واضح است که هر دو
طرف تمایل و علاقه به مذاکره دارند.
هم ایران و هم
آمریکا به دنبال راهی برای خروج از بحران هستند. آنها علناً نمیگویند که به شدت به
دنبال این راه هستند، اما هر دو در تلاش هستند که تا حد امکان موضعی سخت و قوی از خود نشان
دهند.
ایران از نظر
اقتصادی تحت فشار است. این کشور میتواند فشار زیادی را تحمل کند و تاکنون نیز
فشار زیادی را تحمل کرده است، اما محاصره آمریکا بر بنادر آن و مختل کردن تجارت
دریاییاش، بهوضوح فشار را بر ایران بهشدت افزایش داده است.
اما برای دونالد
ترامپ نیز فشارهایی وجود دارد.
تهدیدهای دیروز
ایران مبنی بر این که اگر آمریکا محاصره بنادرش را برطرف نکند، ممکن است از طریق
متحدانش یعنی حوثیها حمله به کشتیرانی در دریای سرخ را آغاز کند، از جمله این
فشارهاست.
ایران همچنین موشکها و پهپادهایی در اختیار
دارد و در صورت فراهم شدن فرصت، توان آسیب رساندن به نیروهای نظامی آمریکا را دارد.
این واقعیت وجود
دارد که قیمت نفت و گاز بسیار بالاست و این به اقتصاد جهانی آسیب میزند. هرچه
بیشتر میگذرد، افراد بیشتری دولت آمریکا را مسئول و مسبب این وضعیت میدانند.
در مورد برنامههای
هستهای ایران شاید بزرگترین علامت سؤال وجود داشته باشد، اما این ایالات متحده و
اسرائیل بودند که این جنگ را در ۲۸ فوریه آغاز کردند.
ما میدانیم که آنها
در نشست اسلامآباد تا نزدیکی یک توافق درباره غنیسازی هستهای پیش
رفتند. این موضوع هنوز ادامه دارد و حل نشده است. احتمالاً میشود آن را حل کرد، اما همه چیز بستگی دارد به این که هر یک از طرفین تا چه حد حاضر است از خود انعطاف نشان دهد.