونی، ایجاد یک وضعیت دفاعی متحدتر و از نظر تکنولوژی پیشرفتهتر در خلیج فارس خواهد بود.
داکتر ابتسام الکتبی، پیشبینی میکند که سرمایهگذاری عمدهای در زمینه دفاع موشکی چند لایه با استفاده از شبکههای هشدار اولیه، پهپادها و قابلیتهای سایبری انجام شود.
بدر موسی السیف، معتقد است که ادغام برنامههای دفاعی این کشورها باید فراتر برود و میگوید: «ما باید خریدهای خود را هماهنگ کنیم، یک سیستم تدارکات متمرکز در خلیج فارس داشته باشیم... به علاوه، باید به تولید دفاعی محلی توجه کنیم، فرآیندی که اقتدار ما را افزایش میدهد.»
با این حال، رقابت میان این کشورها تحقق چنین جاهطلبی را پیچیده میکند.
الکس واتانکا میگوید که «شماری از کشورهای خلیج فارس به معنای واقعی کلمه به همان اندازه که با ایران رقابت دارند، با یکدیگر نیز رقابت میکنند» و این امر هماهنگی دفاعی را از نظر سیاسی پیچیده میکند.
آیندهای محتاطانه
منبع تصویر، EPA
کارشناسان معتقدند که آینده کشورهای خلیج فارس نه تنها به ایران، بلکه به تحولات گستردهتر منطقهای - از جمله تنشهای بین خود کشورهای خلیج فارس - بستگی خواهد داشت.
واتانکا هشدار میدهد: «این اشتباه است که فرض کنیم ایران تنها مانع در مسیر ایجاد نظم منطقهای است. سابقه این کشورها نشان میدهد که آنها بیشتر باهم اختلاف داشتهاند تا اتحاد.»
با این حال، کارشناسان میگویند که خلیج فارس همچنان یک قطب عمده جهانی باقی میماند، البته قطبی که در محیطی بیش از پیش نظامی شده و حساس به ریسک فعالیت خواهد کرد.
داکتر ابتسام الکتبی میگوید: «این کشورها از مسیر خود منحرف نخواهند شد - اما مسیر خود را دوباره تنظیم خواهند کرد.» او میافزاید: «خلیج فارس مقاومتر میشود - اما با گذشت زمان بیشتر با خطر مواجه شده و نظامیتر خواهد شد.»
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست