پهپادهای ایران چطور مفهوم قدرت را در منازعات بینالمللی تغییر دادند؟
منبع تصویر، Getty
- نویسنده, احمد روابه
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
در میانه جنگی که میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران در جریان است، اکرم خریف، کارشناس نظامی، کتابی با عنوان «در سایه شاهد» منتشر کرده است.
او در این کتاب به شرح شکلگیری و توسعه صنعت پهپاد در ایران میپردازد و راهبردی را توضیح میدهد که ایران با تکیه بر آن توانسته است با وجود تحریمها و محدودیتهای آمریکا، به بازیگری در صنعت نظامی جهانی تبدیل شود.
به پهپادهای ایرانی در گزارشهای نظامی درباره فعالیتهای حزبالله لبنان در مرز با اسرائیل اشاره شده است. سپس کارشناسان با بررسی بقایای تجهیزات، میان پهپادهایی که حوثیها در یمن بهکار بردهاند و صنعت ایران ارتباط برقرار کردند.
در سپتامبر ۲۰۲۲، جهان با خبری غافلگیرکننده روبهرو شد: ایران فناوری پهپاد را در اختیار ارتش روسیه قرار میدهد. بهدنبال آن، نخستین تصاویر از پهپادهای «ژرانیوم ۲» (شاهد ۱۳۶) منتشر شد که در آسمان کییف، پایتخت اوکراین، به پرواز درآمده بودند.
چگونه کشوری که چهار دهه تحت تحریم بوده، توانسته قواعد بازی را در منازعات بینالمللی تغییر دهد؟ چه عواملی زمینه این موفقیت را فراهم کردهاند؟
تحریمها پس از سال ۱۹۷۹ رهبران ایران را واداشت تا بهدنبال گزینههای در دسترس و راههایی برای غلبه بر مشکلات باشند و تصمیمهایی برای خروج از بنبست اتخاذ کنند. این شرایط همچنین باعث شد آنان بهجای اتکای صرف به طرفداران خود، به تخصص مهندسان نیز اعتماد کنند. در نتیجه تحریمها، ایران تلاش کرد شبکههایی در خارج ایجاد کند تا بتواند نیازهای خود را تامین کند و در مواردی نیز به فناوریهای غیرنظامی روی آورد. اما مهمتر از همه این بود که در نبود امکانات کافی، راهبردهایی تدوین شد که با صبر و پایداری به اجرا درآمد.
زمانی که محمدرضا پهلوی، شاه ایران، در ژانویه ۱۹۷۹ کشور را ترک کرد، ارتشی برجای گذاشت که از نظر تسلیحاتی قدرتمندترین در منطقه بهشمار میرفت. نیروی هوایی ایران به جنگندههای اف-۱۴ تامکت، اف-۴ فانتوم و اف-۵ تایگر مجهز بود.
در آن زمان، ارتش ایران از نظر تجهیزات در رتبه پنجم جهان قرار داشت، پس از ارتشهای ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا و فرانسه. بهطور مشخص، نیروی هوایی ایران حتی از همتایان آلمانی، چینی و اسرائیلی خود پیشرفتهتر تلقی میشد، چون به جنگندههای اف-۱۴ تامکت، که در آن زمان پیشرفتهترین هواپیماهای جهان بودند، دسترسی داشت. اما بهرهبرداری و نگهداری از این هواپیماها به حضور شمار زیادی از مهندسان و تکنسینهای آمریکایی در ایران وابسته بود و قطعات یدکی نیز مستقیما از شرکت آمریکایی گرومن تامین میشد. به همین دلیل، این نیروی هوایی کاملا به صنعت نظامی آمریکا وابسته بود.
پس از سقوط حکومت شاه، فرماندهان ارتش یا از کشور گریختند یا کشته شدند یا به زندان افتادند. مهندسان و تکنسینهای آمریکایی نیز ایران را ترک کردند و شرکتهای آمریکایی روابط خود را با نظام جدید قطع کردند.
نیاز، مادر اختراع است
منبع تصویر، Dans l’ombre du Shahed
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در سپتامبر ۱۹۸۰، نیروهای عراقی به خاک ایران یورش بردند و جنگی سخت میان دو کشور آغاز شد که هشت سال به طول انجامید. در این جنگ از شدیدترین ابزارهای کشتار و ویرانی، از جمله سلاحهای شیمیایی، استفاده شد و نزدیک به یک میلیون نفر جان خود را از دست دادند.
در مراحل ابتدایی جنگ، نیروهای عراقی بهدلیل برتری هوایی خود پیشروی کردند. ارتش عراق هواپیماهای شناسایی از اتحاد جماهیر شوروی خریده بود و از تصاویر ماهوارهای آن کشور هم بهره میبرد که به شناسایی موقعیتهای دشمن و رصد تحرکات آن کمک میکرد.
در مقابل، نیروهای ایرانی در شرایطی میجنگیدند که از دید و اشراف اطلاعاتی محروم بودند.
ایرانیان بهشدت به فناوری نیاز داشتند تا در جنگی که موجودیتشان را تهدید میکرد دوام بیاورند. اما تحریمهای اقتصادی مانع از تامین این نیازها شد. از همین رو تصمیم گرفتند این فناوری را خود ابداع کنند و بهجای خرید از دیگران، آن را با تکیه بر توان داخلی بسازند.
ایده ساده بود: اگر امکان پرواز هواپیماهای شناسایی بر فراز خطوط دشمن برای اطلاع از موقعیتها و تحرکات آن وجود ندارد، شاید بتوان دستگاههای کوچکی را با کنترل از راه دور اعزام کرد. این ابزارها ارزانترند، بهسختی شناسایی میشوند و میتوانند اطلاعات ارزشمندی فراهم کنند.
از سال ۱۹۸۱، ایرانیان به این دستگاههای کوچک اندیشیدند و به نصب دوربین روی آنها فکر کردند. این ایده در دانشگاه اصفهان شکل گرفت و گروهی از دانشجویان و مهندسان اجرای آن را بر عهده گرفتند. آنها طراحی و ساخت نمونهها را آغاز کردند، آنها را آزمایش و بهتدریج بهبود بخشیدند، پیش از آنکه طرح را به سپاه پاسداران ارائه کنند.
ابزارها ساده و ابتدایی بودند. تکههایی از پلاستیک و قطعات ابتدایی، در کنار ذهنهایی خلاق و ورزیده. کارگاهی کوچک در دانشگاه که جوانانی مصمم و پراراده در آن رفتوآمد میکردند و به مفاهیمی چون «جهاد سازندگی» و «جهاد دانشگاهی» که پس از انقلاب توسط مسئولان کشور مطرح شده بود، باور داشتند.
پس از سالها آزمون و خطا، میان ناکامیها و پافشاریها، سه جوان در کارگاه دانشگاه اصفهان به طراحی میپرداختند و آزمایشها را در دشتهای خوزستان انجام میدادند: یک خلبان غیرنظامی به نام فرشید، دانشجوی فیزیک به نام سعید، و مسعود، جواهرسازی ماهر.
وقتی برای نخستین بار نمونه را به مسئولان نظامی ارائه کردند، برخی آن را به تمسخر گرفتند. این نمونه بیشتر به اسباببازی کودکان شباهت داشت و از ابزارهایی غیرمعمول ساخته شده بود. مخزن سوخت آن کیسه سرم پزشکی بود و ملخ آن بهصورت دستی ساخته شده بود.
نخستین پهپاد رزمی
منبع تصویر، Dans l’ombre du Shahed
در پاییز ۱۹۸۳، در فاصله ۴۰ کیلومتری از خط مقدم، آن هواپیمای «اسباببازی» برای نخستین بار بر فراز مواضع نیروهای عراقی به پرواز درآمد و با تصاویری روشن از مواضع نظامی بازگشت. پس از آن، دستور تشکیل گردان رعد و آغاز یک برنامه رسمی برای توسعه پهپادها صادر شد.
این برنامه از کارگاه دانشجویی در دانشگاه اصفهان به سپاه پاسداران منتقل شد. برای بهدست آوردن اجزای لازم جهت توسعه این هواپیما، آنها ناچار بودند تحریمهای اعمالشده علیه کشور را دور بزنند و به بازارهای بینالمللی دسترسی پیدا کنند.
سپاه پاسداران شبکهای از شرکتها را در دوبی ایجاد کرد و از واسطههایی در سنگاپور بهره گرفت که قطعات جداگانه را از دهها کشور خریداری میکردند. این قطعات سپس به اصفهان فرستاده شده و در آنجا مونتاژ میشدند. همین موضوع وجود تراشههای ساخت آمریکا را در پهپادهای شاهد ۱۳۶ که در اوکراین سرنگون شدند توضیح میدهد.
پهپادها کارآمدی خود را در عملیات شناسایی ثابت کردند و نیروهای ایرانی پس از سال ۱۹۸۳ در نبردهای سرنوشتساز با نیروهای عراقی از آنها استفاده کردند. اما مهندسان و نظامیان در گردان رعد از سال ۱۹۸۷ به فکر توسعه پهپادهای رزمی افتادند. پهپادی که بر فراز مواضع دشمن پرواز میکند و تحرکات آن را تصویربرداری میکند، در صورتی که به قدرت آتش مجهز باشد، میتواند به این مواضع یورش ببرد و آنها را منهدم کند. اما این کار به توانمندیها و فناوری متفاوتی نیاز داشت که گردان رعد بعدتر در پهپادهای رزمی با نام «مهاجر» توسعه داد.
در سال ۱۹۸۸، ایران در شمار نخستین کشورهایی بود که از «هواگرد بیسرنشین رزمی» (UCAV) استفاده کرد؛ همان چیزی که امروز با نام پهپاد شناخته میشود. ایالات متحده، ترکیه و اسرائیل به تولید این نوع پرندهها شهرت دارند، اما ایران در واقع از پیشگامان این عرصه بود.
