دعادرمانی سرطان؛ «پسرم فریب وعدههای واهی را خورد»
- نویسنده, مامون درانی
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
«پسرم را با وعدههای فریبنده گمراه کردند؛ از او نذر گرفتند، پول گرفتند، ولی بیماری سرطانش درمان نشد.»
حبیبالله، باشنده ولسوالی پنجوایی ولایت قندهار میگوید که پسرش را برای درمان نزد فردی برده بود که ادعا میکند با دعاخوانی او، بسیاری از مردم را از بیماریهایی چون سرطان و تالاسمی یا کمخونی شدید نجات داده است.
پسر حبیب الله یکی از هزاران بیماران سرطان در افغانستان است که در این کشور جان باخته است. سازمان جهانی صحت، امسال در روز جهانی مبارزه با سرطان اعلام کرد که در افغانستان هر سال بیش از ۲۴هزار نفر به سرطان مبتلا میشوند و از این میان، دستکم هفتاد درصد آنان جان خود را از دست میدهند. آمار واقعی شاید به مراتب بیشتر باشد چون شماری حتی دسترسی به داکتر و کلینیک ندارند تا بیماری آنها تشخیص شود.
حبیبالله میگوید پسرش باور داشت که فردی به نام ندا محمد قادری، که تعویذنویس است، او را از درد بیماری سرطان نجات خواهد داد، به همین دلیل درمان طبی را ترک کرد.
به گفته او، دوستانش براساس باورهای بومی به او توصیه کرده بودند که در منطقه «لویه ویاله» قندهار یک «پیر» بسیار ماهری است به اسم ندا قادری که بسیاری از بیماران سرطانی را درمان کرده است.
حبیبالله در گفتگو با بیبیسی گفت که هرچند میدانست درمان پسرش با دعانویسی و دعاخوانی ممکن نیست، چون او از پاکستان ناامید از مداوا برگشته بود، اما برای آرامش خاطر پسرش، او را نزد ندا قادری فرستاد که به گفته حبیبالله یک «فریبکار» بود.
حبیبالله میگوید: «از پسرم عکس گرفته بودند و به او گفته بودند این را نگه دار، ده روز بعد چهرهات تغییر میکند و حتی خودت را هم نخواهی شناخت.» او ادعا میکند که آقای قادری علاوه بر گرفتن یک گوسفند، هر روز ۱۰۰ افغانی به عنوان نذر و ۳۰۰ افغانی برای کرایه رفتوآمد میگرفت.
اما ندا محمد قادری میگوید او از مردم درخواست پول نمیکند و میافزاید: «از مردم بپرسید، بعضی ۱۰، بعضی ۲۰ و برخی ۱۰۰ افغانی میدهند.»
پسر حبیبالله چند ماه پیش، زمانی که وضعیت صحیاش وخیم شده بود، در راه انتقال به شفاخانه جان داد. پدرش میگوید: «پسرم را از دست دادم؛ پنج کودک و یک همسر بیوه از او باقی ماندهاند.»
چگونه یک آشپز به نام «درمانگر» سرطان و تالاسمی در میان مردم جا یافته است؟
در حاشیه جنوبی شهر قندهار، در مقابل خانهای دهها نفر جمع شدهاند، به امید اینکه درمانی برای بیماری خود پیدا کنند.
در یکی از اتاقهای این خانه، مردان، زنان و کودکان زیادی نشسته یا دراز کشیدهاند که ظاهراً وضعیت صحی خوبی ندارند.
در گوشهای از اتاق ندا محمد قادری، که خود را «پیر» مینامد، نشسته است. لباس سفید به تن، دستار سفید به سر و ریش بلند سیاه دارد. در یک دستش بوتل آب است و هر بار جرعهای آب به دهان میگیرد و سپس با سرعت آن را بهروی افراد نشسته میپاشد. او ادعا میکند که خداوند در این عمل او شفا قرار داده و بسیاری از بیماران سرطان و تالاسمی را به همین شیوه، از رنج نجات داده است.
ندا محمد قادری تحصیلات عالی عصری یا دینی ندارد. چند سال پیش در یکی از دفاتر آشپز بود. در چهار سال گذشته سه بار دیگرازدواج کرده است و حالا میگوید چهار همسر دارد.
او میگوید که حتی در زمانی که او آشپز بود، برخی افراد برای دعانویسی نزد او میآمدند و با بهتر شدن وضعیت آنان، شمار مراجعهکنندگان، بهویژه بیماران سرطانی، بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
او میگوید: «از هر گوشه افغانستان، بیماران سرطانی نزد من میآیند؛ روزانه از ۲۵۰ تا ۳۰۰ و حتی تا ۴۰۰ نفر مراجعه میکنند.»
تجویز انتیبیوتیکهای قوی در کنار دعاخوانی
ندا محمد قادری اما میگوید، علاوه بر دعانویسی، در «همکاری با یک داکتر»، برای بیماران دارو نیز تجویز میکند و همزمان، هیچکس را از مراجعه به درمان طبی منع نکرده است.
یکی از باشندگان قندهار که نخواست نامش ذکر شود، میگوید برای درمان بیماریاش به زیارتگاهها و دعانویسان زیادی، از جمله ندا محمد قادری مراجعه کرده بود. او میگوید: «قادری به من میگفت که نه پاکستان برو و نه هم جای دیگری؛ فردا یک گوسفند بیاور، انشاالله کاملاً خوب میشوی.»
او میگوید هفت روز برای دعاخوانی نزد آقای قادری رفت و در کنار آن، برایش پیچکاری سفتراکسون (Ceftriaxone)، و قرصهای کوآموکسیکلاو (Co-amoxiclav) و آگمنتین (Augmentin) نیز داده بود.
او میافزاید: «با وجود همه اینها، وضعیت من تغییر نکرد؛ میدانستم زمان از دست میرود، بنابراین مجبور شدم برای درمان به شفاخانه شوکت خانم در شهر لاهور پاکستان مراجعه کنم.»
او به سرطان پوست مبتلا بود و پس از درمان در پاکستان بهبود یافته است.
این شفاخانه که بنیانگذار آن عمران خان، نخستوزیر پیشین پاکستان است، خدمات درمانی برای بیماران سرطانی را بهصورت رایگان ارائه میدهد.
بر اساس معلومات ادارهٔ صحت ملی بریتانیا، سفتراکسون، کوآموکسیکلاو و آگمنتین، انتیبیوتیکهای قوی هستند که برای درمان عفونتهای مختلف باکتریایی استفاده میشوند.
طبق این معلومات، سفتراکسون برای عفونتهای شدید مانند عفونت ریه و خون استفاده میشود و لازم است فقط از طریق ورید تزریق شود. همچنین کوآموکسیکلاو و آگمنتین که نامهای تجاری اند، برای درمان عفونتهای گوش، سینه، مجاری ادراری و پوست به کار میروند. هیچ کدام این انتیبیوتیکها در مداوای سرطانها استفاده نمیشوند.
اداره صحت ملی بریتانیا هشدار میدهد که این داروها باید فقط با مشورت داکتر متخصص استفاده شوند، زیرا استفاده نادرست آنها باعث مقاومت دارویی میشود.
با وجود اینکه در کشورهای پیشرفته معیارهای درمان بسیار سختگیرانه و براساس اصول علمی است، در افغانستان هنوز بسیاری از بیماران میان نبود امکانات طبی و باورهای نادرست بومی گیر ماندهاند.
اما براساس دستورالعملهای طبی، بیماران تالاسمی باید هر چند هفته یکبار هموگلوبین خون دریافت کنند و این کار نیز باید در شفاخانه انجام شود.
محمد عزیز سعیدی، باشنده ننگرهار، میگوید دو دختر دوگانهگیاش (دوقلو) به تالاسمی مبتلا بودند و برای زنده ماندن نیاز داشتند هر ماه خون دریافت کنند.
او میگوید با توصیه برخی از اقارب، دخترانش را نزد دعانویسان برد، اما نتیجه برعکس شد و وضعیت آنان رو به وخامت گذاشت.
سعیدی میگوید: «برخی آنان پرهیز تجویز میکردند و برخی دیگر هم آب دمکرده میدادند، اما هیچ تغییری نیامد؛ بعداً درمان طبی را آغاز کردیم و حالا وضعیتشان بسیار خوب است.»
دعاخوانی یا درمانگری روحانی، سرطان و تالاسمی را درمان نمیکند
در افغانستان، با آنکه طالبان اخیرا شفاخانه ای برای درمان بیماران سرطان ایجاد کرده اند٬ اما در کل کمبود امکانات صحی معیاری و هزینههای بلند درمان از عوامل اصلی هستند که برخی بیماران سرطان و تالاسمی و خانوادههای آنان را مجبور میسازد به جای طب مدرن، به تعویذنویسها و درمانگران روحانی پناه ببرند.
به همین دلیل برای بسیاری از افغانهایی که به سرطان و تالاسمی مبتلا هستند اما توان درمان در داخل کشور یا سفر به خارج را ندارند، یا هم از تشخیص ناامید میشوند، زیارتگاهها و درمانگران روحانی آخرین پنجره امید میشود.
پزشکان میگویند دعا خوانی و درمان روحانی ممکن است برای برخی بیماران آرامش ذهنی ایجاد کند، اما نباید جایگزین درمان طبی شود.
دکتر باز محمد شیرزاد، مشاور پیشین وزارت صحت عامه افغانستان میگوید بیماریهای پیچیدهای مانند سرطان و تالاسمی نیاز به درمان منظم طبی دارند.
او میگوید: «ابتدا تشخیص، سپس تعیین مرحله بیماری، و بعد درمان مناسب برای هر مرحله؛ گاهی فقط دوا، در برخی موارد شیمیدرمانی و رادیوتراپی استفاده میشود.»
آقای شیرزاد همچنین میگوید درمان تالاسمی نیز باید بهصورت علمی انجام شود. او میافزاید: «در جهان، پیوند مغز استخوان تنها درمان ثابتشده برای تالاسمی شدید است که میتواند بیمار را کاملاً درمان کند.»
مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا نیز میگوید، هیچ شواهد علمی وجود ندارد که ثابت کند روشهای رواندرمانی از بروز بیماریهای مانند سرطان پیشگیری کنند یا آنها را درمان نمایند؛ اما این روشها میتوانند در کاهش فشار روانی وایجاد آرامش کمک کند.
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست