چگونه ارتباط با دیگران مغز را تغییر داده و حال‌ ما را بهتر می‌کند؟

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گذراندن وقت با دیگران باعث می‌شود مغز مواد شادی‌آور ترشح کند
    • نویسنده, سارا بل
    • شغل, بهداشت جهانی، سرویس جهانی بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آیا می‌دانستید که وقت گذراندن با دیگران می‌تواند به اندازه ورزش کردن و خوردن غذای سالم برای سلامت شما مهم باشد؟

بن راین، عصب‌شناس امریکایی می‌گوید معاشرت با دیگران اغلب شبیه یک دل‌خوشی یا تفریح به نظر می‌رسد، اما در واقع می‌تواند سلامت روان و جسم ما را تقویت کند.

او به بی‌بی‌سی گفت: «وقتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم، در کل احساس بهتری داریم. دلیلش این است که در مغز ما سامانه‌هایی به نام 'سیستم پاداش اجتماعی' وجود دارد که باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشیم.»

به گفته او، هنگام معاشرت با دیگران سه انتقال‌دهنده عصبی٬ اکسی‌توسین، دوپامین و سروتونین در مغز فعال می‌شوند. این روند ریشه در تکامل انسان دارد، چون زندگی گروهی در گذشته برای بقا ضروری بوده است.

آقای راین که دیدگاه‌هایش را در کتاب «چرا مغز به دوست نیاز دارد: عصب‌شناسی ارتباطات اجتماعی» مطرح کرده است، می‌گوید: «ما واقعا باید این فرصت‌ها را جدی بگیریم و با ارتباط گرفتن با دیگران، زیست‌شناسی بدن‌مان را به نفع خود تغییر دهیم.»

نقش هورمون اکسی‌توسین نمونه خوبی در این زمینه است. این ماده که به هورمون عشق معروف است، گاهی از آن به عنوان داروی طبیعت نیز یاد می‌شود.

آقای راین توضیح می‌دهد: «شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهند، اکسی‌توسین می‌تواند التهاب را کاهش دهد، از سلول‌های عصبی محافظت کند، به تقویت سیستم ایمنی کمک کند، از رشد استخوان‌ها پشتیبانی کرده و استرس اجتماعی را کاهش دهد.»

این روند همچنین یک هدف تکاملی کمک به بقای گونه انسان را دارد. سطح این هورمون در دو نوع رابطه اصلی به اوج خود می‌رسد: عشق میان زوج‌ها که باعث می‌شود به شریک زندگی خود علاقه‌مند شویم و تمایل به فرزندآوری داشته باشیم، و پیوند میان والدین و فرزند.

این دانشمند امریکایی از شهر بوفالو در نیویارک می‌گوید: «طبیعی است که چنین هورمونی از بدن شما محافظت کند… تا بتوانیم زنده بمانیم و از فرزندان‌مان مراقبت کنیم.»

چرا کمبود ارتباط اجتماعی برای ما مضر است؟

شواهد علمی زیادی هست که نشان می‌دهد انزوا و دوری از دیگران می‌تواند اثرات روانی شدیدی داشته باشد. از جمله خطر ابتلا به اضطراب، افسردگی و حتی خودکشی را افزایش داده و افراد را در برابر استرس آسیب‌پذیرتر می‌کند.

انزوای شدید، یعنی ارتباط بسیار کم یا قطع ارتباط با دیگران، می‌تواند خطر مرگ را نیز افزایش دهد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که انزوا ۳۲ درصد افزایش خطر مرگ را به همراه دارد.

به گفته آقای راین، انزوا به‌طور ناگهانی باعث مرگ نمی‌شود، اما می‌تواند واکنش استرسی در بدن ایجاد کند که خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند بیماری‌های قلبی، دیابت و زوال عقل را افزایش می‌دهد.

دلیل این امر آن است که انزوا باعث می‌شود بدن هورمون کورتیزول بیشتری ترشح کند، هورمونی که می‌تواند بدن را در برابر التهاب مزمن آسیب‌پذیرتر کند. التهاب مزمن به بافت‌های سالم بدن آسیب می‌رساند و با بیماری‌های یادشده ارتباط دارد.

آقای راین می‌گوید: «قرار گرفتن در معرض استرس طولانی‌مدت برای مغز و بافت‌های بدن بسیار طاقت‌فرسا است، اما علاوه بر آن، استرس همچنین اثرات بیولوژیکی دارد که به التهاب مزمن منجر می‌شود.»

چرا کمتر معاشرت می‌کنیم؟

پس اگر ارتباط با دیگران باعث می‌شود حال بهتری داشته باشیم، چرا اکثر مردم به اندازه قبل معاشرت نمی‌کنند؟

آقای راین می‌گوید ما اکنون در «دنیای پسا تعامل» زندگی می‌کنیم.

او می‌گوید یکی از دلایل اصلی این وضعیت، «خودکار شدن همه‌چیز» است که منجر به از میان بردن موقعیت‌هایی می‌شود که زمانی باعث می‌شد انسان‌ها رو‌در‌رو با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

او به افزایش استفاده از دستگاه‌های پرداخت خودکار در فروشگاه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «حالا حتی دیگر لازم نیست با فروشنده صحبت کنید یا می‌توانید خریدهای خود را به‌صورت آنلاین سفارش دهید.»

آقای راین می‌گوید انزوای شدیدی که در دوران همه‌گیری کووید بر مردم تحمیل شد نیز تأثیر بزرگی گذاشت و باعث شد به تعامل کمتر٬ حتی پس از پایان آن دوره عادت کنیم.

او تاکید می‌کند: «در واقع نیازهای ما تغییر نکرده است. ما هنوز هم به همان اندازه گذشته به ارتباط با دیگران نیاز داریم.»

منبع تصویر، Elena Zhukova

توضیح تصویر، بن راین ارتباطات آنلاین را به عنوان «غذای ناسالم برای مغز اجتماعی» توصیف می‌کند

همه‌گیری کرونا استفاده از ارتباطات آنلاین را پرشتاب کرد، اما استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به اندازه انزوا، خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب را افزایش دهد، زیرا در این نوع ارتباط، افراد به‌طور فیزیکی در کنار یکدیگر نیستند.

با وجود راحتی و دسترسی آسان، ارتباط مجازی نمی‌تواند همان میزان رضایت را برای مغز فراهم کند زیرا ما انسان‌ها برای تعامل رو‌در‌رو تکامل یافته‌ایم.

آقای راین می‌گوید: «این مثل غذای ناسالم برای مغز اجتماعی ماست. یک جایگزین ساده و قابل دسترس، اما از نظر مغذی معادل تماس واقعی نیست و به همین دلیل است که به‌تدریج در دام انزوا گرفتار می‌شویم.»

توصیه آقای راین این است که تا حد امکان سطح و کیفیت ارتباطات خود را ارتقا دهیم.

او می‌گوید: «اگر به کسی پیام می‌فرستید، سعی کنید در عوض به او زنگ بزنید. اگر تلفنی صحبت می‌کنید، تلاش کنید تماس تصویری برقرار کنید و اگر تماس تصویری دارید، تلاش کنید حضوری یکدیگر را ببینید.»

او افزود: «هر زمان که بتوانید عمق و کیفیت بیشتری به ارتباطات خود بدهید، این کار فواید بیشتری بر مغز شما خواهد داشت.»

پس در این میان، وضعیت افراد درون‌گرا چه می‌شود؟

آقای راین توضیح می‌دهد که همه ما انسان‌ها در جایی از طیف میان درون‌گرایی و برون‌گرایی قرار داریم و فقط باید بفهمیم چه میزان از ارتباط اجتماعی برای ما مناسب است.

او می‌گوید افراد برون‌گرا که از معاشرت بیشتر و مکرر بهره می‌برند، مانند گیاهی هستند که به آبیاری مداوم نیاز دارند، در غیر این صورت آسیب خواهند دید.

اما درون‌گراها شبیه گیاهانی هستند که فقط هر از گاهی به آب نیاز دارند و اگر بیش از حد به آن‌ها «آب» بدهید، یعنی بیش از اندازه در معرض تعامل قرار بگیرند، این هم می‌تواند برایشان مضر باشد. اما اگر اصلا به گیاه آب ندهید، گیاه سالمی نخواهد ماند.

او می‌گوید: «ما باید نیازهای مغز خود را برآورده کنیم و نخستین قدم، شناختن همین نیازهاست.»

به گفته آقای راین، مهم است بدانیم که سطوح مختلفی از تعامل با دیگران وجود دارد که همگی مزایای خود را دارند. او این نکته را به یک استخر تشبیه می‌کند که هم بخش کم‌عمق دارد و هم عمیق.

حتی یک ارتباط ساده مثل سلام کردن یا دست تکان دادن برای همسایه‌‌تان می‌تواند احساس شادی را در شما افزایش دهد. می‌توانید کمی جلوتر بروید و مثلا با فردی ناآشنا در صف سوپرمارکت گفت‌وگو کنید، یا حتی به بخش عمیق استخر شیرجه بزنید و با یک دوست صمیمی گفت‌وگویی عمیق و معنادار داشته باشید.

او می‌گوید: «مجبور نیستید هر بار عمیق‌تر فرو بروید، مهم این است که کاملا ز استخر بیرون نمانید.»

آقای راین معتقد است که ارتباط با دیگران نه‌تنها به بهبود حال فردی ما کمک می‌کند، بلکه می‌تواند تاثیر بزرگی بر جهان نیز داشته باشد.

او می‌گوید: «از نظر بیولوژیکی، روانی و فرهنگی، مهربان بودن با یکدیگر فواید بسیاری دارد. و واقعا عجیب است که ما از این فرصت به‌طور آگاهانه و بیشتر استفاده نمی‌کنیم.»