پهپادهای ایرانی در سال ۱۹۸۸ از نظر ساختار هنوز ابتدایی بودند و برد آنها از ۵۰ کیلومتر فراتر نمیرفت. اما در سال ۲۰۲۶، پهپادهای پیشرفته ایران از حریم هوایی چند کشور عبور کردند تا از خاک ایران، اهدافی را در اسرائیل هدف قرار دهند.
در واقع، اسرائیل پیش از همه، حتی پیش از ایالات متحده، از هواگردهای بدون سرنشین برای مقاصد نظامی استفاده کرده بود. این کشور در جنگ ۱۹۷۳ آنها را برای فریب سامانههای موشکی زمینبههوای مصر و فرسوده کردن آنها به کار گرفت. این همان اصلی بود که دستاندرکاران برنامه پهپادی ایران بعدتر آن را گسترش دادند.
در جریان حمله به لبنان در سال ۱۹۸۲، اسرائیل از پهپادهای «اسکات» و «مسطیف» در عملیات شناسایی و همچنین در هدایت حملات علیه مواضع سامانههای موشکی سوریه در دره بقاع استفاده کرد. این نخستین استفاده از پهپادهای نظامی در یک درگیری مسلحانه بود.
منبع تصویر، Getty
دگرگونی مفاهیم
منبع تصویر، Dans l’ombre du Shahed
کارشناسان ایرانی تحولات لبنان را از نزدیک دنبال کردند و متحدانشان در حزبالله به آنها در ثبت اطلاعات دقیق درباره پهپادهای اسرائیلی کمک کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که این تجهیزات چندان پیچیده نیستند و کارشناسانشان در دانشگاههای تهران و اصفهان قادر به ساخت نمونههای مشابه آنها هستند.
تحلیلگران نظامی نیز در گزارشهای متعدد اشاره کردهاند که نمونههای اولیه پهپادهای ایرانی در بسیاری از ویژگیها به پهپادهای اسرائیلی «اسکات» و «مسطیف» شباهت داشتند. بهگفته آنها، مهندسان ایرانی این ویژگیها را از نمونههای اسرائیلی الهام گرفتهاند.
از دهه ۱۹۷۰ این باور رایج بود که هرچه یک سلاح از نظر فناوری پیشرفتهتر باشد، ارزش و کارایی بیشتری دارد. بهعنوان مثال، یک موشک هدایتشونده که بتواند هدفی را در فاصله هزار کیلومتری با دقت بالا منهدم کند، از صدها گلوله غیرهدایتشونده موثرتر است. در این نگاه، فناوری بر کمیت برتری دارد.
ایرانیان رویکردی تازه به این معادله افزودند: اگر کشوری نتواند از نظر فناوری با رقبای خود رقابت کند، میتواند در تعداد و هزینه اقتصادی با آنها رقابت کند. این همان اصلی است که برنامه پهپادی ایران بر پایه آن شکل گرفت.
پهپادی که ساخت آن حدود ۲۰ هزار دلار هزینه دارد، نمیتواند از نظر دقت با یک موشک کروز دو میلیون دلاری رقابت کند. اما اگر ۱۰۰ پهپاد بهکار گرفته شود، طرف مقابل ناچار است برای مقابله با آنها ۱۰۰ موشک سامانههای پهپادی یا حتی بیشتر، شلیک کند.
پهپادها نه برای دقت و قدرت تخریب بالا، بلکه برای فرسایش توان دفاعی دشمن و فشار بر منابع مالی آن طراحی شدهاند. از این رو، حملات پهپادی میتواند مدت طولانیتری ادامه یابد، زیرا هزینه آنها ۱۰ تا ۲۰ برابر کمتر از سامانههای دفاع موشکی طرف مقابل است.
با یک محاسبه ساده میتوان دید که بهکارگیری ۱۰۰ پهپاد حدود ۲ میلیون دلار هزینه دارد، در حالی که طرف مدافع برای مقابله با آنها باید حدود ۲۰۰ میلیون دلار صرف موشکهای پیشرفته کند، صرفنظر از میزان خسارتی که این پهپادها وارد میکنند.
پهپادها همچنین ویژگی دیگری دارند و آن دشواری شناسایی توسط رادار است، زیرا با سرعت پایین و در ارتفاع کم پرواز میکنند. افزون بر این، بهکارگیری شمار زیادی از آنها بهطور همزمان میتواند سامانههای دفاعی را دچار اختلال کند و در برخی موارد مانع از رهگیری همه آنها شود.
منبع تصویر، Getty
حمله سال ۲۰۱۹ به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی کارایی این ویژگی را نشان داد، چرا که سامانههای دفاعی آمریکا نتوانستند پهپادهای ساخت ایران را رهگیری کنند. هرچند حوثیها مسئولیت این حمله را بر عهده گرفتند، اما برداشت غالب این است که این پهپادها از خاک ایران یا عراق پرتاب شده بودند.
خسارات این حمله به دهها میلیارد دلار رسید، در حالی که هزینه پهپادهای مهاجم تنها در حد چند میلیون دلار بود. این تفاوت، عاملی است که در نهایت میتواند برنده و بازنده در جنگ پهپادها را تعیین کند.
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست